علوم ماوراء این سایت پاسخگوی تمام سوالات و نیاز های شما در زمینه علوم و ماورا می باشد. tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com 2020-06-03T17:20:07+01:00 mihanblog.com شناخت دیگران از روی ظاهرشان(علم فراست) 2012-07-30T11:55:41+01:00 2012-07-30T11:55:41+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/74 محمد اکبری در یافتن اخلاق مردم بر حسب چگونگی رنگ و شکل عضو های ظاهر و بهترین روش اعضا صورت شخص است و شرفش بسبب خوبی و جمال است و نقصان تن بسبب قبح و زشتی و محل حسن و قبح چهره است و زیبایی و سلامت دیگر اعضا اعتبار چندانی ندارد و علاماتی که بر صورت آدمی ظاهر می شود برهان قوی تری است بر احوال درونی  بر خلاف عضوهای دیگر و دلیل بر این سخن آن است که در حالت خشم و ترس و فرح و اندوه و خجالت رنگها بر چهره پدیدار می شود چنانکه از هر رنگی می توان دانست در فرد کدام حالت حادث شده است که به آن د

در یافتن اخلاق مردم بر حسب چگونگی رنگ و شکل عضو های ظاهر و بهترین روش اعضا صورت شخص است و شرفش بسبب خوبی و جمال است و نقصان تن بسبب قبح و زشتی و محل حسن و قبح چهره است و زیبایی و سلامت دیگر اعضا اعتبار چندانی ندارد و علاماتی که بر صورت آدمی ظاهر می شود برهان قوی تری است بر احوال درونی  بر خلاف عضوهای دیگر و دلیل بر این سخن آن است که در حالت خشم و ترس و فرح و اندوه و خجالت رنگها بر چهره پدیدار می شود چنانکه از هر رنگی می توان دانست در فرد کدام حالت حادث شده است که به آن دلیل حالت این رنگ بر رخ ظاهر شده چنان که حالت غذب او را رنگیست که در حالت خوف نیست در حالت خوف رنگی است که در حالت خجالت نیست و این اختلاف عوارض در ظاهر سبب تغییر احوال باطن در عضوهای دیگر نیست و چون درست شد که دلالت نشانهای روی بر اختلاف باطن قوی تر است ابتدا بشرح تاثیر اعضای صورت بتفصیل میپردازیم اگر پیشانی کوچک باشد

نشان جهل است زیرا که موضع آن بطن اول از مغز سر کوچک است و بدین سبب حفظ و ذکر متعادل نیست و از ضرر خالی نباشد و اگر پیشانی نه کوچک باشد نه بزرگ و در هم کشیده باشد دلالت کند بر قوت غضب زیرا که پیشانی مردم چون خشم گیرد بدین شکل در آید و اگر پیشانی بزرگ بود دلیل بر کاهلی یا بر قوت غضب زیرا که بزرگی پیشانی اگر از ماده بسیار بود از آن کاهل لازم آید و اگر از سبب قوت حرارت غریزی بود بواسطه فراخی رگها و منافذ دماغ استیلا یافته قوت غضبی لازم آید و اگر در پیشانی خطهایی باشد دلالت کند بر لاف زدن و اگر پیشانی فراخ و خطی نداشته باشد دلیل بر شغب و خصومت و اگر موی ابرو بسیار باشد دلیل بر استیلای غم و اندوه و سخن گفتن بسیار بی معنی و بسیار موی از بسیار بادهای دخانی بود در دماغ و این دلیل است که جنون بر مزاج غالب شود و جنون سبب غم و اندوه باشد و اگر ابرو دراز بود و کشیده تا بصدغ و صدغ محلی است میان دنباله چشم و گوش دلیل بر لاف زدن و خود بینی اگر ابرو از جانب بینی کشیره به زیر بود و از جانب

صدغ بالا دلیل بر لاف زدن و بی خردی و ابلهی و اگر چشم بزرگ باشد دلیل بر کاهلی است زیرا شباهت به چشم گاو دارد نیز بزرگی چشم دلیل است بر بسیاری ماده تر در دماغ و این سبب ملادت و نقصان فهم است و اگر چشم بزرگ و برجسته باشد دلیل است بر جهل و بسیار بیهوده سخن گفتن و اگر چشم در مغاک باشد پس حالت پسندیده آن بود که چشم باعتدال بود نه برجسته و نه در مغاک افتاده و اگر چشم اندکی در گودی بود دلیل بر بد دلی است زیرا اگر سیاهی ماده سودابی باشد موجب بد دلی است و اگر چشم سرخ بود رنگ شراب دلیل بود ….  بخاطر آنکه سفیدی دلیل استیلای بلغم است و اگر رنگ چشم چون شراب صافی بود دلیل باشد بر جهل و اگر چشم گشاده باشد و پیدا ، دلیل بر ستیزه رویی و وقاحت زیرا که چشم سگ بدین صفت باشد و اگر چشم زود متحرک باشد دلیل است بر بددلی از برای آنکه آدمی چون بترسد چشمش بدین صفت بود و اگر چشم ازرق باشد و زرد بود دلیل دارد بر ترس و بددلی و در هرکه این دو علامت جمع شود بد دلی و احوال پریشانی و علامت امور مشوش ظاهر شود

و اگر در چشم نقطها بود کرد اگر سیاهی چشم دلیل بود بر شرور و بد دلی و بد اندیشی و اگر نقطه ها در چشم سبز بود شر و بد دلی زیاده شود و اگر در گرد سیاهی چشم شکل طوقی در آمده باشد دلیل بود بر حسد و بد اندیشی و بی سامانی و اگر با سیاهی چشم زردی آمیخته مانند زر اندود دلیل برآنکه صاحبش خون ریزد و کشنده باسم باشد و اگر بدین صفت در چشم نقطهای سرخ سرخ باشد دلیل بود برانکه صاحبش خبیث و بدترین آدمیها و اگر در چشم سبزی باشد دلیل بود بر خیانت و بد اندیشی و شریری و اگر چشم روشن و براق باشد دلیل قوت شهوت بود زیرا که چشم خروس چنین است و چون بیان شد که ازرقی و سیاهی و زردی و سبزی در چشم نا پسندیده است لازم آید که بهترین چشمها اشهل بود که آن را بپارسی میش چشم گویند زیرا که این چشم رنگ میانه جمله رنگهاست و (بز/بر) چشم شیر که پادشاه وحوش است و چشم عقاب که پادشاه طیور است چنین است و اگر در پلک شکستگی و پیچیدگی باشد دلیل بود بر نادانی و مکر و حیله و جنگ و اهل عرب صفت کنند این چشم را

ایشان در چشم زبان این صفت را بغایت لطیف شمرند و بعضی گفتند اند این صفت دلیل است بر نرمی زیرا که شباهت دارد بزنان و این صفت زنان است و سبب غنج و دلال است و اگر سر بینی باریک باشد دلیل است بر سگساری و دوست داشتن جنگ و در خصومت و این معنی را از سگ اعتبار کردند و اگر سر بینی بزرگ باشد و پر گوشت باشد دلیل فهم بود و این اعتبار را از گاو گرفته اند و اگر سوراخ بینی فراغ بود دلیل قوت خشم بود زیرا که بینی مردم خشمگین چنین بود و اگر و اگر بلندی بینی سطبر باشد دلیل بر فهم و نقصان دین بود و آن را اعتبار از خوک بود و اگر بینی از آنجا که پیشانی است پیوسته است چون کمانچه در آمده است دلیل بر وقاحت و ستیزه رویی و این اعتبار از کلاغ گرفته اند لیکن آنکس که بینی وی برین شکل بود بزرگ نفس و بلند همت باشد و اگر دهان فراخ باشد دلیل بر حرص و از بهرانکه فراخی راهگذر شراب و طعام از قوت حرارت بود و نیز دهن شیر فراخ است و اگر لبها سطبر باشد دلیل بر حماقت

و جلادت خصوصا که با سطبری فرو افتاده بود و آویخته و اگر لب باریک باشد دلیل بر رنجوری و کثرت بیماری بود و اگر هر دو لب وسط چنانکه بهم رسند لب بالایین بر لب زیرین افتاده باشد دلیل بر بزرگی نفس و بلند همتی زیرا که لب شیر چنین باشد و اگر لبها باریک باشد و گشاده چنان که دندان بیشتر پیدا بود دلیل بود بر قدرت زیرا که از گراز چنین بود و اگر لب سطبر باشد و لب بالایین بر لب زیرین معلق دلیل بر جهل و نادانی و این اعتبار را از خر و میمون گرفته اند و اگر دندانها ضعیف و باریک بود و از یکدیگر گشاده دلیل بود بر ضعف و سستی و اگر دندانهای پیش دراز بود و قوی دلیل حرص و شریری بود و هر که روی او بصورت روی مردم خشمناک بود دلیل بر قوت خشم غضب و اگر بر روی گوشت بسیار باشد دلیل بود بر کاهلی و نادانی و این اعتبار را از گاو گرفته اند و نیز چون روی بسیار گوشت دارد رگهای دماغ از اختلاط و باد های غلیظ ممتلی بود بدین نوع و سبب روح که سبب حسن و حرکت است

در آن عروق و مجاری حرکت نتواند کرد لاجرم و عقل ناقص شود و اگر بر صورت گوشت اندک دارد دلیل بر فکر و اندیشه بسیار زیرا که اندیشه بسیار سبب خشکی مزاج است و خشکی مزاج سبب رقت گوشت و اگر روی سخت کرده باشد دلیل بر شکستگی نفس و درویشی طبع و دناهت و این اعتبار از بوزینه گرفته اند و اگر روی سخت بزرگ باشد دلیل بود بر کاهلی و این را از گاو و خر گرفته اند و اگر روی سخت کوچک باشد دلیل بر بدنفسی و خبیثی و دوستی کردن با هر کسی و این اعتبار از میمون گرفته اند و اگر درست شد که بزرگی و کوچکی روی پسندیده نیست معلوم شود که بهترین اشکال او آن است که معتدل باشد و کم افتد که صاحب روی زشت نیکو اخلاق و خوش خلق و صاحب روی خوب تنگ خلق و بد خوی بود از این جاست که رسول فرمود که ……… من وجوه الحسان و اگر میان گوش و چشم که بتازی آنرا صدغ خوانند برآمده و آماسیده باشد و بزرگ (کردن/گردن) ممتلی دلیل غضب

و خشم بود زیراکه آدمی چون خشم گیرد بدین شکل شود و کم خندیدن دلیل بر مخالفت با مردم و راضی نبودن بکارهای دیگران و اگر خنده بلند کند دلیل بر ستیزه رویی و دراز زبانی و اگر با خنده مقال کند دلیل بود بر خیره زبانی و اگر گوش بزرگ باشد دلیل بر جهل و نادانی و درازای عمر زیرا که گوش خر بزرگ است و اما درازی عمر زیرا که خشکی بر مزاج غالب شود و اگر گردن قوی و سطبر باشد دلیل بود بر قوت غضب و این معنی را از آن اعتبار کرده اند که هر چه نر بود از هر نوع که باشد پس قوی تر باشد و گردن ماده باریک تر و اگر گردن باریک باشد دلیل بود بر ضعف نفس و دون همتی و اگر معتدل باشد دلیل بر بزرگی نفس و بلندی همت و این را از شیر اعتبار گیرند و اگر گردن دراز و باریک باشد دلیل مکر و فریبندگی بود و این معنی از گرک گرفته اند و اگر آواز بلند و سطبر باشد دلیل بود بر دلاوری و شجاعت و مکر و اگر بشتاب سخن راند دلیل قوت خشم و بدخویی بود و اگر سخن آهسته راند و باریک

گوید دلیل بر بردباری و نیک خویی و اگر آواز دراز باشد دلیل بود بر بد همتی و اگر گران باشد دلیل باشد بر حسودی پوشیدن اسرار و اگر آواز خوش باشد در اغلب دلیل باشد بر حمق و جهل و بی ذهنی چنان که مشهور است که حسن الصوت مع العقل لایجمعان و اگر گوشت سخت باشد دلیل باشد بر قلت فهم و کندی حواس و گوشت نرم دلیل باشد بر نیکویی وجودت خاطر و اگر تهی گاه باریک باشد دلیل بر قوت زیرا که (…/بزینه) را تهی گاه باریک بود و اگر سطبر باشد دلیل بر عفت و پرهیزگاری و اگر هر دوش دراز باشد چنانکه به زانو رسد دلیل بود بر بزرگی نفس و خود بینی و اگر سخت کوتاه باشد دلیل بود بر دوست داشتن شر و فتنه ولیکن با بد دلی و ترس و اگر کتف تنگ باشد بر بد زبانی و رعونت و این اعتبار از زنان گرفته اند و اگر قدم سخت و دراز باشد و بسیار گوشت دلیل باشد بر قلت عقل و فهم و اگر کوچگ و لطیف باشد بر بزرگی و فخر کردن دلیل باشد و اگر پاشنه باریک باشد بر شر

و فتنه و اگر قدم سطبر باشد و رگ و پی بر او ظاهر باشد دلیل باشد بر قوت نفس زیرا که اغلب قدم مردان چنین باشد و اگر قدم کوچک و لطیف باشد دلالت کند بر ضعف نفس زیرا که در اغلب زنان چنین است و اگر انگشتان پا بر هم جسته باشد و ناخنها نیز بدین صفت بود دلالت کند بر وقاحت و ستیزه رویی و این معنی از بعضی مرغان اعتبار کرده اند اگر از هر دو پای دو انگشت بهم پیوسته باشد دلیل بد دلی بود و این معنی از سمانه گرفته اند و اگر ساق سطبر باشد و بسیار گوشت دلالت کند بر ابلهی و بی شرمی و اگر رگها بر ساق بسیار باشد دلیل بود بر قوت نفس زیرا که جنس بزینه بر این صفت اند و اگر استخوان ساق که نزدیک کعب است رگها بر او ظاهر بود و بسیار باشد که دلیل قوت نفس بود و اگر رانها فربه و بسیار گوشت بود دلیل ضعف نفس بود زیرا که جنس مادینه چنین باشد باب دوم در ترجیح بعضی از علامات بر بعضی اگر آن دو عضو که محل دو خوی مختلف اند متساوی باشند در چگونگی

باید تامل کرد و اگر متفاوت باشند کسب تفاوت حکم می کند و دیگر آنکه از احوال درونی اعتبار کنند همچون حال مزاج از گرمی و سردی و تری و خشکی و هم احوال سن از چگونگی و بزرگی و کودکی و جوانی پیری آنکه احوال حورش و هوا و شهرها و اقلیمها آنکه احوالی که از زنان و مردان اعتبار کنند و در آخرلا امر مانند دیگر حیوانات و در حکم بدین علم باید به سه شرط توجه داشت  اول چون علاماتی که یاد کرده شد مفید یقین نیستند بلکه حاصل از آن غلبه ظن است و شک و نیست در آنکه هر چند چیز که برنگ علامات و دلایل بیشتر باشد ظن قوی تر باشد پس باید که به یک دلیل از این دلایل و علامات که یاد کردیم قناعت بکند دوم آنکه چون اصل در باب فراست دریافتن بهوا و اشکال و اصواتست تفاوت در ادراک این امور یا بد تا نیک تامل نماید به حد ملولات آن حکم بنماید و بمجرد علامات ظاهر قناعت ننماید چنان چه نقل است که در عهد اقلیمون که صاحب فراست بود و واضع این صناعت است پادشاهی بعلم و عقل موصوف و به دین

دارای و پارسائی معروف پادشاه بفرمود تا صورت بر کاغذ نقش کردند و پیش حکیم اقلیمون فرستاد حکیم چون صورت را بدید و اعضا و اطراف آنرا تامل نمود گفت که صاحب این صورت نیز تا (کردن/گردن) رغبتی عظیم دارد و چون مردم این سخن بشنیدند بغایت مستبعد شمردند و در این علم نا معتقد شدند و حکیم را بجهل نسبت دادند و چون در این حال به پادشاه عرضه کردند پادشاه از حکیم عجب داشت و در علم او اعتقادش بیفزود و برگشت و بخدمت حکیم آمد و او را گرامی داشت و گفت هر حکم که بر صورت من کردی حق است و من بدان صفتم و لیکن بعلم و عقل و ریاضت خود را از کار زنا باز داشته ام سوم آن که چون دلایل مذکور بعضی معارض بعضی شوند چنانکه در شخصی دلیل شجاعت و دلیل بد دلی هم باشد ترجیح بعضی بر بعضی می توان کرد بر صورتی که بالاتر از آن ذکر شرایط یاد کرده شد و با رعایت این شرایط که تجربه بسیار داشته باشند و علم نجوم را بداند تا تاثیرات کواکب و طبایع و منسوبات به هر یکی از آن

شناسد باب در اختلاج سبب اکثری در اختلاج آن بود که ماده …. در موضعی از مواضیع بدن محتبس شده باشد و طریق خلاص جوید بواسطه آن از عضو در آن موضیع حرکتی محسوس و این معنی چون از طبیعت بحسب ضرورت اتفاق افتد آنرا در وقایع خیر و شر چه اثر باشد اما چون بعضی آنرا اعتبار کرده اند و از آنجا بر وقوع حوادث استدلال ساخته و احکام بسیار نوشته چنانچه بیشتر مردم بوقت حدوث آن رجوع به آن احکام کنند نخواستیم که این کتاب از آن مطلب خالی باشد بدانکه اگر کسی را فرق سر از جانب راست بجهد با قومی خصومت کند پس سر از جانب راست بجهد گویند به بزرگی پیوندد و اگر از جانب چپ بود سفر کند و اگر ابروی راست بجهد مقصود حاصل شود و اگر چپ باشد با کسی خصومت کند و پیروز باشد و گفته اند بدیدار دوستی خرم شود و اگر مژه بالایی چشم راست بجهد غایبی به او رسد و روزی حلال دریافت کند و اگر چشم چپ باشد رسیدن غایب و ذکر جمیل است و اگر همه چشم

راست بود غم و بیماری است و روز نیک شود و اگر چپ باشد شادی و خوبی به وی رسد اگر دیده راست بجهد در زبان مردم افتد و اگر چپ باشد روزی حلال دریابد و اگر رخسار از جانب راست بود عزت و جاه و تندرستی یابد و اگر چپ بود پشیمانی و خجالت بکشد از کرده خود و بعضی گفته اند رسیدن غایب بود یا زن خواستن و اگر میان روی راست بجهد فرزندی بود خجسته و با سعادت و اگر چپ بجهد دولت و مرتبت و اگر بینی بجهد توانگری یابد و اگر دیوار بینی از جانب راست بجهد بیماری باشد با سلامت و اگر از جانب چپ باشد شادی و اگر پره بینی بجهد غمی به او رسد و اگر لب بالایی بجهد غایبی یا خبری به او رسد و اگر زیرین باشد دشمن را قهر کند و اگر گردن باشد که بجهد مال و نعمت یابد اگر از جانب راست باشد بی رنجی و اگر از جانب چپ با رنج و اگر دوش راست بجهد مرتبه او بلند گردد و امر به معروف کند و اگر چپ باشد عیش و شادی باشد و اگر هر دو بجهد خصومت باشد و اگر کتف راست بجهد مهتری و توانگری یابد و اگر چپ باشد

نیک بخت گردد و اگر بغل راست بجهد غمی به دو رسد اما زود شادمان شود و اگر چپ باشد کم شده و بازاید و اگر ران راست بجهد از قبل مال شادی بدو رسد و اگر چپ باشد بی زحمت و رنج و اگر ساعد راست بجهد بر دشمن ظفر یابد و مراد رسد و اگر چپ باشد بزرگی رسد و میمنت و اگر کف دست راست بجهد خواری بدو رسد و در خصومت افتد و اگر چپ باشد در طلب رزق بینند و اگر بعضی از پهلوی راست بجهد سخن راست نیکو بشنود و اگر ماده بجهد زیانی بود و اگر تهی گاه راست بجهد بدوستی رسد و اگر چپ بود خیر و سلامت و عافیت بود و اگر میان سینه بجهد عزیزی که غایب بوده باشد بسلامت گذرد و برسد و اگر از سوی راست بجهد خصومت بود و اگر از چپ بود زنی خواهد یا دشمنی حاصل کند و اگر همه بجهد از طرف پادشاه بشغلی موسوم گردد و اگر پستان راست بجهد دلیل تنهائی بود و گویند سماع نیز بود و اگر چپ باشد دلیل نیکی بود و دولت و صحت و اگر شکم باشد دلیل رنجوری بود و اگر ناف بجهد دلیل شادی و توانگری و اگر ران راست بجهد فایده بسیار بدو رسد و اگر چپ بجهد عزیزی که غایب بوده بیاید یا صاحب فرزندی شود و اگر ساق راست بجهد روزی بر وی فراخ شود و جمعیت باشد و هر مراد که دارد بیابد و اگر چپ باشد چشمش بمحبت دشمنان روشن گردد .

]]>
حالت لوتوس 2012-06-04T14:45:02+01:00 2012-06-04T14:45:02+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/72 محمد اکبری    

]]>
حقیقت 2012-05-11T12:20:17+01:00 2012-05-11T12:20:17+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/71 محمد اکبری بسم الله الرّحمن الرّحیم   حقیقت چیزیست فراتر ازدید ما ،حقیقت آشکار است ولی ما خود آن را از چشمانمان پنهان کرده ایم با اعمالمان با گفتارمان و موثر تر از همه با پندارمان . ما خود گنجینه ای از معرفت الهی هستیم چرا که خداوند فرمود :((و نَفَختُ فیه من روحی)) ما به شعور لا یتناهی خداوند متصل هستیم هر گاه اراده کنیم اطلاعات در اختیار ما قرار میگیرد ولی ما خود را از این نعمت محروم کرده ایم مانند پروانه ای که می خواهد تا اوج پر بکشد ولی حاضر نیست پیله اش را رها کند. اگر Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

حقیقت چیزیست فراتر ازدید ما ،حقیقت آشکار است ولی ما خود آن را از چشمانمان پنهان کرده ایم با اعمالمان با گفتارمان و موثر تر از همه با پندارمان .

ما خود گنجینه ای از معرفت الهی هستیم چرا که خداوند فرمود :((و نَفَختُ فیه من روحی)) ما به شعور لا یتناهی خداوند متصل هستیم هر گاه اراده کنیم اطلاعات در اختیار ما قرار میگیرد ولی ما خود را از این نعمت محروم کرده ایم مانند پروانه ای که می خواهد تا اوج پر بکشد ولی حاضر نیست پیله اش را رها کند.

اگر میخواهید به حقیقت دست یابید،اگر میخواهید حجاب ها از چشمانتان کنار برود واگر میخواهید به کمال برسید و با خداوند ملاقات کنید پیله های این دنیای مجازی را رها کنید تا قادر به پرواز شوید. همه چیز در درون خود شماست.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد             وآنچه خود داشت زبیگانه تمنّا می کرد

انسان تا خودش را تغییر ندهد نمی تواند عالم بیرون را تحت تاثیر قرار دهد.

چه زیبا سخنی است:  کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک

ما تحت تاثیر عواطف و افکارمان هستیم بیایید آن ها را نیکو کنیم وشاد و خوشبین باشیم .

در قرآن کریم هم داریم:

(( الا انّ اولیاء الله لا خوفٌ عَلَیهم ولا هم یَحزنون))

آری دوستان خدا با شادی زندگی می کنند وحزن را به عالم درونشان راه نمیدهند خداوند چنین افرادی را دوست دارد.

برای شادی بهانه ای لازم نیست هر کار نیکی که باعث شادی شما شود مورد رضای خداوند است هر وقت اکثر اوقاتتان با  شادی وسر خوشی گذشت میبینید که زندگی از شادی وخوش شانسی لبالب می شود .  چیزی به نام شانس وجود ندارد همه چیز در گرو پندار وتفکر شماست در کارگاه ذهنتان شادی تولید کنید .لازمه ی این نوع زندگی هشیاری لحظه به لحظه در زندگی است .((واذکرو الله کثیرا لعلّکم تفلحون)) وخداوند را زیاد یاد کنید شاید که رستگار شوید.با توجه به این آیه ما با ذکر خدا به هشیاری که می خواستیم میرسیم زیرا خدا شادی مطلق است وبا یاد کردن خدا به هشیاری وبصیرت می رسیم.

در حقیقت ذکر یعنی هشیاری وآگاهی لحظه به لحظه که همانطور که در قرآن داریم ما را به رستگاری میرساند.

خداوند از خلقت خود آگاه است و میداند که انسان موجودی فراموش کار است لذا ذکر زبانی را به انسان آموخت تا سبب هشیاری اش شود.این مقوله در سایر ادیان هم مانند بوداییان صدق می کند که از مانترا استفاده می کنند.

در دین اسلام اذکار با تاثیرات گسترده شان مانند گنجینه ای از اکسیرهای مادی ومعنوی هستند وهر دو را تامین میکنند.از این اکسیر های رایگان کمال استفاده را ببرید وسعی کنید با تمرین وذکر به هشیاری مورد نظر برسید.آن موقع است که دیگر دنیا برای شما معنی دیگری می یابد ومیتوانید به حقایق دست یابید.

و من الله التّوفیق. 

]]>
قاب قوسین 2012-05-09T13:57:00+01:00 2012-05-09T13:57:00+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/70 محمد اکبری سوره مبارکه نجم آیه 9:فکان قاب قوسین او ادنیقاب قوسین او ادنى چیست؟  قاب به معنا اندازه و مقدار است و قوس به معناى کمان، بنابراین «قاب قوسین» یعنى به مقدار دو طول کمان بعضى «قوس» را از ماده «قیاس» و به معناى «مقیاس» دانسته‏اند، بنابراین قاب قوسین به معناى دو ذراع مى شود. در بعضى از کتاب‏هاى دیگر لغت، قاب به معناى فاصله میان محلى از کمان که به دست گرفته مى شود تا نوک برگشته کمان تعریف شده است. «دنى» مشتق از «دنو» به معناى نزدیک و نزدیک شدن است. قاب قوسین اصطلاحى قرآنى است Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

سوره مبارکه نجم آیه 9:فکان قاب قوسین او ادنی

قاب قوسین او ادنى چیست؟  قاب به معنا اندازه و مقدار است و قوس به معناى کمان، بنابراین «قاب قوسین» یعنى به مقدار دو طول کمان
بعضى «قوس» را از ماده «قیاس» و به معناى «مقیاس» دانسته‏اند، بنابراین قاب قوسین به معناى دو ذراع مى شود. در بعضى از کتاب‏هاى دیگر لغت، قاب به معناى فاصله میان محلى از کمان که به دست گرفته مى شود تا نوک برگشته کمان تعریف شده است.
«
دنى» مشتق از «دنو» به معناى نزدیک و نزدیک شدن است.
قاب قوسین اصطلاحى قرآنى است که مأخود از آیه کریم «فکان قاب قوسین او ادنى» است.
مفسران و قرآن پژوهان در تفسیر این آیه اختلاف نظر دارند.
برخى باور دارند که این آیه مربوط به نزول جبرئیل بر پیامبر و فاصله او با پیامبر در هنگام نزول وحى مى باشد، یعنى هنگامى که جبرئیل نخستین بار بر پیامبر(ص) نازل شد، فاصله او با پیامبر به اندازه دو کمان و یا کمتر بود: «و هو بالأفق الأعلى، ثم دنى فتدلى‏، فکان قاب قوسین أو أدنى؛ و او (جبرئیل) در افق بالا بود، پس نزدیک شد و فرود آمد تا که (فاصله آن‏ها به قدر) دو کمان شد و یا کمتر».
برخى دیگر عقیده دارند که این آیه مربوط به معراج پیامبر بوده و ناظر بر قرب معنوى پیامبر(ص) به خداوند است؛یعنى هنگامى که پیامبر(ص) به معراج برده شد، فاصله او از ساحت مقدس پروردگارش به اندازه قوسین یا کمتر بوده و حجاب از برابر دیدگان او برداشته شد. این تعبیر کنایه از شدّت قرب معنوى است وگرنه او با بندگانش فاصله مکانى ندارد تا با قوس سنجیده شود.
مرحوم شیخ طوسى از ابن عباس و از پیامبر(ص) گزارش مى کند: «هنگامى که به آسمان عروج کردم، آن چنان به ساحت مقدس پروردگارم نزدیک شدم که میان من و او فاصله قوسین یا کمتر بود».

]]>
(دروغ سنج) 2012-04-25T10:23:55+01:00 2012-04-25T10:23:55+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/69 محمد اکبری آیا می دانستید تمام مردم جهان به طور میانگین روزی دو مرتبه دروغ می گویند؟ برخی افراد دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند. آیا دوست دارید بدانید طرف مقابل تان در یک رابطه دروغ می گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید:   1- استرس و عرق کردن شناخته ترین نشانه هایی که می تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس اوست. زمانی که ما دروغ می گوییم همیشه می ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار استرس می شویم و استرس با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همر آیا می دانستید تمام مردم جهان به طور میانگین روزی دو مرتبه دروغ می گویند؟ برخی افراد دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند. آیا دوست دارید بدانید طرف مقابل تان در یک رابطه دروغ می گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید:

 

1- استرس و عرق کردن

شناخته ترین نشانه هایی که می تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس اوست. زمانی که ما دروغ می گوییم همیشه می ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار استرس می شویم و استرس با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است.اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار استرس نمی شوند!

2- صدای خیلی زیر یا خیلی بم

روان شناسان معتقدند صدا علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می کنیم. مغز براساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم می کند. وقتی دروغ می گوییم، می ترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر می کند و خیلی زیر یا خیلی بم می شود.

 

 

3- سخنان ضد و نقیض

دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی ندانسته و حتی حرف های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می گوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.

 

 

 

 

4- میمیک های غیرمعمول

 پلک زدن های مداوم، مالیدن پلک، نگاه های مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می دهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می شود، می توانید به حرف های او شک کنید.

 

 

5- ژست های مخصوص

 سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست های آدم های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساسات شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می کنند.

 

 

6- حرف زدن غیر وسواسی

دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی دهند و همه مسایل را رو نمی کنند. اگر شما حین صحبت ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب ها نیست. درنهایت می توانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می دهد.

 

 

 

 

7- احساسات اغراق آمیز

وقتی فردی فقط با دهان می خندد یعنی یا می خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه همراه با عقب رفتن لب ها و چین خوردن پلک ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.

 

 

]]>
فعال کردن انرژی چی در سه هفته 2012-03-18T06:44:52+01:00 2012-03-18T06:44:52+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/66 محمد اکبری چی فعال کردن انرژی "چی "به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است. فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماریها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند.  اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفا چی

فعال کردن انرژی "چی "به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است.

فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماریها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند.  اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.
همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفاده کرد که به آن " تله کنیزی "هم می گویند.
اولین شرط برای شروع این تمرین داشتن حوصله است. زیرا که از همان روز اول نمی توان انرژی را حس کرد یا کنترل کرد. در ابتدا برای اینکه قادر باشید انرژی چی را درون خود حس کنید و آن را به نقاط مختلف بدنتان برسانید باید این برنامه روزانه را تا حدی که توان دارید به مدت یک هفته انجام دهید.

هفته اول :

۱- حتما روزی ۸ تا ۱۰ لیوان آب خالص بنوشید ( غیر از چای و آب میوه باید ۱۰ لیوان آب نوشیده شود).

۲-حتما ساعت خواب خود را تنظیم کنید . هر روز سر ساعت معینی بیدار شوید و سر ساعت معینی هم به خواب بروید و بین ۶ تا ۸ ساعت در روز بخوابید.

۳-بدنتان را تمیز نگه دارید. یک بار در اول صبح و یکبار هم در بعد از ظهر دوش بگیرید.

۴-روان خود را باید آسوده بگذراید - از هر نوع دعوا پرهیز کنید . جر و بحث نکنید و فریاد نکشید.

۵-حتما حتما حتما روزی حداقل ۳۰ دقیقه ورزش تند انجام دهید ( دوچرخه سواری یا دوچرخه ثابت ) اگر قصد پیاده روی دارید باید حتما یکساعت در روز پیاده روی کنید. اگر بیشتر بشود بهتر است.

اینها را به مدت یک هفته انجام دهید تا بدن و روحتان برای هفته های آینده آماده باشند
 با شروع هفته دوم باید تمرین زیر را به لیست قبلی اضافه کنید.
 البته در صورتیکه یک یا دو روز به دلایل کاری یا مسافرت قادر نباشید ورزش کنید اشکال زیادی ایجاد نمی کند اما در روزهای بعد باید آن را جبران کنید. یکی از راههای ساده تر برای ورزش مخصوصا داخل خانه این است که با گوش دادن به موسیقی مورد علاقه یا هر موسیقی تند و هیجان انگیزی نرمش کنید و از هر حرکت ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهید. مجبور نیستید ۲۰ بار پشت سر هم یک حرکت را انجام دهید بلکه می توانید آن را تقسیم کنید و پس از هر ۵ بار استراحت کنید یا حرکت جدیدی را امتحان کنید تا بدنتان خسته نشود.

هفته دوم :

بیرون ریختن احساساتی که درونتان خفه شده است تمرین این هفته است. نفرت یا حسادت یا ترس و عشق - مثلا فردی بود که در رابطه ازدواجش شکست خورده بود و تمام نفرت و حسادتش در طول دوران روی هم جمع شده بود و بدون آگاهی اش کنترل او را به دست گرفته بود.  نکته جالب در مورد حس تنفر و حسادت این است که هر چقدر بیشتر از آن صحبت کنید یا پشت سر کسی غیبت کنید و یا تنفرخود را به شکلهای مختلف نسبت به شخصی نشان دهید - باز به جای اینکه احساس آرامش کنید بیشتر احساس تنفر می کنید.
این اصلا کمکی به آسوده کردن روان نمی کند چون احساسان منفی انرژی منفی هم تولید می کنند و به اصطلاح " هاله  اطراف شما " را آلوده می کنند و این آلودگی به صورت امواج سیاهی توسط موجودات نامرئی دیده می شود. آنها از این انرژی منفی در اطراف شما تغذیه می کنند و به طور غیر مستقیم شما را وادار به تولید انرژی منفی بیشتری می کنند. برای همین هر چقدر بیشتر فحش بدهید یا فریاد بزنید احساس خستگی و ناتوانی بیشتری می کنید چون انرژی شما توسط موجودات غیر ارگانیک مصرف شده است و شما مجبورید باز هم فحش بدهید و فریاد بزنید تا احساس آرامش کنید . اما در کمال تعجب هیچ وقت احساس آرامش نمی کنید بلکه مداوم در اضطراب و تشویش هستید.


هاله های اطراف بدن
در این هفته باید انرژی ناشی از نفرت- حسادت و غرور را نابود کنید و بهترین راه از طریق یادآوری خاطرات است. خاطرات بد و تلخ و خجالت آور را باید به طور کامل از خاطره خود پاک کنید و بپذیرید که آنها بخشی از زندگی بوده اند که دیگر نیستند هر قدر هم که رنج آور باشند.
شخصی بود که مداوم برادر خودش را در مرگ پدرشان مقصر می دانست و یا فرد دیگری بود که دوستش را بخاطر از دست دادن شغلش سرزنش می کرد. این خاطرات تلخ به راحتی قابل پاک شدن نیستند چون اثرشان در زندگی شما باقی خواهد بود و هر بار که اتفاقی بیفتد شما را به یاد تجربه تلختان خواهد انداخت. برای روبه رو شدن با این خاطرات باید شهامت داشته باشید و تقصیر خودتان را هم در این ماجراها ببینید و دیگران را برای شکست مقصر ندانید. وقتی پذیرفتید که شما عاری از گناه و خطا نبوده اید و در حرف زدن و تصمیم گیری خودتان هم اشتباه کرده اید دیگر به اندازه گذشته رنج نخواهید کشید. باید غرور بیجای خود را بشکنید.

تمرین هفته دوم :

لباس راحت و گشاد بپوشید- چیزهایی که حواستان را ممکن است پرت کند مثل تلویزیون یا رادیو یا چراغ روشن را خاموش کنید.

 یک یا دو لیوان آب ولرم بنوشید.

چهار زانو بنشینید یا دراز بکشید . چشمها را ببندید.

۱- نفسهایتان عمیق ولی آرام باشد و بین دم و بازدم به طور مساوی مکث کنید.

۲-حالا توجه را به سمت پاها بدهید و با هر نفس که می کشید آنها را شل و ریلکس کنید. بعد از ۵ نفس پاها به طور خودکار آرام خواهند شد.

۳-حالا به شکم و سینه توجه کنید و آنها را نیز ریلکس کنید.

۴-سپس دستها و سر خود را به همین ترتیب شل و ریلکس کنید. روی هر کدام از اندامها هر چقدر که دوست دارید صبر کنید . مثلا دوست دارید روی دستها بیشتر بمانید و احساس آرامش بیشتر کنید.

۵- همینطور که بدنتان شل می شود به طور خودکار سنگین تر هم می شود و بعد از ریلکس شدن تمام بدن- خواه نا خواه شما هم چندین کیلو سنگین تر خواهید بود- انگار از پایین با وزنه کشیده می شوید و با هر بار نفس کشیدن وزنه سنگین تر می شود.

۶-در همین حالت شلی و سنگینی عدد ۵ را تجسم کنید و با نفس بعد به عدد ۴ بروید- نفس بعدی عدد ۳ و نفس بعدی عدد ۲ - با رسیدن به عدد یک احساس مطبوعی از بی حس شدن ماهیچه ها و آرامش به شما دست می دهد. ماهیچه های شما در حال استراحت و در خواب عمیقی هستند و تنها مغز شماست که فعال است.

۷- حالا فرصت خوبی است برای رفتن به گذشته- تمام بدن در خواب است و شما مانده اید با خاطرات گذشته- باید به عقب برگردید هر چقدر عقب تر بهتر - تا هر جا که می توانید به یاد بیاورید - از کودکی و نوجوانی و بزرگسالی.

هر چیزی که به خاطر شما می آید به صورت تصاویر فیلم هم دیده می شود- همینطور که فیلم را نگاه می کنید به هر جا که می رسید و اتفاق بدی افتاده یا شما خجالت کشیده اید یا کنف شده اید یا شخص عزیزی را از دست داده اید - فیلم را نگه دارید و سر صبر آن را نگاه کنید- ببینید که جای خجالت ندارد چون این خود شما هستید و نه یک غریبه- اگر دوست دارید برای کسی که از دست دادید حتما گریه کنید .
وقتی هم به خاطره خنده داری می رسید باز فیلم را نگه دارید و بخندید.
خجالت نکشید و با تمام خاطرات خودتان روبه رو شوید و آنها را ببینید و هضم کنید و دفع کنید - اجازه ندهید بیشتر از این ذهن شما را اشغال کنند چون به ذهنتان برای کارهای مهمتر و بهتری نیاز دارید. وقتی خوب به همه فیلمها نگاه کردید و همه نفرت و غرور و حسادت خود را بیرون ریختید و دور انداختید از شماره ۱ تا ۵ بشمرید و به حالت اول برگردید.
چشمانتان را که باز می کنید به خود تاکید کنید که " تمام احساساتی را الان دیدم از بدن من خارج و دفع شده اند. من به آنها اجازه دادم که فرار کنند و خودم را از بند آنها آزاد کرده ام".
در هفته دوم فقط همین یک تمرین را روزانه انجام دهید- ساعت آن مهم نیست ولی لازم است که آن را انجام دهید حتی اگر حوصله نداشتید یا چیزی ذهن شما را آزار می داد با استفاده از همین تمرین ذهنتان را آزاد کنید.

تمرین هفته سوم:

در این هفته هم باید دستورات هفته اول را ادامه دهید اما تمرین هفته دوم را لازم نیست انجام دهید!

چاکراها :
کار ما در این هفته با چاکراها است. برای کسانی که به دینی اعتقاد دارند این مسئله هضم شده است که ما به غیر از بدن فیزیکی یک بدن غیر فیزیکی یا روحی هم داریم اما برای کسانی که فلسفه دین نمی دانند هم راههای زیادی بوده است که به وجود این بدن غیر مادی پی ببرند. در دوران بسیار باستان نیز فلاسفه معتقد بودند که انسان دارای بدنی از جنس روح است که تا حدودی شبیه جسم مادی اوست.
این بدن روحی منطبق با بدن فیزیکی ما قرار دارد و همان حجم و فضا را اشغال می کند اما بعد از مرگ به ابعاد بالاتری صعود می کند در حالیکه بدن فیزیکی در زمین تجزیه می شود. به این بدن غیر مادی " جسم اتری" هم می گویند چون مانند گاز اتر بی وزن و بی رنگ است.

 آنچه در بالاست در پایین نیز هست :
این اصطلاحی معروف در Spirituality است که نمی دانم چه نام معادل دیگری می توان در فارسی برای آن یافت به جز روحانیت .
آنچه در عالم بالا قرار دارد به شکلی در عالم پایین منعکس شده است. منظور از عالم بالا جهان یا جهانهای گسترده تر و بالاتر از ماست ( بهشت یا بهشتهای آسمانی ) و آنچه در زمین است با آنچه در آسمان است ارتباط دارند. یعنی هر چه در زمین است به آسمان می رود و آنچه در آسمان است به زمین می آید. و این جریان چرخه انرژی تا ابدیت ادامه دارد. انرژی روحانی یا الهی از بالا بر زمین نازل می شود و زمین را می چرخاند و گیاهان و انواع حیات را می سازد و انرژی موجود در این انواع حیات به بالا فرستاده می شود و باز به زمین باز می گردد.
 نیروهایی که از عالم بالا به زمین میایند خالص و قوی هستند - توسط زمین و زمینیان جذب و استفاده می شوند و در نتیجه ناخالص می شوند- برای احیای دوباره از زمین به عالم بالا رفته و شارژ می شوند و باز به زمین باز می گردند.
جریان شارژ شدن انرژی را در معماری هرم می توان یافت که از باستان توسط مصریان استفاده شده است. شکل هرم به گونه ای است که انرژی را از زمین جمع آوری می کند و از نوک باریک خود به بالا می فرستد و دوباره همین جریان معکوس را انجام می دهد.
این جریانی است که طی آن بدنهای ما باید از طریق عبادت چارژ شوند و به اصطلاح تفاله انرژی (انرژیهای مصرف شده و آلوده) را به بالا بفرستد و در عوض نیروی خالص پس بگیرد.
چاکراها مسئول این تبادل انرژی بین ما و دنیای نامرئی کاسموس هستند. چاکراها به شکل چرخهایی هستند که ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته بدون توقف می چرخند و انرژی را از بدن ما به بالا منتقل کرده در عوض آن انرژی تمیز و خالص را از عالم بالا (کاسموس ) به بدن ما وارد می کنند.
این چرخه انرژی را از دوران باستان به شکل ماری که دم خودش را می بلعد نیز نشان داده اند که در اصطلاح به آن "اورابورا" Ouraboura می گویند.
هفت چاکرا در هفت نقطه مهم بدن قرار دارند که انرژی را از آن نقطه تخلیه و چارژ می کنند. اگر چاکراها بسته باشند یعنی چرخش نکنند ناخالصی ها در بدن باقی می مانند.  چاکرا می تواند به خاطر مصرف مواد مخدر یا سیگار - تماشای تصاویر کثیف و هجو - شنیدن حرفهای نادرست و یا زدن حرفهای دروغ و نادرست بسته شود. البته همه چاکراها همزمان بسته نمی شوند ولی بسته شدن حتی یکی از آنها سبب تبدیل شدن انسان به هیولا می شود.
چرخش چاکرا به دلایلی که در بالا آمد آهسته و کند می شود.در نتیجه تبادل انرژی به طور مساوی صورت نمی گیرد و در نتیجه سبب بیماریهای روحی-روانی و جسمی خواهد شد.
آورا یا هاله انرژی در اطراف بدن  ناشی از چرخش چاکراها است.
چرخش چاکرا تولید انرژی با فرکانس معینی می کند و این انرژی به صورت اورا  اطراف بدن را احاطه می کند. رنگ  اورا و ضخامت آن ارتباط مستقیم با سرعت چرخش چاکرا دارد. هر قدر چاکرا سریعتر بچرخد انرژی منفی بدن کمتر خواهد بود و هاله اورا روشنتر خواهد شد و ضخامت آن هم افزایش پیدا خواهد کرد.   هاله اورا را می توان دید در صورتیکه تمرینهای مخصوصی انجام شود اما رنگ هاله بستگی به رنگ لباسی که بر تن دارید و رنگ دیوار پشت سرتان تغییر می کند و نمی تواند رنگ صحیحی را به شما بدهد.

نحوه نفس کشیدن:

از اینجا به بعد باید هوشیار بود و از طریق بینی نفس کشید نه با دهان. چون نفس کشیدن از بینی چاکرا را باز می کند و هاله را بزرگتر می کند. نفس کشیدن تنها ارتباط بدن فیزیکی ما با دنیای نامرئی است چون با هر نفس نیروی حیات را از جهان به داخل می کشیم که در علم به آن اکسیژن می گویند اما در اصل این اکسیژن تنها نیست که حیات می بخشد بلکه نیرویی است که انرژی را وارد بدن می کند.

تمرین هفته سوم و آخر :
بنشینید و چشمها را ببندید. زبان را به پشت دندانهای ردیف بالا بچسبانید ( به منظور حفظ انرژی  )
با انگشت وسطی خود سوراخ بینی سمت چپ را ببندید و از سوراخ سمت راست نفس بکشید( طول دم باید ۳ ثانیه باشد). نفستان را چهار ثانیه نگه دارید و از سوارخ سمت چپ بینی آن را بیرون دهید(طول بازدم باید ۳ ثانیه باشد)
بعد سوارخ سمت راست بینی را با انگشت شست ببندید و از سمت چپ نفس بکشید و چهار ثانیه نگه دارید و بعد از سوراخ سمت راست بیرون دهید.
این کار را ۱۰ دقیقه باید ادامه دهید. می توانید به مرور طول دم و بازدم را از ۳ ثانیه به ۶ ثانیه افزایش دهید و نفستان را هم به جای ۴ ثانیه تا ۱۶ ثانیه نگه دارید.
بعد از ۱۰ دقیقه هاله انرژی تمیز شده و چاکراها هم فعالتر شده اند.
این تمرین را نیز هر روز به مدت یک هفته ادامه دهید تا سپس به کنترل کردن انرژی چی بپردارید.

]]>
کندالینی(3) 2012-03-18T06:30:56+01:00 2012-03-18T06:30:56+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/65 محمد اکبری مقصود عالی کندالینی بعداز مرحله بالا و پایین رفتن کندالینی در طول ستون فقرات،  حرکت آن در میان مراکز مختلف آغاز می گردد. اولین مرکز معتبر دستگاه اعصاب می باشد و ارتباط بین پایین ستون فقرات ودستگاه اعصاب در اطراف ناف ایجاد می شود. ممکن است در معده احساس ناخوشی و آشوب ایجاد گردد. هرگاه مرکزی از بدن توسط آتش کندالینی حیات بگیرد، حالتی از افزایش هوشیاری، تحریک، و بیداری قوای ذهنی صورت می گیرد. به علت تماس بین بدن مادی و بدن لطیف، درک مستقیم انسان افزایش می یابد. کوچک ترین آشفتگی جنسی ای در شخ مقصود عالی کندالینی

بعداز مرحله بالا و پایین رفتن کندالینی در طول ستون فقرات،  حرکت آن در میان مراکز مختلف آغاز می گردد. اولین مرکز معتبر دستگاه اعصاب می باشد و ارتباط بین پایین ستون فقرات ودستگاه اعصاب در اطراف ناف ایجاد می شود. ممکن است در معده احساس ناخوشی و آشوب ایجاد گردد.

هرگاه مرکزی از بدن توسط آتش کندالینی حیات بگیرد، حالتی از افزایش هوشیاری، تحریک، و بیداری قوای ذهنی صورت می گیرد. به علت تماس بین بدن مادی و بدن لطیف، درک مستقیم انسان افزایش می یابد. کوچک ترین آشفتگی جنسی ای در شخص وجود نخواهد داشت و از طبیعت جنسی مقدار اندکی باقی می ماند که به قصد اصلی آن، یعنی قوه آفرینش، به کار می رود. در غیر این صورت به انرژیهای برتر تبدیل می شود و منجر به خداشناسی می گردد.

مقصود و هدف عالی کندالینی تنویر کامل انسان و رهایی از چرخه تولد و مرگ است که به معنای حیات فوق العاده بخشیدن به درک مستقیم انسان می باشد که شامل دانشی خالص و پاک است. خواسته های پست و حقیر انسان به خواسته هایی بزرگ و والا تبدیل می شود.

بیدار کردن کندالینی و رسیدن آن به مراکز یا چاکراهای بالاتر سه هدف اصلی را دربر دارد:

1)ما را به طور دائم و بدون لحظه ای قطع و گسیختگی به یاد خدا نگاه دارد.

2)مارا در حالت تسلیم مطلق به هستی مطلق یا خداوند قرار دهد.

3)مارا در عشق پاک خالصانه و عابدانه قرار دهد.

اینها اهداف عالی و اصلی بیداری کندالینی است و چیزهایی دیگر جزو فرعیات می باشند.

به نظر می رسد که دو نظام کلی در مورد پیشرفت کندالینی وجوددارد. یکی به کندی، به تدریج و طی تولدهای متمادی پیش می رود و دیگری به سرعت پیش می رود.

روش دوم خطرناک تر است، زیرا هرچه سرعت بیشتر باشد، امکان خطر و سقوط بیشتر است. اما اگر شخص به اندازه کافی هوشیار باشد، جای نگرانی نیست. مانند به آب انداختن کشتی است که ابتدا پایین می رود ولی به تدریج که شروع به حرکت کرد و سرعتش افزایش یافت در حالت طبیعی و مسلط خود قرار می گیرد، و یا مانند شناگری که وقتی در آب شیرجه می رود، ابتدا به زیر آب می رود و سپس بالا می آید و حرکت خود را شروع می کند.

در شروع بیداری یک فرورفتگی بدنی، احساسی، و فکری وجود دارد. امراض مختلف بدنی که به صورت سامسکاراها(بذرهای کارمیک گذشته) در ناخودآگاه وجودداشت، گفتگوهای شدید فکری، برون ریزی شدید احساسات مختلف مانند، خشم، شهوت، حرص، حسادت، افسردگیهای گاه شدید، هیجان، غم، شادی، واحساس پوچی، همه به علت آتش شاکتی که در گذشته در حالت خفته و سرکوب شده در ناخودآگاه قرار داشت، ذوب می شود و به سطح می ریزد و شخص را به تجربه تمام این حالات و احساسات وامی دارد. ممکن است اینها به نوبت یکی یکی بیرون بیایند، یا چندتا چندتا و یا همگی باهم، مانند آتشفشانی که از درون خود آتش و مواد مذاب را به حالت فوران و انفجار بیرون می ریزد.

این سرکوبهای قبلی(به صورت مشکلات جسمانی، فکری و احساسی) در هنگام بیرون ریخت و تجربه همگی با هم، به ناگاه ممکن است شخص را دچار فرورفتگی و غرق شدگی کند. ممکن است فرد هر روز و یا حتی هر ساعت شخصیتی جدید با روحیات جدید از خود نشان دهد. زمانی بسیار فعال و پرهیجان است و زمان دیگر بی حال و کسل، زمانی بسیار پرحرف و لحظه ای دیگر کاملاً خاموش و در خود فرورفته.

گاهی خشم بیرون می ریزد و از شدت آن ممکن است همه چیز را خراب کند و به نابودی بکشد، و یا عشق از او بیرون می ریزد و به زمین و زمان و همه چیز و همه کس با دیده عشق و محبت نگاه می کند. در این وضعیت ثبات روحی و اخلاقی ندارد. در یک لحظه ممکن است دست به کارهایی بزند که به نظر کاملاً ضداخلاقی و ضد روحانیت است، ولی باید توجه داشت که او در حال درست کردن، تشکیل دادن، وجمع کردن تأثیرات(کارما) نیست، بلکه در حال بازکردن و بروز دادن و بیرون ریزی تأثیرات جمع شده گذشته است.

هرچه که هست، درباره او هرگز نباید قضاوت کرد. در این مرحله بزرگ ترین کمک درک حالات او و در حقیقت دخالت نکردن است. روان پزشک و روان شناس و روان درمانگر هیچ کمکی نمی توانند بکنند، زیرا علم روان شناسی جدید با تمام پیشرفتش از کارکرد شاکتی و کارماهای سه گانه(کریامان کارما، سان چیت کارما، و پرارابداکارما)، روش جمع شدن وتشکیل کارما، و سوختن ونابودی آنها هیچ نمی داند و تنها تا سطح ضمیر خودآگاه، نیمه آگاه، وکمی هم ناخودآگاه، ودرک کارکردهای آن پیش رفته، نه بیشتر از آن. در حالی که ریشه ها بسیار بسیار عمیق تر است. تنها راهنما و گورویی که تمام موارد مختلف را درک و تجربه کرده قادر به کمک است. متأسفانه بسیاری از افراد هستند که شاکتی در آنها فعال و یا کاملاً بیدار می شود و آنها چون دانشی درباره کندالینی، انرژی روحانی و چاکراها ندارند، در دریای تجربیات گرفتار می آیند بی آنکه ذره ای آگاهی داشته باشند و کسی هم نیست که کمکشان کند و یا حتی حالتهایشان را درک کند. آنها از این روان پزشک به آن روان پزشک و از این دارو به داروی دیگر می روند و بعد از آزمایشهای مختلف و عکسبرداریهای گوناگون از قسمتهای مختلف بدن، در آخر بدون هیچ گونه نتیجه گیری مناسب به جا می مانند. در بسیاری موارد پزشک معالج گیج می شود و آن مشکل را به مرضی که ذهناً و به طور علمی از آن آگاهی دارد شبیه و نزدیک می داند و داروهای مربوط به بیماری ای را که تشخیص داده تجویز می کند. این نه تنها درمان صحیح نیست، بلکه به علت تجویز داروی نادرست، فرد دچار مشکلات جسمانی و روحی بیشتر می شود و احتمال دارد تمام زندگی روحانی اش به تباهی و نابودی کشیده شود.

درفصلهای گذشته گفته شد که داروهای شیمیایی در مورد شاکتی بیدار شده برعکس و مخرب عمل می کنند. البته بحث درباره این موضوع بسیار عمیق و گسترده است و در این مقاله، که مقدمه ای بر دانش کندالینی و در حقیقت یک معرفی می باشد، نمی گنجد. شاید بعدها بتوان در کتابهایی  دقیق تر و کامل تر آن را توضیح داد.

به هر صورت با تحمل این موارد، همراه با رعایت خوراک سبک، ساده و مغذی و انجام دادن مستمر و منظم مدیتیشنهای مربوط به کندالینی بیدار شده(سادان یا حالتهای خود به خود درمراحل بدنی، فکری، و احساسی و نظاره کردن آنها) مشکلات به مرور تمام می شود، مانند همان کشتی ای که وقتی شروع به حرکت کرد و به درستی در آب جای گرفت دیگر خطری وجود نخواهد داشت و به سرعت به حرکت خود ادامه می دهد.سپس درک مستقیم انسان که افزایش یافته به وی در پیشرفت کندالینی کمک زیادی می نماید.

حتی شخص احساس می کند که تمایل دارد دیگران را که درراه روحانیت هستند نصیحت و کمک کند، البته نصیحت و کمکی که برای دیگران بسیار قابل استفاده می باشد، زیرا او براساس کتابها و دانش نظری و ازدحام و گفتگوهای ذهنی اش صحبت نمی کند، بلکه طبق خرد قلبی و تجربیات فردی و دانش شهودی اش سخن می گوید. او آن آبی را به دست شما می دهد که خود از سرچشمه برداشته و نوشیده و هیچ آلودگی ای در آن نیست و آبی کاملاً دست اول است، زیرا آب چشمه هرچه از سرچشمه دورتر شود، آلوده تر و تیره تر می گردد.

گرچه تجربیات از فردی به فرد دیگر متفاوت است، او در انرژی الهی غوطه ور است و با کمک کندالینی همه چیز را واضح تر می بیند و درک می کند. او می تواند به دیگران کمک کند، زیرا توانسته به خود کمک کند، و در این میان نباید از کمک به دیگران دریغ ورزد.

مراکز و کاربردهای کندالینی

یکی از کاربردهای کندالینی، کارکردن استاد روی کندالینی شاگرد با کشانیدن شاکتی او به منطقه کندالینی خودش می باشد. این کار هیچ ضرری ندارد، به شرطی که استاد یا گورو آنرا با دقت زیاد انجام دهد. او باید توجه نماید که در شاگرد خصوصیات منفی بارزی وجود نداشته باشد که با تحریک کندالینی تشدید گردد، زیرا همان طور که در فصل قبلی گفته شد، آتش شاکتی تمام خصوصیات سرکوب شده و پنهان در اعماق ناخودآگاه(چیتا) را ذوب می کند و بیرون می ریزد، و چنانچه تأثیرات بارز و به شدت منفی باشد، با بیرون ریزی ناگهانی آنها شخص عوض پیشرفت دچار سقوط می گردد.

ذکر این نکته بسیار ضروری است و توجه و هوشیاری زیادی می خواهد که تمام افرادی که شاکتی آنها در مراکز بالاتر قرار دارد و از لحاظ روحانی پیشرفته هستند، کندالینی بیدارشان روی شاکتی خفته دیگران اثر می گذارد، و چه بسا به طور ناخودآگاه شاکتی دیگران را در تماس نزدیک از طریق صحبت و گفتگو، لمس ناخودآگاه، و یا حتی یک نگاه بیدار کند. این حالت اگر در کسی رخ دهد که هنوز آمادگی لازم را ندارد، این بیداری ناخواسته و ناآگاهانه به جای کمک به پیش بردن، او را به عقب می کشد. به علت اهمیت زیاد این موضوع، مطلب را با بیانی دیگر ذکر می کنم.

یکی از دلایل آنکه افراد ارشد و بسیار پیشرفته قادر نیستند در دنیای خارجی زندگی کنند  این است که کندالینی متحرک و بیدار آنها برافراد عادی بی نهایت تأثیر می گذارد و بسیاری از افراد از تماس جسمانی با این اشخاص به طور خطرناکی آسیب می پذیرند، از بیماریهای جسمانی که در آنها به صورت خفته وجود داشته گرفته تا درهم و برهم شدن زندگی شان و هم زمان برون ریزی تمام حالتها، افکار، و احساسات سرکوب شده شان.

نکته ای که وجود دارد این است که افرادی که به این گونه اشخاص ارشد و پیشرفته نزدیک می شوند، ابتدا در سکوت ذهن و شعف و آرامش قرار می گیرند. ولی این حالتها موقت است و مراحل بعد از این سکوت و آرامش، ذوب شدن بخش ناخودآگاه در بخش زیرین و سپس برون ریزی آن به صورت انفجاری خواهد بود که فرد را دچار مشکلات شدید جسمی، روحی، احساسی، و اخلاقی می کند. مثالهای زنده بسیاری وجود دارد برای نمونه یک باباجی مهاراج به نام گواراکیشوراداس باباجی در جذبه و صامادی همیشگی به سر می برد. درهرجا که مایل بود، که  اغلب زباله دانی و مکانهای کثیف بود، می نشست و غرق در عشق خداوند به ذکر  مراقبه می پرداخت.(لازم به ذکر است که افراد پیشرفته معنوی ممکن است حرکات بیرونی و ظاهری شان هرگز با معیارهای اجتماعی مطابقت نداشته باشد، بلکه کاملاً مخالف هم به نظر برسد. رفتارهای ظاهری شان برای افراد دنیوی به هیچ وجه قابل درک و قبول نیست، ولی از نظر درونی همه شان در عشق و شعف و اتحاد با خداوند بیکران هستی قرار دارند.)

افراد زیادی به او نزدیک می شدند و سعی می کردند در کنارش بمانند و از او تقلید کنند. تصور می کردند باتقلید ظاهری از حالات بیرونی او، به تجربه وجد و جذبه و شعف او می رسند. این نادانها با تقلیدا ز او، در کنارش به شدت ذکر و مدیتیشن انجام می دادند. ولی نتیجه چیز دیگری بود. تمرینات شدید آنها و انرژی بسیار شدید و فشرده باباجی باعث شد که تمام بخشهای منجمد فکری آنان ذوب شود و به صورت انفجاری بیرون ریزد و همگی نه تنها دچار سقوط روحانی شدند، بلکه به زندگیهای بسیار ناهماهنگ آشفته و غیراخلاقی دچار شدند و چند نفری از آنها به طور کامل برای همیشه دیوانه شدند. این نتیجه سادانا یا تمرینات روحانی زیاد و فشرده، و هم زمان دریافت انرژی شدید ناخواسته و ناخودآگاه از یوگی پیشرفته توسط کسانی بود که ظرفیت بسیار کمی داشتند. در حقیقت این انتقال انرژی فوران گونه کندالینی از بدن باباجی به افرادی که کنارش قرار گرفته بودند، همراه با تمرینات شدید، آنها را به نابودی کشانید، زیرا آنها پاکسازیهای اولیه را انجام نداده بودند، بر خویشتن تسلط نداشتند، و گنجایش و طاقت انرژی بالا و پاک را نداشتند.

درتاریخ افراد زیادی بوده اند که وقتی این انرژی را از افراد ارشد و پیشرفته دریافت کردند، در  ابتدا به تجربه شور و شعف رسیدند، و در نهایت با فوران بخشهای سرکوب شده شان به علت دریافت انرژی، آن فرد ارشد و پیشرفته را کشتند و نابود کردند. زیرا به نظر می رسد دنیا هنوز برای چنین تحریک و بیداری ای آماده نشده است. اثری را که حضرت مسیح(ع) 2000 سال پیش برمردم می گذاشت در نظر بگیرید. او از واسطه ها یعنی بدن حواریون استفاده می کرد و آتش کندالینی این حواریون بر اثر حضور فوری حضرت مسیح(ع) تشدید می گردید. اما همین امر برای بقیه مردم نیز پیش می آید، در حالی که آنها تسلط کافی بر خویشتن نداشتند تا در برابر فشار نیروی گسترده کندالینی که از بدن حضرت مسیح ساطع می شد مقاومت کنند. چند تن از حواریون این کار را برای رسانیدن پیام مسیح به نسلهای آینده انجام دادند، ولی از مردم دیگر در آن زمان هیچ انتظاری وجود نداشت، زیرا این نیرو برای آنها بسیار زیاد بود. زمانی که از وجود چند تن افرادی که بتوانند پیام مسیح(ع) را به نسلهای آینده برسانند، اطمینان حاصل شد، باید بدن مادی حضرت مسیح(ع) نابود می شد تا برافراد عادی اثرات بدی گذاشته نشود.

آتش کندالینی جوهر و عصاره عشق خداوند است و هر شخصی تاب تحمل آن را ندارد. البته چنین نمونه هایی بسیار است. در مورد اول یعنی باباجی، اشخاص عادی دچار اغتشاش و  نابودی شدند، و در مثال دوم شخص معنوی و روحانی، یعنی حضرت مسیح به صلیب کشیده شد.

می توان نتیجه گرفت که تماس بین این دو گروه یا باید توسط واسطه هایی مانند حواریون باشد، و یا به ندرت و در مقطع زمان کوتاهی صورت گیرد. باید از تماس دائمی با چنین افرادی اجتناب ورزید.

به روشهای استفاده از کندالینی باز می گردیم. راه دیگر، هدایت جریانی از نیرو از فرق سر انسان می باشد، به طوری که در سرتاسر بدن جریان پیدا کند. همچنین باید بی نهایت دقت به کار برد تا این نیرو با قدرت دریافت شخص مطابقت داشته باشد.

سومین روش استفاده از آتش کندالینی استفاده از آن برای محافظت در برابر توطئه های ارواح شریر و ناپاک است. زمانی شاگرد پیشرفته ای به شخص نامطلوبی برخورد کرده که مردم را اغوا می کرد تا دست به خودکشی بزنند. در این هنگام شریعت به آن شاگرد اجازه داد تا جریانی از آتش کندالینی را برآن شخص نامطلوب وارد کند. بعد از آن این شخص از دست فکرهایی که ذهنش را مشغول می کرد و موجب آزار وی می شد رهایی یافت.

اما انعکاس این عمل برآن شاگرد که آتش کندالینی را در شخص نامطلوب وارد کرده بود چه بود؟ مشخص است که انعکاس آن بیماری و خردشدن روحی وی بود. این فرایند بدین ترتیب بود که آتش کندالینی خارج شده از وجود طلبه پس از وارد شدن به بدن شخص نامطلوب وی را از شر آن مشکل رها ساخت، ولی کارما یا عکس العمل آن، انتقال همان مشکل از فرد نامطلوب به درون شاگرد به صورت خرد شدن روحی، افسردگی، و بیماری بود.

لازم به تذکر است که کندالینی می تواند از هرمرکزی به بیرون فرستاده شود. به خصوص از مرکز دستگاه عصبی و وسط ابروها این عمل بهتر انجام می شود بدین ترتیب پی می بریم که مراکز بزرگ بدن، چاکراها، توزیع کننده های اصلی نیرو می باشند.

حالت وماهیت کندالینی

به نظر می رسد که در قسمت بالای سرمانعی وجود دارد، با وجود این کندالینی از این قسمت به بیرون نفوذ می کند و مانند چشمه ای از آب رنگی به آن سوی بدن مادی می رود. نتیجه اش جریانی به شکل قیف می باشد، و کندالینی از روی لبه این قیف به طرف بیرون جریان پیدا می کند. در آغاز کار این قیف ارتفاع کمی دارد، اما زمانی که نیروی این جریان بیشتر گردید، کندالینی تا ارتفاع زیادی بالا می رود، چون بین انواع لایه های مختلف هوشیاری و آگاهی تماس برقرار می شود و تمام موانع سرناپدید می گردد و هوشیاری دائمی در شخص به وجود می آید. تماس مداوم بین سطوح مختلف بدنها ایجاد می شود و هم زمان مغز هوشیار و بیدار می گردد.

نکته ای که لازم می دانم ذکر کنم این است که در مرحله عدم فعالیت شاکتی به طور درونی و روحانی، نه قسمت از امکانات روحی و معنوی سلولهای مغز خواب می باشد و تنها یک دهم امکانات آن در فعالیت است. ولی زمانی که شاکتی به طور درونی و روحانی بیدار شد و آرام آرام به مراکز بالاتر رفت، لایه لایه های مغز بیدار می شود و شخص از وسعت فکر و آگاهی و هوشیاری بیشتر بهره مند می گردد و امکانات ذهنی اش از حالت بالقوه به صورت بالفعل درمی آید. در مرحله نیرواکالپا صامادی تمام امکانات مغزی و ذهنی شخص به صورت کاملاً هوشیار و بیدار انجام وظیفه می کند.

اکنون سؤالی که مطرح می شود این است که این مانع واقع در بالای سر چیست؟ این مانع به شکل توده ای از دانه های ماسه زرد رنگ است که کندالینی کوشش می کند راهی درمیان آن باز کرده، سوراخی درآن ایجاد کند. این مرحله کمی مشکل است و با درد و خطر همراه می باشد. همین امر دلیل سردردهای شدیدکسانی است که در مرحله فعالیت و بیداری کندالینی هستند-تجمع انرژی در زیر و کف سر، در حالی که هم زمان انرژی با فشار سعی می کند سلولهای خفته مغز را بیدار کند. این بیداری همراه با فشار، با سردردهای شدید و گاه غیرقابل تحمل همراه است. البته چنانچه شخص بتواند این فشار و درد را تحمل کند، از نتایج بیداری بخشهای خفته مغز و امکانات بیشتر هوشیاری و آگاهی برخوردار می گردد. اما نکته مهم این است که وقتی می گویم تحمل، منظور تحمل فشار و درد بدون استفاده از داروهای شیمیایی و مخدر است.

در ابتدا کندالینی فقط مشتعل می گردد. به مرور زمان این گرما باید به هسته ای آتشین و سپس به آتشی سوخته شده، خالص، و پاک تبدیل گردد. به جرئت می توان گفت که این دانه های شنی همان سلولهای جمجمه هستند که قادر به یکدیگر نزدیک نیستند که کندالینی نتواند راهی از میان آنها بازکند؛ درست مانند آب که می تواند از الک عبور کند.

نگریستن به ماهیت مرحله بیدار شدن کندالینی در طی خواب بدن مادی درخور توجه می باشد. جالب ترین موضوع، غلظت یا سختی کندالینی می باشد. از یک جنبه کندالینی آتش مایع است، و ازجنبه دیگر مانند تیری دراز می باشد که در سوراخی در زمین کار گذاشته می شود، به طوری که آن زمین باید سوراخ شود و تیر در آن جای گیرد.

به همین صورت موانع در تمام بدنها، یعنی مادی، لطیف، و غیره، باید از میان برداشته شود تا کندالینی در آنها جریان پیدا کند یا جای گیرد. مثلاً وقتی زمین را حفر می کنیم، ابتدا با سنگ و خاک روبه رو می شویم، سپس آب و همین طور که پایین تر می رویم، با مواد مذاب و گازهای مختلف مواجه می شویم. در مورد کندالینی نیز چنین است. کندالینی در سرراهش با موانع بسیاری از انواع مختلف روبه رو می شود. از جنبه ای کندالینی سفت و جامد است، بنابراین باید در سرراهش تمام موانع جامد را از میان بردارد. کندالینی زمانی می تواند کارش را انجام دهد که راهی بدون مانع، واضح، و آشکار داشته باشد. به همین دلیل است که به خصوص پاکسازیها مهم هستند.

آتش جهانی از عناصر گوناگون و بی شماری تشکیل شده است و به مراکز مختلف، برطبق اهمیتی که در بدن انسان دارند،انرژی می دهد. از میانشان عبور می کند، با حرکتی خفیف آنها را لمس می نماید، و برطبق اهمیتی که هرکدام دارند، به آنها نور و تابش می دهد.

کندالینی هرمرکز انرژی را تحریک می کند، در میان آنها می چرخد، و با نفوذ در هر چاکرا راهش را به طرف بالا و سر ادامه می دهد. نه تنها از میان مراکز، بلکه از همه بدن مادی و نادیها عبور می کند و هم زمان تمام نادیها یا مجراهای مسیر انرژی یا پرانای نیمه فعال را کاملاً باز و پر از انرژی می کند.  حتی هر سلولی را به حیات مجدد وا می دارد، به طوری که اگر مثلاً هر سلول بدن یک دهم گنجایشش انرژی داشته باشد، باعبور آتش کندالینی به طور کامل پر از انرژی می شود.

این باز شدن نادیها(فرض براین است که شخص قبل از بیداری انرژی، برای پاکسازی کامل نادیها و بدن اقدام نکرده باشد) مانند آن است که بادکنکی خالی از باد و چسبیده به هم را با هوا پرکنیم. بادکنک برای باد شدن به فشار زیادی نیاز دارد و همراه با صدایی خاص، از هم باز و پر از هوا می شود. این بازشدن نادیهای ناپاک و خالی از انرژی، در زیر پوست به صورت سوزش و در سطح پوست به صورت دانه دانه شدن، قرمز شدن، و ورم مختصر بروز می کند.

به هر صورت حرکت کندالینی به صورت مارپیچ است، و شاید بر همین اساس که در  ابتدا آتشی چنبره زده است و مارپیچ حرکت می کند به آن قدرت مار یا مار آتشین می گویند. حرکت آن براساس مزاج و طبیعت سامسکارا کارماهای قبلی(عکس العمل اعمال گذشته)، و واسانا (خواسته ها و  آرزوهای شخص) در مراکز تمرکز پیدا می کند و به آنها حیات می دهد. ممکن است براساس همان سامسکارا و واسانا، یک مرکز بیشتر از بقیه مراکز تحریک و بیدار گردد.

احساس سوزش و گرماناشی از کندالینی است که غیرقابل اجتناب می باشد، ممکن است حالتی از سرما، فشار، سوزش، و خارش شدید، به خصوص در بالا و وسط سر احساس شود. بعضی از شاگردان گرمای آزاردهنده ای را در سرتاسر بدن احساس می کنند، به طوری که تمام قسمت بالای سر بدن شدیداً گرم می شود.

در مراحل بالاتر هوشیاری دیگر صحبتی از اندامهای بدن به میان آورده نمی شود، بدین علت که تشعشات جای آن را می گیرد. شخص در آگاهی ماورای بدن قرار می گیرد و هنگام مدیتیشن بدن را کاملاً فراموش می کند و گاه حتی بیرون از بدن به سر می برد. زمانی که کندالینی پیشرفت بیشتری کرد، بیداری و تجمع آتش در بدن مادی و بدنهای لطیف دیگر ممکن است در نقطه ای متمرکز شود و از آنجا تشعشعات را به همه جا صادر کند.

هسته مرکزی بدن و وجود هر انسانی یک اتم دائمی، یا به بیانی ازلی، حی و حاضر، و ابدی است که هرگز نه زاده شده و نه نابود می گردد و با نابودی بدن هرگز از بین نمی رود و باقی می ماند. در تولد دوباره شخص، از این اتم روحانی ماده ای شبیه به پرده و رشته صادر می شود و ذرات اتمی و سلولهای بدن جدید را می سازد. این اتم روحانی هیچ گاه از بین نمی رود و فناناپذیر است. در این میان تمام چاکراها و انرژیهای مربوط به آنها عملکردهای مختلف کندالینی شاکتی هستند و خود کندالینی شاکتی قدرت متحرک این اتم روحانی یا آتما می باشد. آتما یا روح یا اتم روحانی اصلیت و واقعیت وجودی ماست که به آن ذات، خویش، خویشتن، هستی، خود، من واقعی، برهمن، یا آتمن می گویند. بنابراین ما نباید به خودمان به عنوان یک بدن نگاه کنیم، زیرا این دیدنگرشی ضعیف است، در کتابهای مسیحی از آتش کندالینی به عنوان سه جنبه پدر، پسر و روح القدس یاد شده. کندالینی آتش دائمی و ابدی است که در  اتم دائمی روحانی که هسته مرکزی بدن انسان است، جای دارد.

شدت کندالینی در حال نوسان است و بالا و پایین می رود. شخصی که شاکتی در او بیدار گشته و در مراحل پیشرفته است، آتش و ارتعاشات کندالینی را در محیط و اطراف خود، در جایی که زندگی می کند پراکنده می نماید. تمام وسایلی که او از آنها استفاده می کند، مانند لباس و کفش، و هرچیزی که به نوعی با او در تماس باشد، از امواج الهی  شاکتی او پر می شود. اگر نامه ای به کسی بنویسد و یا با تلفن با شخصی صحبت کند، چه آگاه باشد و چه نباشد، امواج کندالینی شاکتی را از راه نامه و یا تلفن به شخص گیرنده انتقال می دهد.

او اگر به کسی فکر کند، امواج کندالینی شاکتی را ناخودآگاه به آن شخص انتقال می دهد. زمینی که برآن گام برمی دارد، از امواج کندالینی پر می شود. به طور خلاصه وجود چنین شخصی، حتی اگر صحبت روحانی هم نکند، خیر و برکت مادی و معنوی است. ورود و حضورش در هر جایی خیر و خوبی و انرژی به همراه دارد.

در عین حال، محیط اطراف و جایی که شخص در آن زندگی می کند بر این نوسانات و ارتعاشات تأثیر می گذارد. در فضاهای بزرگ، در کنار دریا، نزدیکی تپه ها و کوهها، انجمنهای معنوی و مذهبی، کلیساها، معابد، مساجد، مکانهایی که گروهی مدیتیشن انجام می دهند، و به خصوص در کنار افراد معنوی و مقدس، کندالینی تشدید می گردد. اما در شهرهای کوچک و بزرگ، در مکانهای پرجمعیت و در بسته که اکسیژن و به خصوص انرژی یا پراناکم است، در تئاترها، سینماها، باشگاههای قمار و تفریح، رستورانها، نمایشگاهها، مکانهای عمومی ملاقاتها و مکانهای پرتنش، کندالینی کاهش می یابد. به عبارت دیگر شخصی که در آنجاست هیچ گونه تحریکی را دریافت نمی کند. به خصوص در هر کجاکه ترس، دلهره، اضطراب، و وحشت باشد، امواج کندالینی بسیار بسیار کم و در حداقل است.

در زمانهای قدیم تیرسوس بسیار شناخته شده بود و یوگیهای قدیم در هند و مصریان و یونانیان آن را می شناختند. تیرسوس فلزی سفید و درخشان و استوانه مانند است به طول شصت سانتیمتر و قطر دو و نیم سانتیمتر به شکل خط کش معمولی، که در پایین و ریشه ستون فقرات قرار می گیرد و سپس به سوی بالا حرکت می کند و کندالینی بعد از آن روان می گردد. البته تیرسوس را فقط کسانی می توانند استفاده کنند که قبلاً دانش محرمانه و خصوصی از کارکردهای کندالینی داشته باشند.

همیشه جذر و مدّی در مورد کندالینی وجود دارد- یک فروکش و طغیان و جاری شدن، یک بیدار شدن نیرو و بالارفتن و پایین آمدن. با وجود این کاملاً غیر محسوس است و ممکن است آن را احساس نکنیم. در مورد کندالینی خوابیده و بیداری انرژی لازم به توضیح بیشتری است. به طور واقعی کندالینی هرگز خواب نیست و همان طور که در فصلهای قبل اشاره شد، تمام فعالیت و کارکردهای ذهنی مانند فکر کردن، اراده کردن، و احساس کردن، و کارکردهای بدنی مانند هضم، جذب، دفع، گردش خون دستگاه تنفسی، و تک تک وظایف جسمانی در حقیقت عملکرد کندالینی هستند. انرژی شان را از کندالینی می گیرند و کندالینی هم زمان انرژیهای خود را به طور بالقوه در چاکراهای مختلف قرار می دهد که به عنوان یک احتمال منتظر ظهور هستند. ولی وقتی از بیداری کندالینی صحبت می شود عطف  به درونی کردن عملکرد آن به سوی روح می باشد که منشأ کندالینی است، زیرا در حالت خواب کندالینی، کارکرد آن رو به دنیا و بیرونی است و نسبت روح که هسته مرکزی و وجود ماست، در خواب و عدم آگاهی به سر می بریم. حتی بدن مادی و بدن لطیف نسبت به خود واقعی ما(هسته مرکزی) دنیا و بیرون محسوب می شوند. زمانی که به لطف خدا و گورو، شاکتی در فرد بیدار گشت، باید این طور تعبیر کرد که حرکت آن از  بیرون و دنیا به درون متوجه می گردد و به سوی روح یا همان منشأ اولیه خود می رود و زمانی که به آن رسید، با تمام انرژیهای خود که در گذشته در چاکراهای مختلف قرار داشت، در روح، آتما، یا ذات فرو می رود و با آن یکی می شود و شخص در نیرواکالپا صامادی قرار می گیرد. بنابراین کندالینی واقعاً خواب نیست،بلکه فعالیت وکارکرد بیرونی آن را خواب درونی یا خواب روحانی می نامند و وقتی به سوی درون و روح می رود آن را بیداری روحانی و یا بیداری کندالینی شاکتی می نامند. علاوه بر اینها، کندالینی فقط در وجود افراد یا موجودات نیست، بلکه مانند هوا و الکتریسیته در همه جا پخش است. در تمام فضاها در جنبش و نوسان است و جایی نیست که از شاکتی(قدرت و انرژی خدا) درهر شکلی تهی باشد. کندالینی هان برهمن در حرکت(برهماشاکتی) و یا نیروی متحرک الهی به صورت فراگیر، ساری و جاری، و نافذ در کل هستی می باشد. با وجود این، ما به علت دید محدودمان حتی اگر شناخت و دانشی از کندالینی داشته باشیم، آن را منحصر به وجود خود می دانیم و عملکرد آن را در همان حوزه محدود و امر جزئی بدن، فکر و احساس تصور می کنیم و وظایف نامحدود و گسترده اش را هرگز درک نمی کنیم.

]]>
کندالینی(2) 2012-03-18T06:30:07+01:00 2012-03-18T06:30:07+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/64 محمد اکبری خطرات کندالینی برخطرات ناشی از تحریک کندالینی تأکید بسیار شده است. اولین و بزرگترین خطر، تحریک جنسی می باشد، به طوری که شخص نیروی حیاتی اش را در اثر این عامل از دست می دهد و دچار اختلالات روحی می گردد. فعالیت و نیروی جنسی بسیار وابسته به کندالینی می باشد، زیرا هردوی آنها در طبیعتشان به طور عالی آفریننده هستند، به طوری که توسعه و تقویت هرکدام باعث توسعه و تقویت دیگری می شود. تمام امیال جنسی باید تحت اختیار شخص درآید. نیروی جنسی تصفیه و تصعید می شود و به صورت انرژی اجاس شاکتی درمی آید. این انرژی خطرات کندالینی

برخطرات ناشی از تحریک کندالینی تأکید بسیار شده است. اولین و بزرگترین خطر، تحریک جنسی می باشد، به طوری که شخص نیروی حیاتی اش را در اثر این عامل از دست می دهد و دچار اختلالات روحی می گردد. فعالیت و نیروی جنسی بسیار وابسته به کندالینی می باشد، زیرا هردوی آنها در طبیعتشان به طور عالی آفریننده هستند، به طوری که توسعه و تقویت هرکدام باعث توسعه و تقویت دیگری می شود. تمام امیال جنسی باید تحت اختیار شخص درآید. نیروی جنسی تصفیه و تصعید می شود و به صورت انرژی اجاس شاکتی درمی آید. این انرژی قادر است کندالینی را با نیروی خود به حرکت درآورد و به چاکراهای بالاتر ببرد، و سپس شخص از نظر روحی تصفیه می شود. این تحت اختیار گرفتن بدون کوچک ترین زحمتی، با کمک مدیتیشنهای مربوط به کندالینی بیدار شده انجام می گیرد، و هم زمان برای فرد به صورت باور و اعتقاد درمی آید. او باید درهمه حال به این موضوع احترام گذارده و حرمت آن را نگاه دارد. فعالیت جنسی یکی از هدیه های خداوند برای به وجود آوردن فرزندان است، که اغلب از آن به طور بد و زمختی استفاده می گردد. شخص باید یاد بگیرد که با احتیاط و احترام به آن نزدیک شود. تنها آنهایی که به امور جنسی با احترام و به عنوان تولید مثل، و نه فقط لذت بردن، می نگرند و  تسلط قابل توجهی برامیال خود دارند، از بیداری کندالینی شاکتی سود می برند. دومین خطر، خطر ازکارافتادن تعادل بدن در اثر تحریک (بیداری) و مهارنشدن مراکز مختلف بدن می باشد، مثلاً احتمال صدمه به قلب یا نظام عصبی، که در نتیجه آن انسان به شخصی علیل تبدیل می شود که فشاری جسمانی در مغزش رخ داده. نتیجه این فشار اختلالات روحی است. تجربه نشان داده خیلی از کسانی که شاکتی در آنها کاملاً بیدار شده و یا حتی فعال شده، از سردردهای شدید(به خصوص در ناحیه داخلی، بالا و کف سر) شدیداً رنج می برند و مسکنها و داروهای آرام بخش هیچ تأثیری در آن ندارد و اگر هم اثری موقت داشته باشد، به صورت عقب نشینی و پس کشیدن شاکتی از سر است و شخص مدتی آرامش را احساس می کند و سردردها مجدداً در زمان کوتاهی باز می گردد. در این حال با مصرف هرگونه داروی شیمیایی، پیشرفت و بازشدن«ساهاسرارا» یا مرکز هفتم به تأخیر می افتد و حتی ممکن است شخص به سقوط کامل روحانی کشانیده شود.

این موارد در بسیاری از کسانی که شاکتی در آنها فعال شده رخ می دهد. آنان هنوز قادر به مهار انرژی کندالینی دربدن خود نیستند و نمی توانند انرژی را در مراکز مختلف به اراده خود متمرکز کنند و یا از حالت فشردگی بیرون آورند و از زیر بار فشار اضافی آزاد گردند. ولی سردردها به خصوص در افرادی که در تجرد کامل هستند و هیچ گونه استهلاک انرژی در آنها نیست، حالتی شایع و معمول است و باید آن را هر طور که شده، تا حد امکان بدون دارو تحمل کنند.

انرژی بیدار شده که طولانی مدت در مولادهارا بماند، شخص را تبدیل به حیوانی درجه یک با تمام تمایلات و غرایز بیدار شده می کند. مگر اینکه انرژی دوباره بخوابد و یا به وسیله گورو آرام گیرد تا شخص بتواند زندگی عادی را از سر گیرد. انرژی بیدار شده وقتی طولانی مدت در سوادهیستانا باقی بماند، شخص در آتش جهنم واقعی زندگی می کند. نه آرامش ذهن دارد و نه سلامت جسمانی. به خصوص غرایز شهوانی، خشم، غرور، منیت، افسردگی، خودمحوری، منفی نگری، و ایرادگیری فعال می شود و فرد تمام این موارد یا برخی را در شخصیت خود نشان می دهد. تمام سرکوبهای روانی و روحی، تمام شرطی شدگیها، و هرآنچه از گذشته تاکنون به نحوی در او سرکوب شده بود و قبل از مرحله بیداری شاکتی به حالت انجماد بود، اکنون با آتش شاکتی ذوب می شود و بیرون می ریزد. فکر و بدن شخص میدان تاخت و تاز و فعالیت شدید افکار مغشوش مختلف و بیماریهای جسمانی قرار می گیرد و تا زمانی که کندالینی درسوادهیستانا باقی بماند، شخص به هیچ وجه آرامش فکری و روحی وجسمانی واقعی را تجربه نمی کند. البته همیشه تجربیات به این شدت نخواهد بود. به نسبت سامسکارا(تأثیرات گذشته) و نوع زندگی شخص، شدت و ضعف خواهد داشت. عبور و گذر از سوادهیستانا به دانشی عمیق و وجود گورویی شایسته و آگاه و اشتیاقی سوزان برای حقیقت نیاز دارد. وجود گورو در این میان ضرورت مطلق دارد. توقف شاکتی در مانی پورا بارقه هایی از حقیقت را به شخص می تاباند. او با چشمانش از دوردست روحانیت و نور را مشاهده می کند، ولی پاهایش و ریشه هایش هنوز در دنیای مادی و ماده گرایی قرار دارد. نیاز و میل شدیدی به سلطه بر دیگران و همه چیز دارد. هنوز بسیار برون گرا و خودمحور است و تمام کوششهایش برای رسیدن به قدرت است، چه قدرتهای یوگایی(سیدهی) و چه قدرتهای دنیوی(ریدهی)، از پول و ثروتهای مادی گرفته تا حتی اینکه گروههای زیادی را تحت فرمان خود داشته باشد. او هنوز از تمایلات خشم، شهوت و آرزوها رها نشده است.

کندالینی شاکتی تا زمانی که از مانی پورا بالاتر نرفته و به آناهاتا چاکرا نرسیده، بارها و بارها، حتی هزاران بار به مولادهارا باز می گردد، زیرا شخص در مانی پورا به شدت طالب نمایش قدرتها و سیدهیهای کوچکی است که به دست آورده، و هر بار در هر صحبت از قدرتهایش و نمایش آنها و به کاربردنشان، بلافاصله سقوط می کند و به سوادهیستانا و یا حتی مولادهارا باز می گردد و مجدداً دچار همان انرژیهای نامطلوب چاکراهای پایین تر می شود و رنج می کشد و برای پیشرفت به مراکز بالاتر باید مجدداً کوششهایش را از سربگیرد. با هر بار پایین رفتن کندالینی، تلاش برای بالا بردن آن اندکی مشکل تر از قبل می شود و ممکن است به علت تمایل فرد به نمایش و به کار بردن قدرتها، باعث شود پیشرفت و حرکت به سوی نور بیکران و ذات را دراین زندگی به طور کامل از دست بدهد.

آرامش، شعف، و حقیقت را شخص وقتی می تواند تجربه کند که کندالینی شاکتی به طور کامل به آناهاتا چاکرا برسد. البته در این موقعیت او هنوز چیزی دائمی و قطعی به دست نیاورده و اگر برای لذت بردن از رابطه جنسی پافشاری کند، شاکتی ممکن است باز به مولادهارا و سوادهیستانا بازگردد، ولی چنانچه مهار نفس را داشته باشد و تمریناتی جدی و منظم را انجام دهد، در این مرکز(آناهاتا) به معنای واقعی یوگی می شود و از شهد الهی می نوشد. تمام افکار و تمایلاتش عوض می شود و با دیدی کاملاً متفاوت به دنیا و انسانها و هرچیز دیگری می نگرد. زشت ترین انسانها و زیباترین آنها کوچک ترین تأثیری براو نمی گذارد و او قادر است الوهیت و جرقه نورانی درون هر فرد را مشاهده کند. دراین مرحله با تمام قلب و احساساتش تسلیم خدا و عشق پرشکوه او می گردد و عشق به آزادی و حقیقت را شبانه روز چون شهدی زندگی بخش می نوشد.

با وجود تمام اینها، در این چاکرا گره یا گرانتی به نام ویشنوگرانتی وجوددارد که گره احساسی است. تمام احساسات بشر دوستانه و دیگر احساسات دراین مکان سدی به وجود می آورد که یوگی در پشت آن گیر می کند و متوقف می شود. برای رسیدن به خدا باید از این سد و مانع هم گذشت. اگر او بتواند با بازبینی دقیق افکار و احساساتش و تمرینات مداوم مدیتیشن این گره یا گرانتی را بشکند، از تمام سدها و حصارهای احساسی و علائق دنیوی برای همیشه رها می شود و به سوی ویشودها چاکرا، یا مرکز پاکی مطلق می رود. در آنجا اسیر تمایلات نخواهد بود و دیگر هرگز سقوطی نخواهد داشت. تمام اراده و کوششهایش برای رسیدن به بالاترین کمال خواهد بود و نخواهد توانست حتی برای لحظه ای کوتاه از حقیقت، خدا، یا ذات دور و غافل بماند.

به طور کلی اگربخواهیم موضوع بیداری شاکتی را با دیدی وسیع بررسی کنیم، زمانی شخص می تواند از تمام این خطرات اجتناب کند که قبلاً به اندازه کافی به پاکسازیهای بدن، نادیها(مجراهایی در بدن لطیف که حامل جریان انرژی هستند)، و فکر(به خصوص بخش ناخودآگاه) پرداخته باشد، و همچنین زمانی که شخص به میزان قابل توجهی بر خویشتن مسلط باشد و  تنها برای حقیقت اشتیاق داشته باشد، نه برای به دست آوردن قدرتهای مافوق طبیعی. او نباید دارای دیدی کوته بینانه باشد و باید از هرگونه پستی، به خصوص تحریکات جنسی، به دور باشد، یا دست کم تمایل بسیار کمی در وی وجود داشته باشد.

بایداین موضوع را به خاطر سپرد که پیشرفت کندالینی درهر شخصی به مقدار زیاد بستگی به خود آن شخص دارد. یعنی انسان ابتدا باید آمادگی لازم جهت بیدار شدن کندالینی را درخود به وجود آورد و سپس با استفاده از قوه ادراک و عقل خود، به پیشرفت آن کمک نماید.

هرگز نباید فراموش کنیم که بدن مادی زمخت تر است و بنابراین کمتر قابلیت انعطاف و وفق دادن دارد. و همان طور که گفته شد، تمایلی به بیدار شدن و متمرکز شدن انرژی در یک نقطه از بدن وجود دارد، نه پخش شدن و توزیع متناسب آن درتمام بدن.

روح از طریق حواس لطیف در فکر و حواس زمخت در بدن مادی، دنیا را تجربه می کند، و بدین صورت است که هرچیزی را احساس می نماید و تأثیرات را از محیط خارج دریافت می کند.

به علت تمرکز انرژی در یک نقطه با فشار بیش از حد برآن، مثلاً مغز و اعصاب(منطقة براهماراندرا یا کف سر)، احساسات دچار اغتشاش می گردد، زیرا مغز مجرای اصلی ارتباط بین جسم مادی و روح می باشد، در حالی که کندالینی برای حیات بخشیدن به مراکزی که آماده تر، حساس تر، و گیراتر هستند، به سوی آنها جریان پیدا می کند، و لازم است که قبل از بیداری کامل کندالینی، مراکز مختلف آمادگی لازم برای دریافت انرژی کندالینی را به دست بیاورند. به طور کلی در وجود هرانسانی کندالینی تمایل دارد که حرکت کند. اگر انسان تعلیمات روحانی لازم برای تحمل کردن این نیرو را نیاموزد، مسلماً به پایین ترین نقطه تاریکی پرتاب می شود. در این حالت ممکن است نیروی کندالینی به ناگهان در میان مجراهای بدن به گردش درآید، یا به طور مستقیم وارد یکی از اعضای بدن گردد، که در این صورت سبب ایجاد فاجعه ای بسیار جدی می گردد.

زمانی که بدن مادی و روح مصمم می شوند به درجات بالاتری برسند، کندالینی به طور طبیعی و بدون مواجه شدن با کوچک ترین مانعی به حرکت درمی آید. در مراحل اولیه باید احتیاط بسیار به عمل آورد تا فاجعه ای به بار نیاید. در مراحل بالاتر پیشرفت کندالینی، شخص به تدریج دارای تسلط دائمی می شود، حرکت کندالینی در بدن موزون تر می گردد، و بدن عکس العمل فوری تری نسبت به این تحریک از خود نشان می دهد.

اثرات بیدار شدن کندالینی چیست؟

تمام سدها وموانع را از میان برمی دارد و بین جسم مادی و روح ارتباطی کامل برقرار می کند. حساسیت در جسم و روح به مقدار زیادی افزایش می یابد و خویشتنداری بسیار در شخص به وجود می آید. جسم مادی از قید ارتباط با حوادث معمولی پیرامونش رها می شود. به دلیل اینکه بدن مادی فوق العاده حساس تر می گردد، مغز باید این فشار را تحمل کند. فشار بر مغز به شدت افزایش می یابد، زیرا مغز مجرای اصلی ارتباط بین بدن زمخت و بدن لطیف است. سؤالی که پیش می آید این است که آیا مغز می تواند در برابر این فشار مقاومت کند؟

این کار از طریق مهار خویشتن و مدیتیشنهای مداوم و منظم ممکن است، به طوری که مغز قابلیت انعطاف بیشتری پیدا می کند و قادر به تحمل این فشار می گردد. در بعضی حالات ممکن است روح مشتاق به پیشرفت باشد، که نتیجة تولدهای قبلی است، اما اگر جسم ضعیف باشد و نتواند فشار کندالینی را تحمل کند، لازم است که شخص منتظر تولد دیگری باشد تا شاید دارای جسمی قابل انعطاف تر گردد.

با توجه به این مطالب،  انسان باید بسیار نادان باشد که بدون تصویب وتأیید عقل و استفاده از راهنمایی و کمک گورو، تصمیم به بیدار کردن کندالینی بگیرد.

در  این میان بیشترین فشار بر مغز وارد می شود. انسان یا نباید در این راه برود، و یا اگر رفت باید آن را تا آخر ادامه دهد.

حکیمی گفته دانش اندک، بسیار خطرناک است. ناآگاهی کامل از دانش کندالینی بسیار بهتر از داشتن دانش ناقص از آن است، زیرا با دانش کم و ناقص شخص پرشی را انجام می دهدبی آنکه پرواز بلد باشد. تنها پریدن کافی نیست. در آن صورت حاصلی جز نابودی ندارد. کسانی که دانش و تجربه کامل از تمام مراحل و موارد و کارکرد آن را دارند، بهترین راهنمایان می باشند. حتی دانش کامل نظری بدون تجربه عملی از بیداری کندالینی و طی طریق تمام مراحل آن،ذره ای مفید نخواهد بود.

بنابراین قبل از اینکه کسی بخواهد کندالینی را بیدار کند، باید همه چیز را درباره این موضوع بداند و مخصوصاً با خطرات اجتناب ناپذیر آن آشنا گردد و با دیدی باز به این عمل مبادرت ورزد. در این میان باید قبل از شروع حرکت به دانش کم اکتفا نکند و حتی با وجود دانش کامل، به دنبال راهنمایی گرفتن از فردی که این مسیر را پیموده باشد، چون ممکن است همان کندالینی که منشأ رهایی از اسارت و به دست آوردن آگاهی مطلق الهی است، وی را به سوی انحراف، نادانی، و سقوط کامل بکشاند.

کندالینی در همه جا فعال است

کندالینی آتش زندگی است، و بنابراین در سرتاسر زندگی جریان دارد. اما ممکن است مانند رودی آرام و حیات بخش باشد، و یا ممکن است به مجراهای مخصوص هدایت شودومانند سیلاب خروشانی گردد. کندالینی در مواد معدنی، گیاهان، حیوانات، انسانها، و در کل هستی، و همچنین در تک تک اتمها جریان دارد. کندالینی انرژی الهی و بخش متحرک الوهیت است.

هرزمانی که در انسان ترقی واضح و مشخصی در رشد روحی صورت می گیرد، آن نتیجه دخالت کندالینی است. در همین حال، هرزمان که کندالینی تحریک و تقویت گردد، در شخص رشد روحی مشاهده می گردد. در این میان شخص به استاد(گورو) نیاز دارد تا وی را راهنمایی کند و در مسیر روحانیت پیش ببرد و بر روی کندالینی اش کار کند.

هرجا که زندگی هست کندالینی نیز وجوددارد، اما چگونگی رفتار با آن موضوع دیگری است.

یکی از اثرات جالب کندالینی تقویت حواس است. تمام حواس به شدت حساس می شود، به طوری که حواسی که قبل از بیداری کندالینی واکنش بسیار اندکی نشان می دادند، مثلاً یک نگاه، یک فکر، و کوچک ترین حرکتی که تا قبل از فعالیت و بیداری شاکتی شخص را دچار عکس العمل نمی کرد وتأثیر قابل توجهی بر او نداشت، بعد از فعالیت و بیداری شاکتی به شدت و به سرعت موجب نشان دادن عکس العمل می شود. ذهن بسیار حساس می شود و احساسات شدیداً تأثیرپذیر می گردد. مثلاً قبلاً اگر شخصی کلامی منفی می گفت و منفی فکر می کرد، ممکن بود خیلی دیر یا کم عکس العمل برانگیزد، ولی بعد از بیداری شاکتی هرکلام و هرفکر سریعاً و شدیداً واکنش و بازگشت به وجود می آورد. به همین دلیل فردی که به مرحله فعالیت و بیداری شاکتی رسیده باید به شدت برافکار، کلام، اعمال، و تمایلات خود نظارت کامل داشته باشد.

تجربیات نشان داده حتی صحبت، نگاه و فکری شهوانی باعث سقوط می شود و هم زمان کندالینی را به سوادهیستانا و مولادهارا می کشاند. در این میان مدیتیشن و نظاره گری کریاهای بدنی، کلامی، احساسی، و فکری از اهمیت بسیار حیاتی برخوردار است.

شخص عادی که به ارتباط عمیق بین جسم و روحش و جهان بیرون پی نبرده است، وقتی از نظر روحانی پیشرفت کرد، از طریق قدرت کندالینی پرده جهل از جلوی چشمانش برداشته می شود و به رابطه و یکی بودن جسم و روحش و کل جهان هستی پی می برد. در بالاترین مراحل، او همه جهان را در خود و خود را در همه هستی پخش و جاری می بیند.

رسیدن به خدا از طریق عشق به او، بر کندالینی شخص اثر دارد و آنرا به حرکت درمی آورد. به گفته راماکریشنا، حکیم و یوگی بزرگ هند، زمانی که شخص خداوند را عاشقانه دوست دارد و او را با همه قلبش می پرستد و اشتیاقی عظیم و سوزان برای خدا و رسیدن به او دارد، کندالینی اش دیگر نمی تواند خفته بماند. کندالینی در او بیدار می شود و به سوی بالاترین آگاهی، شعف، و تجربه الوهیت حرکت می کند و شخص را به سرمنزل اعلی و بالاترین اتصال با الوهیت (ذات) هدایت می کند.

رسیدن به خدا از طریق عشق و تسلیم به او، افرادی را که از تمام قیود و زنجیرهای زندگی آزاد هستند جذب می کند.

درکسانی که فاقد خویشتنداری و تسلط بر حواس و افکار هستند، تحریک کندالینی و فشار حاصل از آن بیشتر از آن است که بتوانند تحمل کنند. دراین صورت تحریک و بیداری شاکتی مایه رنج و عذابشان خواهد بود.

کندالینی یا شاکتی قدرتی است که هم می تواند برای سلامت شخص استفاده شود وهم برای بیماری وی. اگر شخص در اثر بیدار شدن کندالینی غرور پیدا کند، این غرور باعث ضعف وی می شود و روز به روز ضعف در وی تشدید می گردد. در این صورت باید چنین شخصی را از ادامه کار بازداشت.

غرور اولین دلیل سقوط است، که در حالتهای شدید سبب خودکشی می گردد.

پیشرفت کندالینی

جالب است که به تجربه ای در مورد پیشرفت کندالینی یا به فعالیت انداختن آن توجه کنیم.

فعالیت اصلی در طی خواب انجام می شود. آنچه در ابتدا ظاهر می شود شامل آمادگی ستون فقرات، یعنی حرکت امواج کندالینی از پایین ستون فقرات تا بالای سر است. بعدها این آماده سازی در طول روز هم ادامه پیدا می کند. در قسمت پایین ستون فقرات آتش کندالینی به صورت حلقه است.

با تمرکز براین نقطه، و در نتیجه تمرکز برآتش درون کندالینی، کندالینی شروع به فعالیت و حرکت می کند. در واقع مانند آن است که سوخت مناسبی جهت حرکت به آن داده می شود. اما برای انجام دادن این حرکت باید از قبل به شخص تعلیماتی داده شود، زیرا اثر حرکت بی موقع فاجعه آمیز خواهد بود، حتی اگر این حرکت به صورت درست انجام گیرد.

انحلال تدریجی آتش کندالینی که به صورت کروی در پایین ستون فقرات قرار دارد، به علت انرژی اصطکاکی خود آتش صورت می گیرد. این آتش به گرما تبدیل می شود و فعال می گردد و می سوزد و سبب می شود آتش کروی کندالینی در پایین ستون فقرات به خورشیدی تابان تبدیل گردد. این خورشید گرما را درتمام جهات پخش می نماید، و بدن مادی آن را احساس می کند. این گرما بعضی مواقع آن قدرشدید می شود که گویی شخص در میان شعله های آتش قرار دارد. گاهی هم به صورت تعریق بسیار زیاد نشان داده می شود. شخص از گرما می نالد و گویی هیچ چیزی قادر نیست او را خنک کند. گاهی نیز احساس بی حالی و بی هوشی و حال به هم خوردگی به او دست می دهد، که اکثراً در این مواقع دچار یبوستهای شدید می شود. گاهی در مردها به صورت منقطع و گاه مداوم، دفع غیرارادی منی صورت می گیرد. فرد، در هر دو جنس، ممکن است دچار بواسیر شود و یا قسمتی از بدنش از جوشهای چرکی و دردناک پوشیده گردد. در این موارد شخص باید با راهنمای روحانی اش در مورد مانترای خود مشورت کند، زیرا مانتراهای خاصی قادرند این گرما را شدیداً تشدید کنند و یا آن را از بین ببرند و به بدن خنکی و آرامش بدهند. باید با شخص یا گورویی مشورت شود که از علم مانتراها و تأثیرات آنها روی آیدا، پینگالا، و سوشومنا(ماه، خورشید، و آتش) در بدن لطیف کاملاً و دقیقاً آگاه باشد. همچنین طبیعت شخص در مرود پیتا، واتا، و کافا باید در نظر گرفته شود و خوراکهای مناسب توصیه شود.

این چند موردی که ذکر کردم، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. توجه، ویا به عکس، غفلت از آن، در بعد روحانی مسئله مرگ و زندگی است.

همان طور که مختصراً اشاره شد، درطی ساعات بیداری این مرحله آماده سازی ستون فقرات و چاکراها ممکن است ادامه یابد، به طوری که گرمای خاصی از پایین ستون فقرات به سوی بالا حرکت می کند و تأثیرجالبی روی بدن می گذارد. هوشیاری شخص از نظر جسمی افزایش می یابد و فرد دارای قوه درک مستقیم می گردد.

با بیداری مناسب کندالینی و ادامه تمرینات مدیتیشن، تمام هستی شخص از سطح جسمی تا روحی کاملاً عوض می شود، چنان که گویی فرد جدیدی زاده شده است. او درحال نوشیدن شهد آگاهی و شعف مداوم از منبع اصلی و ذاتی اش خواهد بود و به حقیقت واقعی پی خواهد برد. به نظر می رسد تمام سدهایی که مانع درک حقیقت بود شکسته می شود، به طوری که شخص در مورد واقعیت و ماهیّت هر چیزی به تحقیق می پردازد. توصیف واقعی این آگاهی و هوشیاری بسیار مشکل است.

شاید بتوان گفت شخص تعالیم، دستورات، آگاهی، و دانش لازم را مستقیماً از درون دریافت می کند. به عبارتی، آب را از سرچشمه می نوشد. در کمترین ادعا و با تواضع میتوان گفت که بعضی پرده ها از روی حقیقت برداشته می شود و انسان به حقیقت چشم می دوزد و ابرهای غفلت از جلوی دیدگانش برداشته می شود.

در اوایل کار انسان دچار نوعی گیجی می گردد، گویی بعد جدیدی بسط داده می شود و شخص وارد دنیای جدیدی می گردد. همچنین در اوایل کار شخص احساس می کند که گویی در جای دیگری زندگی می کند و با دنیای بیرون فاصله دارد. سروصداها و ازدحامهای زندگی برایش فقط یک زمزمه حقیقت می شود و او مانند تماشاچی یک بازی، به بازیگران روی صحنه به عنوان موجوداتی از کره ای دیگر می نگرد. طوری به دنیا می نگرد که گویی با آن هیچ ارتباطی ندارد، و گاهی نیز احساس می کند غریبه ای از سرزمینی ناشناخته است. مغز که مربوط به بدن مادی است، دچار حالتی از رخوت می گردد و در عین حال نسبت به درک واقعیت هستی فوق العاده آگاه و هوشیار می شود، هوشیاری ای که تاکنون درشخص دیده نشده، چنان که گویی او در بیرون خواب و در درون بیدار و هوشیار است، در حالی که دیگران در درون(در مورد روحانیت و تجارب معنوی) در خواب و در بیرون (دردنیای مادی) بیدارند.

شری کریشنا در فصل دوم، آیه شصت و نه می فرماید:«یوگی که برفکر وحواس خود مسلط است، در شب افراد دنیوی بیدار است و درهمان زمان نسبت به بیداری افراد دنیوی، در روز فعالیتها در خواب است.»

توضیح بسیار ساده این است که یوگی یا فردی که برفکر و حواس خود مسلط است، هنگامی که همه موجودات در شب آگاهی(تیرگی آگاهی) قرار دارند، بیدار است، و در همان زمان در روز فعالیتهیا دنیوی(مایا)، زمانی که همه موجودات نسبت به موضوعات حسی و لذات مادی بیدارند، او درخواب است.

در این هوشیاری گرمای خاصی در بالای سر احساس می شود که احتمالاً نتیجه خارج شدن اندک کندالینی است. حساسیت به خصوص در ناحیه ستون فقرات به مقدار زیاد افزایش می یابد و به میزان کمتری در سرتاسر بدن نیز بالا می رود. دراین حالت تکان مخصوصی در سراسر بدن ایجادمی گردد که ممکن است برای مدت کوتاهی سبب اختلالات روحی شود. در سراسر ستون فقرات در بعضی مواقع نبضی قوی می زند، و گاهی در بعضی نقاط بدن برافروختگی وقرمزی ای مانند تاول دیده می شود، گویی انرژی شاکتی از نقطه ای به نقطه دیگر می رود و حرکت خود را در سطح بدن به صورت برافروختگی پوستی، قرمزی، و گرمای زیاد نشان می دهد. به مرور زمان به نظر می رسد که تمام بدن با آتش کندالینی مشتعل می شود، به طوری که اگر کسی درنزدیکی انسان قرار داشته باشد، تقریباً این حرارت را احساس می کند. در این مرحله به طور موقت خستگی خاصی در بدن مادی احساس می شود و خوابیدن برای شخص لذت بخش می گردد. اگر از عبور آتش کندالینی از بالای سر جلوگیری شود، به مغز فشار وارد می آید و شخص دچار سردردهای شدید، خستگی و خواب آلودگی می گردد

کندالینی خورشید و کندالینی زمین

در اثر تحریکاتی مانند نزدیک شدن به مرکزی روحانی مانندمعبد، مسجد، کلیسا، و مکانهایی که در آنها مدیتیشن انجام می شود، و همچنین نزدیک گشتن به شخصی که کندالینی در او بیدار شده و آگاهی اش در مراکز بالاتر مستقر گشته، یا شرکت در مراسم مذهبی و سرودهای روحانی، مراکز کندالینی در بدن مانند گلی که رو به خورشید شکفته می شود، آمادگی می یابند و کندالینی در سرتاسر بدن مشتعل می گردد. این اشتعال سبب تماس بین بدن مادی و بدن لطیف می گردد. در شروع پیشرفت کندالینی دردی احساس می شود، به این علت که هنوز کندالینی برموانع غلبه نکرده است و مسیر حرکتش کاملاً باز نیست و راهی را با فشار، که اغلب با سوزش و گاه با درد همراه است، باز می کند.

به نظر می رسد که دو منبع کندالینی وجود دارد، یا شاید درست تر باشد بگوییم کندالینی بین دو قطب مثبت، یعنی خورشید، و منفی، یعنی زمین، حرکت می کند. قلب و مرکز زمین یک قطب کندالینی، و مرکز و قلب خورشید قطب دیگر آن می باشد. بیدار کردن کندالینی در واقع گرفتن آتش از زیر زمین و بالای آسمان است، به طوری که شخص با هوشیاری در فضای بین این دو مرکز گام برمی دارد.

ما قدرت و انرژی کندالینی را از مرکز زمین و ازمرکز خورشید می گیریم و برآن در مرکز پایین ستون فقرات تمرکز می کنیم و آن را به تمام مراکز بدن می فرستیم. کندالینی گرفته شده از زمین به سمت بالا حرکت می کندو در پاها و مرکز ایجاد خلقت(مراکز جنسی در زن ومرد) در بدن مادی جریان می یابد. کندالینی گرفته شده از خورشید به سمت پایین حرکت می کند. بنابراین کندالینی زمین و کندالینی خورشید در محلی کروی واقع در پایین ستون فقرات به یکدیگر می رسند ومانند قدرتی عظیم به سوی واقعیت مطلق(خداوند) حرکت می کنند. زمین منفی و خورشید مثبت با یکدگیر ترکیب می شوند و در نتیجه قدرتی روحانی در انسان ایجاد می شود.

کادوسیوس- نماد آتش بزرگ سه گانه است. آتش کادوسیوس(آیدا، پینگالا، و سوشومنا) و کندالینی با یکدیگر رنگین کمان جالبی از رنگها را تشکیل می دهند. ارتباط نزدیکی بین کادوسیوس وآتش کندالینی وجوددارد. اگر چه از یک نقطه نظر این دو نیرو مجزا هستند، از نقطه نظر دیگر مکمل یکدیگر می باشند. به نظر می رسد که کادوسیوس به گونه ای مستقل از کندالینی بیدار می گردد، اما ارتباط آن با کندالینی نزدیک است.

کادوسیوس شامل سوشومنا با جنبه های آیدا و پینگالا می باشد که راه رهایی از محدودیتهای مادی می باشند، و کندالینی راه تکمیل شدن و به کمال رسیدن انسان است. در ارتباط بسیار نزدیک بین این دو آتش شکی وجود ندارد.

ادامه دارد...

]]>
کندالینی(1) 2012-03-18T06:28:20+01:00 2012-03-18T06:28:20+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/63 محمد اکبری به در خواست شما دوستان عزیز در نظر سنجی : کندالینی این لغت سانسکریت را کسانی که مفهومی واقعی از آن در دست ندارند، به اشکال مختلفی ترجمه کرده اند مانند مار آتشین، قدرت مار، نیروی اولیه، پراناشاکتی، کندالینی شاکتی، چتان شاکتی، نیروی چی در زبان چینی و نیروی شی در زبان ژاپنی، آتماشاکتی، براهماشاکتی، وگوروشاکتی. به نظر می رسد ریشه این لغت از فعل«کند» به معنای سوختن و سوزانیدن گرفته شده است. این معنا مفهومی کامل و درست می باشد، به این علت که کندالینی آتشی از جنبة سوزاندن آن است. توضیح دیگر برای لغت به در خواست شما دوستان عزیز در نظر سنجی :

کندالینی

این لغت سانسکریت را کسانی که مفهومی واقعی از آن در دست ندارند، به اشکال مختلفی ترجمه کرده اند مانند مار آتشین، قدرت مار، نیروی اولیه، پراناشاکتی، کندالینی شاکتی، چتان شاکتی، نیروی چی در زبان چینی و نیروی شی در زبان ژاپنی، آتماشاکتی، براهماشاکتی، وگوروشاکتی.

به نظر می رسد ریشه این لغت از فعل«کند» به معنای سوختن و سوزانیدن گرفته شده است. این معنا مفهومی کامل و درست می باشد، به این علت که کندالینی آتشی از جنبة سوزاندن آن است. توضیح دیگر برای لغت کندالینی با توجه به اسم«کندا» به معنای سوراخ، حفره، یا گودال است که آتش در آن می سوزد.

بنابراین معنای کلمه «کند» از یک جنبه آتش، سوختن، و سوزانیدن می باشد، و از جنبه دیگر به معنای سوراخ، حفره، گودال، یا ظرف است. اگر به صورت کامل تر و ترکیبی به آن نگاه کنیم، بدین صورت در می آید که ظرف یا حفره ای است که آتش در آن می سوزد. ولی هنوز هم چیزی بیشتر از این معنا وجود دارد.

کلمه دیگری هم هست به نام«کندالا»، به معنای حلقه یا مارپیچ. در اینجا سوختن آتش و حرکات مارپیچی آن که به طرف بالا حرکت می کند مجسم میشود. آتش روشن شده به سوی بالا زبانه می کشد. مشابهاً، کندالینی بیدار می شود و مانند حرکات مارپیچی آتش که به سوی بالا زبانه می کشد، به طور مارپیچی به سمت بالا حرکت می کند. اما باز هم چیزی بیشتر وجود دارد. جدا از این ریشه های اساسی، لغت کندالینی به معنای تولد است. تولدی روحانی، و این طور تعریف می شود که این مار آتشین، همانطور که گاه آن را بدین نام می نامند، قوه آفرینش زبانه خوابیده درون یک ظرف یا حفره می باشد، درست مانند کودکی خفته در درون رحم که آماده متولد شدن است. این قوه آفرینش زنانه، یا شاکتی، که در حفره رحمی خود خوابیده، با روشهای مخصوص جهت بیداری و با لطف گورو بیدار و شعله ور می گردد و با حرکات موزون مانند آتش به سمت بالا و پایین حرکت می کند و هم زمان با حرکت شعله گونه اش، سایر مراکز دیگر انرژی را فعال و بیدار می کند. کندالینی (مار آتشین) حلقه وار در سوراخ یا حفره ای در پایین ستون فقرات قرار دارد.

بیدار کردن نابهنگام و بیموقع این نیرو در حالی که فرد هنوز پاکسازیهای سه گانة بدن، نادیها، و فکر را انجام نداده، بیشترین خطر را به دنبال خواهد داشت، مگر اینکه شخص تحت نظر و تعالیم گورو و یا راهنمای روحانی قابلی باشد که خود تجربه گر تمام مراحل مختلف بوده، و هم زمان از طریق تهذیب و پاکسازی اخلاقی و مهار نفس، بتواند این نیروی بیدار شده را در اختیار کامل خود بگیرد. هیچ کتابی قادر نیست تجربیات بسیار مختلف و ظریفی را که بعد از بیداری شاکتی پیش می آید، به طور کامل شرح دهد. تجربیات برطبق پاکی درونی و بینش و ادراکات شخص، از فردی به فرد دیگر کاملاً متفاوت است. تمام کتابها در این زمینه تنها بیانگر حالات کلی می باشند، به طوری که گاه به جای راهنمایی، ممکن است جستجوگر حقیقت را عوض کشانیدن به شاهراه اصلی، به بیراهه و گمراهی بکشانند. به عنوان مثال جستجوگر ممکن است فکر کند که با بیدارکردن کندالینی اش بالاترین انرژیها و قدرتهای مافوق طبیعی را تجربه خواهد کرد، درحالی که کاملاً به عکس، به علت درونی شدن شاکتی اش، ممکن است آن انرژی برون ریز ابتدایی را از دست بدهد و حتی احساس تخلیه انرژی کند و به احتمال بسیار زیاد امراض جسمانی و  آسیبهای فکری و روحی و احساسی سرکوب شده از زمانهای قدیم را تجربه کند، که البته در نهایت و در مفهوم عمیق، این تجربیات و علائم بسیار خیر و به صلاح هستند. ولی آنچه میتوان گفت این است که این علائم و تجربیات چیزی نبودند که جستجوگر تصور می کرد و او با ضربه ای شدید رو به رو می شود که قادر نیست آن را تجزیه و تحلیل کند.مواردی بوده که ضربه بدنی و فکری آن چنان شدید بوده که شخص اولین و مهم ترین هدفی را که در پس تمریناتش داشته فراموش کرده و کنار گذاشته و اسیر تجربیاتی شده که هیچ آگاهی ای نسبت به آنها نداشته. ولی اکنون متوجه می شود آنچه خوانده و آنچه اکنون تجربه گر آن است چقدر متفاوت اند. میبیند در گذشته به چه می اندیشید و چه دنیایی برای خود ساخته بود، واکنون در چه وضعیت جهنمی ای به سر می برد. آگاهی کامل، احتیاط، و وجود گورو یا راهنمای روحانی ای که در این زمینه شایستگیهای لازم را داشته باشد ضروری است. تنوع تجربیات بیداری کندالینی به تعداد تمام انسانهایی است که در کل هستی وجود دارند.

دوباره می گویم که این کتب مختصر راهنمایی برای بیداری کندالینی شاکتی نیست، ولی امید است که خواندن آن دست کم نتیجه ای در حدّ بیدار کردن آگاهی و هوشیاری خواننده داشته باشد، به طوری که ممکن است رایحه ای از آنچه ازون روحانی نامیده می شود و در فضا پراکنده گردد. این عطر روحانی که در اثر شناخت و آگاهی حاصل می شود، قادر است نشاط زاید الوصفی به وجود آورد. با بیداری واقعی و به موقع شاکتی، شخص به شناخت خود واقعی که جزئی از خداوند است می رسد و رفته رفته قادر می شود خود را به طور کامل تسلیم خداوند کند و در تمام ساعات شبانه روز به یاد خداوند باشد و در اثر عشقی که به مرور در او نسبت به خداوند پدید می آید، درتمام ساعات شبانه روز در شعفی عمیق و شیرین قرار گیرد. دراین میان انسان به حالتی از آزادی و رهایی واقعی از تمام اسارتها و قیدهای درونی می رسد و مانند پرنده ای می گردد که سبکبال در فضا پرواز می کند. در چنین موقعیتی انسان واقعیت را از غیر واقعیت، راستی را از دروغ، فایده را از ضرر، و زیبا را از زشت تشخیص می دهد.

ممکن است بعضی از مطالب این کتاب با حواس محدود انسان درک نشود و حتی بی معنی جلوه کند، اما باید این نکته را به خاطر سپرد و همیشه به یاد داشت که آنچه باور نکردنی است، الزاماً غیرواقعی نیست.

جهان کندالینی و مراکز آن

اگر ما واقعاً باز، دریافت کننده، و گسترده برروی حقایق باشیم، آخرین جمله فصل قبل قدرت رمز گونه ای در درون خود دارد که قادر است بی درنگ در بازی را به رویمان بگشاید و ما را مشاهده گر انواع تجربیات و  آزمایشها کند.

و اگر به اندازه کافی خوشبخت، باز، و پذیرنده باشیم، شاید روزی خود مبشر و منادی این تجربیات رمزگونه و حقایق بسیار پوشیده برای دیگران باشیم.

ممکن است جرقه ای زده شود، مانند صاعقه ای که برای چندثانیه همه جارا روشن می نماید و شب تاریک را به روز مبدل میکند، و ما ناگهان قادر به مشاهده بشویم. در این جرقه اشراق شاید احتمال گستردگی بالاتری را تجربه کنیم و بینشی درباره رابطه بین جهان کوچک یا جهان اصغر و جهان بزرگ یا جهان اکبر به دست آوریم.

انسان توسط ابزارهایی به نام حواس پنجگانه و حس ششم یا فکر با دنیای بیرون از خود در ارتباط است، و اگر دقیقتر بنگریم، این واسطه ها، مانند گوش، چشم، بینی، زبان و انگشتان، تنها رابطهای کامل او با جهان بیرون نیستند، بلکه در پشت عضو شنوایی قدرت شنیدن، در پشت عضو بینایی قدرت دیدن، و در پشت عضو بویایی قدرت بوییدن وجود دارد. این پدیده ها یا حسها با اعصاب ظریف تری در مغز و سلسله اعصاب مرکزی در ارتباط هستند که شاید بتوان گفت توان شنیدن، دیدن، بوییدن،چشیدن، لمس کردن و همچنین احساس کردن می باشند. این توان نیرویی است که می توان به آن قدرت گفت. قدرت انرژی نیست، بلکه می توان گفت نوعی از انرژی است، مثلاً قدرت شنیدن، قدرت دیدن، و قدرت حرکت کردن. این نیرو یا انرژی به هرچیز دیگری ممکن است تبدیل شود، و بازهم دارای گستردگی بسیار وسیع تر و عظیم تری باشد؛ قطعاً می توان گفت به وسعت لایتناهی و نامحدود.

این انرژی یا شاکتی با تمام وسعت لایتناهی ایش آن قدرت و شگفتی را دارد که خود را در درون محدوده کوچک جهان اصغر جای دهد. قادراست خود را منقبض کند، در حالی که هم زمان و هنوز به طور مرموزی به همان پهناوری و گستردگی و انبساط قبل می باشد. در درون انقباض اتم گونه اش گسترده پهناوری به اندازه کل هستی وجود دارد، و این کل هستی نامحدود که حتی کوچک ترین بخش آن در فکر نمی گنجد، قادر است در دل ذره ای قرار گیرد که حتی تخم خردلی در مقابل آن، هستی عظیمی باشد.

جهان اکبر با تمام وسعتش، با تمام هستی درونش، و هر ذره اش، دردرون یکایک ما قرار دارد. در حقیقت هرکدام از ما جهانی به وسعت نامحدود در درون خود داریم و هرلحظه جهان را با خود حمل می کنیم. درک این مسئله شاید با حواس محدود و فکری که محدود به تجربیات خطاگونه خود می باشد، غیرممکن باشد. اما همانطور که در فصل قبل گفته شد، آنچه باورنکردنی است الزاماً غیرواقعی نیست. حقایق در پشت فکر هستند، و فکر آینه ای است که توسط پنج حس، جهان را در خود منعکس می کند، و همه چیز را منعکس می کند مگر حقیقت مطلق را. همانطور که گفته شد، حقایق در پشت آینه فکر هستند و باید حرکت کرد و از فکر خطابین گذشت و به پشت آنچه نمایشگر و منعکس کننده محدودیتهاست، به پشت آنچه مقید به حدود واندازه ها و مقید به نامها و شکلهاست، و درحقیقت به ماورا، به پشت آینه فکر محدود و خطابین رفت.

در پشت آینه فکر میتوان به نامحدود و لایتناهی دست یافت وبا آن یکی شد.

این هستی عظیم به وسعت نامحدود در محدوده وجود ما قرار دارد. همه هستی در درون ماست. چیز دیگری که می توان گفت این است که فرد فرد ما در تمام جهان و گستره هستی، در ذره ذره اش، در جای جایش قرار داریم و پخش هستیم. ما در خورشید، ماه، ستارگان، دریاها، رودخانه ها، کوهها، درختان، حیوانات، پرندگان، انسانها، و حتی در سنگها، ذرات خاک، و ریزترین ذرات قرار داریم. در عین حال همه کهکشانها با هرآنچه در درونشان است، همة کرات، سیارات، خورشید، ماه، ستارگان، فرشتگان، انسانها، وحیوانات، همه در درون ما هستند.

خورشید در درون ما کندالینی است، و برای ما خورشید نیز کندالینی بیدار شده جهان است. کندالینی هرشخصی در هر جای دنیا که زندگی می کند، قسمتی از کندالینی خورشید است. ممکن است عجیب به نظر برسد که این ذرات کوچک کندالینی، هرکدام دارای آگاهی مطلق و قدرت مطلق و حضور مطلق پخش در همه جا میباشند که آن را از وجود  خداوند کسب کرده اند. بنابراین ممکن است بتوان گفت زندگی هر یک از ما قدرت مطلق، آگاهی مطلق، و حضور مطلق پخش در همه جاست. بین آتش، خورشید، و زندگی جهانی که برآن می تابد، نزدیک ترین رابطه وجود دارد.

کاملاً روشن است که کندالینی به محض اینکه به هر صورتی ظاهر شود، نیرویی بسیار سهمگین مانند سیلی عظیم را به وجود می آورد، در حالی که تا زمانی که فعال و بیدار نشده، به صورت بالقوه و خوابیده باقی میماند. نیرویی تکان دهنده است که در حرکت غیرقابل مقاومتش، هر آنچه را در سرراهش باشد می سوزاند.

آیا حلقه اتصالی بین کندالینی تشکیل دهنده عناصر نظام خورشیدی وجود ما(جهان کوچک) و انواع نظامهای خورشیدی دیگر(جهان بزرگ) وجود دارد؟ مطمئناً بله. و جهان بزرگ کندالینی خود را دارد. مراکز چرخشی و انرژی ای دارد مانند آنچه در بدن لطیف ما به آن چاکرا می گویند، و آن مراکز توسط خورشید زنده و احیا می گردد. کره  زمین مراکز چرخشی و انرژی آتشی را داراست.

یکی از وظایف بعضی از فرشتگان اداره کننده طبیعت مادی این است که شدت انرژی کندالینی جهان را نظام ببخشند و سپس آن را پخش و توزیع کنند. به همین دلیل می توان درک کرد که کارشان تا چه اندازه حساس، ظریف، و حتی مخاطره آمیز است، درست همان طور که آنهایی که در میدان جنگ برای خط مقدم جبهه مهمّات می آورند حتی گرچه خود سربازان جنگنده نیستند، گاه ممکن است کشته شوند. این گردانندگان و توزیع کنندگان انرژی کندالینی جهانی که باید شدت آن را مطابق با قدرت دریافت سیارات و مراکز دریافت کننده تنظیم کنند، گاه خود تحلیل می روند و با همان نیرویی که آن را اداره می کردند، نابود می گردند. البته این نزدیک به یقین ممکن هم هست رخ ندهد.

درجهان کوچک هم این اداره کنندگان به صورت فرشتگان و خدایان اداره کننده درون چاکراهای مختلف وجود دارند، و به همان صورتی که در جهان بزرگ فرشتگان متصدی پخش وتوزیع انرژی کندالینی جهانی برطبق ظرفیت دریافت سیارات هستند، فرشتگان متصدی در بدن لطیف ما نیز همان انرژی را برطبق توان و ظرفیت دریافت ما در چاکراهای اصلی، چاکراهای فرعی، مجراهای انرژی در بدن لطیف، مراکز عصبی و ذهنی، و اندامهای ما پخش و توزیع می کنند.

آنچه در بیرون و جهان بزرگ رخ می دهد، در درون هم رخ می دهد، و آنچه در درون پدید می آید، آینه وار درجهان بیرون منعکس می شود. به عنوان آزمایشی مقدماتی برای درک عمیق تر موضوع، لازم است بدانیم که چگونه کندالینی بیدار شده، به مراکز مختلف به اندامهای بدن هدایت می شود.

مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که قرار است در حضور جمعی به سخنرانی بپردازد. به نظر می رسد که کندالینی به طور خود به خود در طول ستون فقرات تحریک گردیده، بالا و پایین می رود و گرمایی واضح در بدن ایجاد می شود. این حالت کمابیش در تمام افرادی که می خواهند سخنرانی کنند و یا به روشهای مختلف بر انسان های دیگر تأثیر مطلوب بگذارند ، اتفاق می افتد. مثلاً در کسانی که به سخنرانی می پردازند مشاهدۀ حالاتی مانند برافروختگی و قرمز شدن صورت، بالا رفتن تپش قلب، ذق ذق همراه با گرما، بالا رفتن یا پایین آمدن حرارت بدن به صورت ناگهانی، و اضطراب کاملاً معمول است.

امکان آن هست که امواج و ارتعاشات کندالینی توسعه پیدا کرده ، تبدیل به آتش گردد. اگر این امواج در مراکزی ماننده چاکرای قلب (آناهاتا) ، چاکرای گلو (ویشودها ) ، خط میان وسط سر (برهماراندرا )، و مرکز دو ابرو (آجناچاکرا) متمرکز شود نتایج بیشتری می توان به دست آورد . این احیای انرژی از طریق شبکۀ خورشیدی و مانی پورا ناشی می شود .

حرکات کندالینی در شبکۀ اعصاب سبب می شود که شخص به طور مختصر احساس بیماری و اضطراب و فشار های گاه شدید غیر معمول ، به خصوص در ناحیۀ وسط سینه (آناهاتا) و وسط و کف سر بکند، و همچنین ممکن است بعضی از نشانه های جسمانی قبل از انجام دادن عملی که در زندگی شخص مهم و سر نوشت ساز می باشد، بروز نماید.در موارد به خصوص که چنین حالتهایی به طور تقریباً دائمی دیده می شود، این علامت پاکسازی یا پاک شدن بدن و نادیها جهت سهولت بارش سیل آسای انرژی مافوق بشری کندالینی به درون شخص می باشد.

البته این سخنان بدان معنا نیست که در بیشتر انسانها کندالینی حقیقتاً تحریک و بیدارشده، بلکه بیانگر این حقیقت است که در بدن آنها تجمعی از آتش کندالینی جهانی وجود دارد. این بار آتش باید از طریق اعصاب و مجراهای دیگر در بدن لطیف و مادی به میزانی که برای بدن قابل تحمل و عادی است، درهمه جای بدن پراکنده و در عین حال ذخیره گردد. وجود این تجمع و مرکزیت کندالینی در مکانی بخصوص به صورت فشار، خارش، گزگز، قرمز شدن، و سوزش، از نقطه نظر دیگر حضور مطلق جهانی به نام اسفورانا جهت تجربه شعف روح و یا به عبارتی درکی مختصر از ذات می باشد.

ولی دربعضی حالات این آتش در موضعی از بدن تمرکز یافته، سبب سوزش و خارش شدید می گردد و به طور ثابت برای مدتهای طولانی باقی می ماند. بعضی از تأثیرات کاملاً قابل مشاهده است، مانند قرمز شدن و بیرون ریختن قسمتی از بدن، برافروختگی شدید، احساس ذق ذق و تپش شدید در بعضی از نقاط و ناگهان ناپدید شدن آن، و احساس فشار و خارش به خصوص درطول ستون فقرات، چشم سوم(آجناچاکرا)، وسط سر(براهماراندرا)ف و وسط سینه(اناهاتا).

مشخص است که نیکوتین و الکل و مواد مخدر روی کندالینی اثر دارند. نیکوتین مانند سدی بین نیروی عمومی کندالینی و عملکرد آن در اندامهای مختلف بدن و چاکراها قرار می گیرد، در حالی که الکل مانند داروی محرکی نیروی کندالینی را در مسیرها و مجراهاهای اشتباه به حرکت درمی آورد و یا آن را به طور اشتباه تقویت می کند. این عمل شدت بخشیدن به انرژی کندالینی یا توسعه آتش در شخصی انجام می گیرد که هنوز آمادگی لازم برای پیشرفت کندالینی در وی ایجاد نشده است. تمام قرصهای اعصاب و خواب آور، انواع مواد مخدر، و داروهای محرک، اعضای بدن، به خصوص نادیها را مسدود کرده، به عنوان سدی به صورت گازی متراکم و متعفن و مرده بین شخص و آگاهی برترش قرار می گیرند.

تجربیات متعدد اثبات کرده که تمام انواع داروهای شیمیایی که در خود به نحوی مخدر دارند، مانع حرکت شاکتی در بدن مادی و لطیف شده، باعث نشت شدید انرژی می گردد، در حالی که هم زمان انرژی را به فروکش و انقباض وامیدارد. حتی قرصهای میگرن با نامهای مختلف که دارای مقدار زیادی کافئین هستند، همچنین قرصهای خواب آور، داروهای اعصاب، و آرام بخشها، آن چنان شکافهایی در لایه های حفاظتی بدن لطیف به وجود می آورند که باعث می شود انرژی نه تنها بیرون بریزد، بلکه هم زمان تأثیرات و ارتعاشات منفی از همان شکافها وارد نظام بدن مادی و لطیف و به خصوص مراکز انرژی و چاکرا ها شود.وقتی حتی یک قرص آرام بخش و میگرن چنین تأثیر سویی دارد، در مورد مواد مخدر معمولی مانند سیگار و مخدرهای بسیار قوی و خطرناک مانند ماری جوانا، کوکائین، تریاک و مشروبات الکلی چه می توان گفت؟ موادی مانند پیوت مسکالیتو و دیگر مواد این گروه که قارچهای توهم زا هستند، و همچنین حشیش و ماری جوانا، کندالینی را به طور مصنوعی و غلط فعال می کنند و انرژی کندالینی در مجراهای اشتباه در مسیر چاکراها بالا می رود و در بعضی چاکراها توقفی می کند. طبق عملکرد آن چاکرا، شخص ممکن است احساسات گوناگونی را تجربه کند و چیزی را که مربوط به عملکرد معنوی آن مرکز انرژی است، به مخدری که استفاده کرده نسبت دهد.

بعضی از این مخدرها، و شاید بیشتر آنها، به شدت آیدانادی راتحریک کرده، هم زمان با تحریک شاکتی وعبور آن از آیدا باعث ایجاد تجربیات بسیار شگفت انگیز روحانی وحتی دیدن رنگها، شنیدن صداها، وغیره می شود. ولی پس از فروکش تجارب اولیه شخص دچار عکس العمل شده، افسردگیهای شدید، انحطاط روحی و احساسی، حالت جنون، احساس پوچی، چند شخصیتی بودن، و بدترین و شدیدترین اغتشاشات روحی را تجربه می کند، زیرا تجربیات آیدا نادی در حالت صحیح و از طریق تمرینات مدیتیشن و سادانهاهای مناسب و مانتراهای مربوط به آن شدید است و برای هرکسی قابل تحمل نیست و مخصوص جستجوگران پیشرفته می باشد.

باز از میان بعضی از موادمخدر که روی پینگالا تأثیرات شدید منفی و مخرب دارد، برعکس تجربیات روحی که مربوط به قارچهای توهم زا میشد و موجب تجربه احساسات روحانی و معنوی از طریق آیدا نادی می گشت، شخص را دچار بیداری تمایلات جنسی و تشنگی شدید جنسی می کند. پینگالانادی ابتدا حالت تمرکز و آرامش ایجاد می کند و سپس موجب قدرت تمرکز شدید، هوشیاری قابل توجه، و هیجان و انرژی شدید جسمانی می شود. همه این حالات مانند عملکرد دوپینگ است و بعد از طی مراحل اولیه، آثار به جا مانده در سلولهای مغز و شبکه عصبی و عملکرد انرژی در مسیر مجراهای انرژی و مراکز انرژی و حتی جسم مادی، مانند لگدمال شدن باغچه ای منظم و زیبا با گلهای رنگین توسط فیلی مست و دیوانه و گرسنه است.

علمکرد مواد مخدر مانند این است که ماده سوختنی و قابل احتراقی که قادر است مدتها شعله ای را جهت روشنایی و گرم کردن مکانی فراهم کند، یکمرتبه و یکجا استفاده شود. نتیجه آن شعله و نور و گرمای شدید، و سپس خاموشی و تاریکی و سرما خواهد بود. اگر برقی با ولتاژ بسیار بالا را در لامپی با قدرت دریافت کم وارد کنیم، و حالت پیش می  آید: یا لامپ برای لحظه ای با نور بسیار قوی روشن میشود و بلافاصله می سوزد، و یا هنوز روشن نشده می ترکد و منفجر می شود. این مواد مخدر از هرنوعی که باشند، با هر شدت و ضعف، کمابیش همین وضعیت را در بدن مادی، بدن لطیف، مراکز انرژی چاکراها، مجراهای عصبی، و مغز به وجود می آورند.

تمام اینها تنها وسیله ای غلط و انحرافی هستند و هرگز قادر نیستند به طور پایدار و واقعی شخص را به درک حقیقت و واقعیت برسانند و یا شعف دائمی بدهند. همه تجربیاتی موقت خواهد بود همراه با عوارض سوء و  تخریبهای وحشتناک دائمی، که هستی مادی، روحی، و معنوی شخص را به نابودی و فنا می کشاند.

به موضوع تأثیر ارتعاشات و امواج کندالینی شاکتی برمراکز باز میگردیم. زمانی که ارتعاشات کندالینی(شاکتی)به مراکز اول(مولادهارا) برسد، شخص دچار گرسنگی شدید و خواب و حالت پرواز فکری می شود. درمرکز دوم(سوادهیستانا) نیاز شدید جنسی و بو و رایحه و طعمهایی را احساس می کند. درمرکز سوم(مانی پورا) قوای جسمانی زیادی در خود احساس می کند و هم زمان از لحاظ فکری دچار ترسهای روانی شدیدی می گردد. درمرکز چهارم(آناهاتا) به همه چیز عشق می ورزد و نورها، رنگها، و شکلهای الهی مختلفی میبیند. در مرکز پنجم(ویشودها) شخص خود را با جهان و جهان را با خود یکی می داند و شاید جملات حکیمانه ای را مانند من در همه جهان پخش هستم و جهان در من است زمزمه کند. در مرکز ششم(آجنایا چشم سوم) شخص موفق به دیدار بعضی از موجودات لطیف (اتریک) می شود و گاهی مواقع قدرت تله پاتی و تجربه مختصری از ادراکات ماورای حسی را به دست می آورد. در مرکز هفتم(ساهسرارا) شخص احساس آرامش، ثبات، و سکون همراه با شعف و آگاهی الهی و تجربیات کیهانی می کند.

وقتی ارتعاشات شاکتی به طور مصنوعی در اثر مواد مخدر و موسیقیهای محرک و ضربه ای مانند طبل، دف، و غیره بالا می رود، به خصوص سه چاکرای پایینی تحریک می شود و شخص حالات مختلفی را تجربه می کند. و یا قرار گرفتن تحت تأثیر مکان مقدسی پرانرژی، همچنین درکنار شخص روحانی ای با ارتعاشات معنوی و والا، و یا در دوره ای انجام دادن تمرینات شدید روحانی و ریاضتهای سخت، همه موقتاً انرژی را تحریک می کند و بالا می برد. بعد از طی دوره تأثیر، انرژی پایین می آید. این پایین آمدن انرژی به صورت خطرناکی عمل می کند و در سرراه برگشت شخص را دچار عکس العمل می نماید. ساماسکاراها یا تأثیرات کارمیک قبلی خفته بیدار می شود و فرد تأثیرات نامطلوبی را تجربه می کند. درست برعکس بالارفتن انرژی که شخص به طور مصنوعی احساسات روحانی لطیف و زیبایی را تجربه می کند، در بازگشت انرژی ممکن است کمبود حافظه، نابودی سلولهای مغز، فراموشی، شهوت شدید، گرسنگی شدید، خواب و رخوت و سستی شاید، افسردگی، میل به خودکشی، تمایل به فرار، و خشم و تنفر شدید را تجربه کند. به مرور زمان، وقتی این بالا و پایین رفتنهای مصنوعی انرژی از طریق تحریک سطح انرژی به وسیله داروهای اعصاب، آرام بخشها، قرصهای خواب آور، مواد مخدر، سیگار، مشروبات، وهمچنین تمرینات شدید و غلط برای بیداری کندالینی شاکتی و بیداری چاکراها ادامه پیدا کرد، در نهایت شخص بسیار سست اراده، گم گشته، توهم زده، خیالاتی، افسرده، و روانی می شود. در چنین حالتی شخص کمترین تسلطی برفکر و حواس پنجگانه خود ندارد و تنها مقداری دانش به عاریت گرفته شده از کتابها و نوارها را در ذهن خود ذخیره کرده است، در حالی که قلبش از عشق و  آرامش تهی و ذهنش مغشوش و درهم است و از شدت گفتگوی ذهنی و آشفتگی درون رنج می برد و در توهم خود، خود را جستجو گر راه حقیقت، یوگی، و سالک فرض می کند.

لازم به ذکر است که برای بیداری کندالینی شاکتی و چاکراها، تمرینات دقیق باید زیر نظر یک گوروی متخصص انجام گیرد و این تمرینات باید طبق طبیعت خاص و ظرفیت شخص تعیین و انتخاب شود. تمرینات شدید و ناگهانی و بدون آماده سازیهای اولیه، تأثیرات نامطلوب و خطرناکش بیش از منافعش است و یقیناً شاگرد را برای همیشه از راه معنویت دلزده می کند و احتمالاً بیماریهای زیادی به دنبال می آورد. کندالینی از مجموعه تمام نیروها در جهان پرقدرت تر است و ما باید آن را به حال  خود بگذاریم، تا زمانی که به مرحله ای برسیم که آمادگی لازم از لحاظ جسمانی، پرانیک، و فکری را پیدا کنیم و بتوانیم به طور صحیح آن را به کار ببریم. کندالینی روی افرادی که آن را در راههای غلط و انحرافی به کار می برند، این نیرو را در مقاصد خودپرستانه استفاده می نمایند، و به آن احترام نمی گذارند، درست مانند بومرنگی با تأثیرات وحشتناک عمل می کند.

ادامه دارد...

]]>
تله پاتی +تمرین 2012-03-16T11:57:18+01:00 2012-03-16T11:57:18+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/62 محمد اکبری تله پاتی چیست:   کلمه تله پاتی نخستین بار توسط فردریک مایرزFredric Mayrers  یکی از پایه گذاران انجمن تحقیقات روانی انگلستان بکار گرفته شده است. این کلمه که ازدو لفظ یونانی مشتق شده یکی تله Tele به معنی دور و دیگری پاتوسPathos به معنی احساس می باشد که در واقع احساس از دور معنی می دهد این پدیده شامل دو بخش می شود.یکی انتقال فکر و احساس به قصد اشخاص دیگر و دیگری دریافت افکار و احساس دیگران که آن را فرایابی می نامیم.   توصیه هایی برای فعال شدن نیروی تله پاتی :   ۱- رعایت رژ تله پاتی چیست:

 

کلمه تله پاتی نخستین بار توسط فردریک مایرزFredric Mayrers  یکی از پایه گذاران انجمن تحقیقات روانی انگلستان بکار گرفته شده است. این کلمه که ازدو لفظ یونانی مشتق شده یکی تله Tele به معنی دور و دیگری پاتوسPathos به معنی احساس می باشد که در واقع احساس از دور معنی می دهد این پدیده شامل دو بخش می شود.یکی انتقال فکر و احساس به قصد اشخاص دیگر و دیگری دریافت افکار و احساس دیگران که آن را فرایابی می نامیم.

 

توصیه هایی برای فعال شدن نیروی تله پاتی :

 

۱- رعایت رژیم غذایی :

 

رعایت رژیم غذایی(گیاهخواری) همانطور که گفته شد باعث تأثیر مناسب بر چشم سوم می شود که فعال شدن این فرآیند باعث فعال نیروی تله پاتی می شود.

 

۲- انجام عمل استنشاق:

 

عمل استنشاق اینگونه است که مقداری آب سرد را در یک کاسه ریخته و از طریق بینی بالا بکشیم بهتر است که آب سرد باشد و این عمل در صبحگاهان انجام شد تا تأثیر بهتری داشته باشد.

 

۳- تکرار ذکر مربوطه:

 

می توانید این تمرینات را در مدت ۴۰ روز انجام دهید با رعایت رژیم گیاهخواری و تکرار ذکر یاشهید (گواه) به تعداد ۴۱۲ مرتبه هر روز صبح می تواند تأثیر به سزایی در فعال کردن نیروی تله پاتی در افراد داشته باشد.

 

۴- انجام تمرینات تله پاتی:

 

انجام تمرینات تله پاتی که یک مورد از آن تمرینات را در اینجا ذکر می کنیم.

 

۱- دریک حالت آرامش و خلسه مفید فرو روید.

 

۲- یکی از دوستان و نزدیکان خود را که به او وابستگی عاطفی دارید را در ذهن خود تصور کنید و با او مشغول قدم زدن شوید(مثلاً در یک جنگل) و در همین حین شروع کیند صحبت هایی را در یک جهت معلوم و مشخص با او بیان کردن (مثلاً خواهش می کنم امروز به من زنگ بزن) بعد از انجام چند باره تمرین نتیجه را بررسی کنید.

 

 

]]>
قوای خارق العاده کندالینی 2012-03-12T13:09:13+01:00 2012-03-12T13:09:13+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/61 محمد اکبری آنیما, ماهیجا, کرهیما… ۱٫ ظهور قوه آنیماکه (عبارت از قوه ترکیب با ذرات هوا باشد یعنی از انظار غائب شدن.)۲٫ ماهیجا-قوه انتشار در هوای محیط منبسط و پراکنده می شود.۳٫ کرهیما-قوه مقاومت با جاذبه زمین یا تقلیل و دفع آن که انسان قادر می شود سبک شده در هوا بلند و سیر نماید مانند پرواز پرندگان.۴٫ کودیما-تقویت و تأیید قوه جاذبه زمین یعنی سنگین تر شدن از وزن خود.۵٫ یرات تی-قوه سرعت در زمین بدون انتشار یا جزو هوا شدن که طی الارض باشد.۶٫ پراکامیا – قوه ادراک آنی یعنی سرعت فهم و درک هر امری از امور که بخواه آنیما, ماهیجا, کرهیما…
۱٫ ظهور قوه آنیماکه (عبارت از قوه ترکیب با ذرات هوا باشد یعنی از انظار غائب شدن.)
۲٫ ماهیجا-قوه انتشار در هوای محیط منبسط و پراکنده می شود.
۳٫ کرهیما-قوه مقاومت با جاذبه زمین یا تقلیل و دفع آن که انسان قادر می شود سبک شده در هوا بلند و سیر نماید مانند پرواز پرندگان.
۴٫ کودیما-تقویت و تأیید قوه جاذبه زمین یعنی سنگین تر شدن از وزن خود.
۵٫ یرات تی-قوه سرعت در زمین بدون انتشار یا جزو هوا شدن که طی الارض باشد.
۶٫ پراکامیا – قوه ادراک آنی یعنی سرعت فهم و درک هر امری از امور که بخواهند
۷٫ اشتیا-خلاقیت خیال یعنی وجود خارجی دادن بهر چه خیال کنند.
۸٫ اشتیا-قوه ایجاد اطاعت در موجودات که هر چیز از محل خود
حرکت کند بدون آنکه اعضاء یا اسباب عادی برای حرکت اجسام
بکار رود.
این بود فهرست و خلاصه اقتداراتی که انسان در نتیجه بیداری
کندالینی به آن نائل می شود.
]]>
تاثیر وضو بر روی چاکراهای بدن2 2011-09-24T07:39:12+01:00 2011-09-24T07:39:12+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/60 محمد اکبری نوع چاكرا و هاله قبل از وضو(سانتیمتر) بعد ازنیت كردن(سانتیمتر) بعد از وضو(سانتیمتر) نیم ساعت بعد(سانتیمتر( هاله سر 30 110 65 70 هاله شانه 25 110 خیلی بزرگ 70 هاله شكم 25 110 خیلی بزرگ 70 هاله پاها 20 150 خیلی بزرگ 70 مولادهارا ( چاكرا1) 25 90 خیلی بزرگ 50 سوادهیستانا ( چاكرا2) 40 90 خیلی بزرگ 100 چاكرای منگ مین 20 20 35 15 چاكرای ناف 15 20 4

نوع چاكرا و هاله

قبل از وضو(سانتیمتر)

بعد ازنیت كردن(سانتیمتر)

بعد از وضو(سانتیمتر)

نیم ساعت بعد(سانتیمتر(

هاله سر

30

110

65

70

هاله شانه

25

110

خیلی بزرگ

70

هاله شكم

25

110

خیلی بزرگ

70

هاله پاها

20

150

خیلی بزرگ

70

مولادهارا ( چاكرا1)

25

90

خیلی بزرگ

50

سوادهیستانا ( چاكرا2)

40

90

خیلی بزرگ

100

چاكرای منگ مین

20

20

35

15

چاكرای ناف

15

20

40

30

طحال جلویی

35

25

25

15

طحال پشت

40

5

60

15

شبكه خورشیدی جلویی(چاکرا3)

55

40

80

20

شبكه خورشیدی پشتی

)چاکرا 3)

55

40

80

20

قلب جلویی (چاکرا 4)

50

50

80

100

قلب پشتی (چاکرا 4)

50

50

80

100

گلو (چاکرا 5)

50

50

110

70

آجنا (چاکرا 6)

50

50

80

100

پیشانی

20

50

15

10

تاج (چاکرا 7)

50

110

140

100

كبد

35

20

25

15

]]>
تاثیر وضو بر روی چاکرا های بدن1 2011-09-23T12:57:29+01:00 2011-09-23T12:57:29+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/58 محمد اکبری   تاثیر وضو روی چاکراهای بدن چاکرا چیست؟ چاکرا همان هاله های اطراف بدن است  که بدن از طریق اینها انرژی دریافت می کند. بدن بیش از 100 چاکرا دارد اما 7 تای آنها اصلی هستند.كه انجام عمل وضو بطور كلی اكثر چاكراها و كانالهای انرژی را بزرگ و فعال می كند . اما نكته جالب آن است كه در این عمل , میزان افزایش در چاكراهای پایینی بسیار بیشتر از چاكراهای بالایی است . یعنی اگر چاكراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهای پایینی  به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند ." در

 

تاثیر وضو روی چاکراهای بدن

چاکرا چیست؟

چاکرا همان هاله های اطراف بدن است  که بدن از طریق اینها انرژی دریافت می کند. بدن بیش از 100 چاکرا دارد اما 7 تای آنها اصلی هستند.كه انجام عمل وضو بطور كلی اكثر چاكراها و كانالهای انرژی را بزرگ و فعال می كند . اما نكته جالب آن است كه در این عمل , میزان افزایش در چاكراهای پایینی بسیار بیشتر از چاكراهای بالایی است . یعنی اگر چاكراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهای پایینی  به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند ." در ادامه رعایت چنین آدابی است كه تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسی انرژیكی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن كانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاكراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درك شود و بطور كلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه كه از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. ".


در زیر جدولی ارایه شده است (از كتاب انرژی درمانی چو-آكوك سویی-ترجمه و تالیف جمشید هاشمی ) كه تاثیر وضو بر چاكرا را نشان می دهد

ادامه دارد...

]]>
پاسخ به سوالات 2011-09-13T11:55:30+01:00 2011-09-13T11:55:30+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/57 محمد اکبری لطفا" سوالاتتان را در زمینه علوم ماورا  با ما در میان بگذاریدپاسخ میدهم یا در قسمت نظرات سوالتان رانوشته یا با ایمیل زیر ارتباط برقرار کنید: www.moladahara@gmail.com و یاwww.redyaghut@yahoo.com   همچنین شما میتوانید از طریق پشتیبانی آنلاین در انتهای صفحات با مدیر وبلاگ بصورت آنلاین وارد گفتگو ومطرح کردن سوالات شوید. لطفا" سوالاتتان را در زمینه علوم ماورا

  با ما در میان بگذاریدپاسخ میدهم یا در قسمت

نظرات سوالتان رانوشته یا با ایمیل زیر ارتباط برقرار

کنید:

www.moladahara@gmail.com و

یاwww.redyaghut@yahoo.com  

همچنین شما میتوانید از طریق پشتیبانی آنلاین در انتهای صفحات با مدیر وبلاگ بصورت آنلاین وارد گفتگو ومطرح کردن سوالات شوید.

]]>
علم دم و وهم 2011-09-13T07:07:14+01:00 2011-09-13T07:07:14+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/55 محمد اکبری   در باب علم دم و وهم:   علم دم یا همان علم تنفس عبارت از ان است که باریاضت تنفس خود را  با تجسم خود هماهنگ کرده وکه از ان نتایج بسیارفوق العاده ای  بدست می آید علم تنفس بر پایه تنفس بر دو پرده ی بینی بنا شده که از اختراعات مهادیواز مرتاضای هند است که این راز را با زن خود در میان نهاد و این زن علم رو به عده ای یاد داد.اکثر مرتاضای هندی علی الخصوص فر قه ی جوکیان توی این فن بسیار مسلط هستند یک روستای در کوهپایه های شهر کشمیر واقع شده که توی اونجایه دره ای عمیق و یه نهر  

در باب علم دم و وهم:

 

علم دم یا همان علم تنفس عبارت از ان است که باریاضت تنفس خود را  با تجسم خود هماهنگ کرده وکه از ان نتایج بسیارفوق العاده ای  بدست می آید علم تنفس بر پایه تنفس بر دو پرده ی بینی بنا شده که از اختراعات مهادیواز مرتاضای هند است که این راز را با زن خود در میان نهاد و این زن علم رو به عده ای یاد داد.اکثر

مرتاضای هندی علی الخصوص فر قه ی جوکیان توی این فن بسیار مسلط هستند یک روستای در کوهپایه های شهر کشمیر واقع شده که توی اونجایه دره ای عمیق و یه نهراب روانه و توی اونجا تمرینات خاص تنفسی انجام میشه و اکثر مرتاضای که قدرتهای خاصی به دست میارن توی این روستا تمرینات تنفسی رو انجام میدن

تعداد تنفس در انسان:

هر انسان اگه بتونه مراقبه ی روی تنفس خودش داشته باشه نتایج خوبی رو دریافت میکنه هر انسان در طول یک روز به طور طبیعی بیست و یک هزارو ششصد دم انجام میده بزرگان این فن گفتند که با توجه و تمرکز بر تنفس انسان قدرت روشن بینی بالایی را پیدا میکند که البته این نیاز تزکیه درونی و اخلاقی نیز میباشد.

در بیان چگونگی انجام تنفس و عمل آن:

باید بدونید که انسان سه مدل نفس میکشه ۱ از سوراخ بینی چپ۲ از سوراخ بینی راست ۳٫از هر دو سوراخ

بینی  نفسی که از سوراخ بینی چپ بیرون میاد به تنفس

قمری و سرد معروف است  و نفسی که  از سوراخ بینی

راست بیرون میاد خورشید  وگرم است در ابتدای این فن

باید بدونید که نفس دقیقا از کدوم سوراخ بینی بیرون میاد

تا بتونید روی اون کنترل داشته باشید

تنفس به پنج قسمت تقسیم میشود

۱ تنفس خاکی و این تنفس به سوی زمین میرود تا دوازده انگشت و رنگش زرد است

۲

تنفس آبی و به سوی زمین میرود دو انگشت  ورنگش قرمز است

۳ تنفس هوایی این تنفس به مقابل میره و رنگش سفیده

۴ تنفس آتشی این تنفس به بالا میره و رنگش سیاه است

۵ تنفس آسمانی به  درون ریه میره این نوع تنفس همون تنفس عادی ماست

قابل توجه اینکه تنفس آسمانی میل به غذاهای بد مزه و تلخ رو زیاد میکنه و تنفس آتشی میل به غذا های تیز و تند را افزایش میده تنفس هوایی میل به غذاها ی ترش تنفس خاکی میل به غذاهای شیرین رو افزایش میده

تمرین تنفس:”به حالت لوتوس بنشینید و توجه وتمرکز خود را ابتدابه بین دو ابرو بیارید و بعد نفس رو از سوراخ بینی چپ وارد کنید و از راست خارج کنید یعنی توجه رو یه کم بیارید رو سوراخ بینی چپ و نفس از اون وارد کنید بعد از سوراخ بینی چپ خارج کنیدنکته ی مهم اینه که موقع کشیدن نفس از چپ یه ماه بزرگ و کاملو تو ذهن تصور کنید و وقتی نفس از راست خارج میشه خورشید را تصور کنید انجام مرتبت این تمرین میتونه به فعال شدن نیرو های درونی و ماورایی شما  کمک میکنه  فقط اینو توجه داشته باشید نفس هاتون رو باید عمیق بکشید ویه کم تو ریه نگه دارید

شناخت تنفس:همانطور که گفتیم نفسی که از بینی چپ بیرو ن میادرا نفس قمری ونفسی که از بینی راست بیرون میاد را نفس شمسی میگویند اگر پیوسته متمرکز به تنفس خود باشید میتونید از این علم خوب استفاده کنید جمیع اساتید این فن در مجموع به دوازده حرکت معتقد هستند که شش حرکت در شب و شش حرکت درروز است و هر حرکتی دو ساعت است چنانچه شبانه روزی ۲۴ ساعته پش هر دو

 ساعتی یه حرکت به وجود میاد یعنی هر دوساعتی انسان

از یه سه حالت تنفس این کارو انجام میده همچنین اعتقاد

به این است که تنفس تعلقی به دوازده برج دارد بدین

ترتیب که بروج حمل ثور جوزا سرطان به تنفس چپ و اسد

سنبله میزان عقرب به تنفس راست قوس جدی دلو به

تنفسی که گاهی از سوراخ بینی راست و گاهی از سوراخ

بینی چپ ایجاد میشه تعلق دارد

استفاده از تنفس علاج بیماریها :

 

اگر کسی دچار بیماریهای مثل صرع فشار خون بالا بی

خوابی استرس بیش از حد و…..  باشد باید سوراخ بینی

راست رو هر روز مخصوصا در حالت عُود بیماری بگیرد

و با سوراخ بینی چپ نفس بکشد تا مورد دلخواه در او

ایجاد شود اگه کسی مشکلاتی نظیر سرما خوردگی واریس

غلبه بلغم و رطوبت فشارخون پایین پر خوابی داشته باشه

باید سوراخ بینی چپ را ببندد و مدتی در طول روز «که

میتونه بین ۱۵ الی بیست دقیقه باشه» نگه داره .هم

میتونید با دست این کارو بکنید هم با پنبه اگر به بدن کسی

زهر وارد شود باید با تنفس قمری تا رسیدن به پزشک اثر

آن را کم کند.« توجه داشته باشید که طبق تحقیقات

نفسهایی که با سوراخ بینی راست کشیده میشه سیستم

عصبی سمپاتیمک را فعال می کند وتنفس با سوراخ بینی

چپ سیستم عصبی پارا سمپاتیک را فعال میکند» یه نکته

دیگه هم میگم  در ارتباطاتات  زناشویی  به جهت فرزند

دار شدن  اگه تنفس مرد شمسی باشه میتونه به فضل خدا

فرزند را پسر کنه و اگه تنفس قمری باشه فرزند دختر به

دنیا میاد.

 

 

]]>
در 68 ثانیه به آرزوی خود برسید 2011-09-09T08:33:23+01:00 2011-09-09T08:33:23+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/49 محمد اکبری بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.   اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.   اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.   در نگاه اول شاید این عدد بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.
 

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

 

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

 

در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

 

۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

 

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

 

بسیار عالی است! امتحان کنید.

 

خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

 

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …

 

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

 

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

 

 

بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

 

هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

 

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

 

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

 

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

 

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

 

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.

 

۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

 

۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

 

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

 

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

 

۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

 

آن وقت می بینی که می توانی

]]>
مدیتیشن 2 2011-09-01T11:21:24+01:00 2011-09-01T11:21:24+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/48 محمد اکبری 6- مدتیشن مانترا( ذکر):این مدتیشن بیشتر از انواع دیگر مورد استفاده قرار می گیرددر این روش کلمه عبارت یا جمله ای که مانترا نامیم بصورت ذکر بارها خوانده می شودمثل مانترای شرقی اومجمله مسیحی خدایا کمکم کنو عبارت صوفیانه یاهوهدف اصلی انجام تمرین انجام فقط یک کار در زمانی مشخص استاگر کسی مدعی شد می تواند مانترایی را که خاص شماست به شما بدهد یا بفروشد بدانید قصد فریبتان را داردمانترا یا کلمه ذکر به این دلیل مفید است که شما آنرا بکار می برید با هر کلمه ای که راحتید شروع کنیدبهتر است بی معنی باشد تامش 6- مدتیشن مانترا( ذکر):
این مدتیشن بیشتر از انواع دیگر مورد استفاده قرار می گیرد
در این روش کلمه عبارت یا جمله ای که مانترا نامیم بصورت ذکر بارها خوانده می شود
مثل مانترای شرقی اوم
جمله مسیحی خدایا کمکم کن
و عبارت صوفیانه یاهو
هدف اصلی انجام تمرین انجام فقط یک کار در زمانی مشخص است
اگر کسی مدعی شد می تواند مانترایی را که خاص شماست به شما بدهد یا بفروشد بدانید قصد فریبتان را دارد
مانترا یا کلمه ذکر به این دلیل مفید است که شما آنرا بکار می برید با هر کلمه ای که راحتید شروع کنید
بهتر است بی معنی باشد تامشغولیت ذهنی در حین تکرار ایجاد نکند
یک جای آرام بیابید که بدنتان راحت باشد و بتوانید به راحتی تنفس کنید و شروع به ذکر نمایید
در صورت امکان با صدای بلندبخوانید البته تا آن حد بلند که باعث ایجاد تنفس شدید و عمیق نشود
و در غیر این صورت به آرامی مانترا را بخوانید
در وقت تمرین فقط ذکر بخوانید و کار دیگری انجام ندهید در صورتی که فکر دیگری به ذهنتان رسید آنرا از ذهنتان خارج کنید آهنگی برای مانترای خود یافته و با همان ریتم تمرین کنید
این تمرین را ابتدا با پانزده دقیقه در هر جلسه شروع کنید پس از دوهفته آنرا به بیست دقیقه و در صورتی که احساس خوبی از این مدیتیشن بدست می آورید به مدت نیم ساعت افزایش دهید پس از یک ماه می توانید در مورد برنامه ریزی خود با این روش تصمیم بگیرید

۷- مدیتیشن من کیستم؟ مدیتیشن اصولی از نوع درونی:
ما با درک عادی می توانیم تنها به کیفیات چیزها پی برده و تازمانی که با این دید و توهم باقی بمانیم اشیا را همیشه با همان استانداردها می بینیم و چیزهای دیگر را هم با مقایسه با این معیارها می سنجیم در حالیکه برای درک بینش و دیدن واقعی اشیا مقایسه ای نباید انجام گیرد
این مدیتیشن روش مستقیم یا تحقیق از خود برای درک و شناخت جهان است
این مدیتیشن از روشهای دیگر مشکل تر است یعنی حداقل پس از چند ماه تمرین مداوم روزانه با مدیتیشن های اصولی قادر به انجام این روش می شوید
در این تمرین از خود می پرسیم من کیستم؟ و مرتب و سازمان یافته به هر سوال پاسخ می دهیم اگر پاسخ نام شماست باید به خود بگویید نه این نامی است که خود داده ام کسی که این اسم را دارد کیست؟ اگر پاسخ شما احساس یا درکی است مثلا در جواب من کیستم؟ بگوئید آدمی که احساس خستگی می کند پاسخ به خود چنین است نه احساسی است که من دارم حال کسی که چنین احساسی دارد کیست؟ اگر پاسخ شما یادآور خاطره ایست مثلا بگویید من کسی هستم که یکبار پاسخ این است نه این خاطره ایست که من دارم حالا کسی که این خاطره را دارد کیست؟ اگر پاسخ تصور یا تصویری است که از خود در ذهن دارید نه این تصویری است که از خود دارم کسی که این تصویر را دارد کیست؟ اگر بنظرتان شخص یا تیپی به ذهنتان رسید به عنوان پاسخ پرسش می گویید نه این تفسیر از ایده ای یا خاطره ای است که دارم ولی مفسر کیست؟ هر جوابی که بنظرتان می رسد باید بدین ترتیب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجویی پویا و فعالانه برای رد آن در ذهن شما آغاز می شود در این مدتیشن استراحتی وجود ندارد این تمرین باید بطور مداوم و با خشونتی متوالی برای یافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوی بعدی و رد آن پاسخ ادامه یابد اصول این روش باید با دقت و جزئیات دقیق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بیان می شوند این جستجو برای پیدا کردن ریشه اصلی و واقعی خود است که در پشت بسیاری خودهای دروغین و کاذب نهفته است و ما این چهره کاذب را به عنوان خود واقعی می شناسیم
وقتی برای تمرین آماده شدید ابتدا با روزی نیم ساعت و به مدت یک یا دو هفته آنرا انجام دهید در پایان این دوره در مورد تنظیم برنامه خود با این روش تصمیم بگیرید
گاه ضمن تمرین پاسخی می یابید که برایتان قابل قبول است در این صورت این تمرین را متوقف کرده و تامدتی از روش های دیگر مدیتیشن استفاده کنید

۸- مدیتیشن حرکتی صوفیانه:
برای انجام این حرکت به گروهی پنج الی پانزده نفری نیاز می باشد این تمرین شامل حرکت و خواندن ذکر است
گنجاندن این روش در برنامه مدیتیشن خود باعث ایجاد تنوع می شود و جسم را هماهنگ و موزون می سازد
در این مدیتیشن شما و افراد گروه دایره ای را با دستهای قلاب شده در هم تشکیل می دهید بین هر دونفر باید فاصله ای باشد اما نه تاحدی که باعث کشیده شدن دستها شود
پاهای خود را به راحتی طوری قرار دهید که سنگینی شما روی زمین باشد به آرامی به پشت تکیه داده چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگیرید و وقتی حس کردید در وضع راحتی نشسته اید با صدایی آهنگین بگویید یا حق اکنون تنه و سر و دستها را پایین آورده بطوریکه صورتتان مستقیما به سمت پایین و در وضعیتی راحت بوده با همان صدا بگویید یا هو حالا به طرف دستها و صورت را بطرف بالا بگیرید و بگویید یا حق و به همین ترتیب ادامه دهید این حرکات را ادامه دهید تا زمانی که سرعت و ریتم حرکت شما با دیگران یکسان شود
بسیاری از گروه ها این کار را بین ده تا پانزده مرتبه در هر دقیقه تکرار می کنند این بستگی به پیشرفت کار گروهی شما دارد وقتی حرکات شمت متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهید هدف آگاهی کامل از حرکت و ذکر است اگراین حرکات منظم باشد گروه مانند گلی در حال باز و بسته شدن بنظر می رسد
در این تمرین باید از وضعیت جسمانی خود آگاه باشید اگر کسی احساس می کند در جایی که نباید باشد قرار گرفته به آرامی دست دو نفری را که در کنارش نشسته اند به هم نزدیک می کند دایره را مرتب می کند و خارج می شود هرکس باید برای خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادی کند در غیر این صورت تمرین نادرست است
این تمرین را ده تا پانزده دقیقه در حدود ده مرتبه انجام دهید تا جایی که احساس کنید گروه به انجام آن عادت کرده و هیچکس از این تمرین احساس ناراحتی و خستگی نمی کند اگر همه چیز خوب پیش رود می توانید مدت آنرا تا نیم ساعت افزایش دهید آنچه در این تمرین اهمیت دارد این است که شما بتوانید هنگام خستگی از گروه جدا شوید پس از مدتی قادر می شوید در این تمرین گروهی تنها به حرکت و ذکر بیندیشید و آگاهی از خود و جهان را با هماهنگی بین حرکات و صدای شما پیدا می شود اگر از این تمرین احساس خوبی دارید این راه بودن را نیز آموخته اید و از این پس می توانید بدون احساس خستگی آنرا ادامه دهید و در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه خود تصمیم بگیرید
۹- مدیتیشن آگاهی حسی:
این مدیتیشن هم همراه با حرکت است
برای شروع تمرین حتی الامکان در جای راحتی قرار بگیرید بهتر است روی زمین و به پشت دراز بکشید البته روی یک قالیچه یا فرش نرم راحت تر می باشید پاهای خود را دراز کرده و درصورتی که احساس ناراحتی در قسمت پشت یا کمرتان می کنید زانوها را خم و پاها را بطرف نشیمن جمع کنید چشم ها را بسته و به مدت چند دقیقه بگذارید هر بخش از جسمتان عمیقا در زمین فرو رود از پاها شروع کرده و تا ماهیچه ساق پا زانوها لگن خاصره شکم قفسه سینه دستها بازوها آرنج گردن و بالاخره سر ادامه می دهید سعی کنید به سه بعدی بودن تمام اجزاء بدن خود قسمت بالای بدن بخشی که روی زمین قرار دارد و رو سمت جانبی جسم خود آگاهی کامل داشته باشید حالا فقط روی نفس خود هنگام بازدم تمرکز کنید احساس کنید تمام بدنتان بطور کامل و عمیق در زمین فرو می رود بهتر است این روش مقدم برهمه تمرینات دیگر انجام شود اگر واقعا ده تا بیست دقیقه برای تمرین اختصاص دهید در می یابید قدرت درک و پذیرش و آرامش درونی شما به میزان زیادی افزایش یافته است همچنین در گشودن گره ها و تنش های درونی عضلات که عمیقا در ورای آگاهی معمولی نهفته است مفید می باشد
اگر وقت کافی داشته و بخواهید در این زمینه پیشرفت بیشتری کنید دستهای خود را روی دیافراگم بین سینه و کمر قرار داده بطوری که وزن آنها روی دیافراگم به خوبی حس شود بگذارید دستها همراه با تنفستان به حرکت درآیند پس از مدت کوتاهی وقتی احساس کردید حرکت دستانتان با تنفس هماهنگ شده یا حس کردید این وابستگی دو جانبه است دستها را به آرامی برداشته و بالاتر از دیافراگم نگاه دارید نیازی نیست این فاصله زیاد باشد دقت کنید بازو و آرنجتان روی زمین باشد بگذارید حرکت به همان سادگی حتی الامکان آرام و کند باشد در این تمرین سعی کنید هر لحظه از تنفس خود آگاه بوده به محض اینکه دوباره دستتان روی دیافراگم قرار گرفت مدتی وقت دهید تا وزن دستها بطور کامل روی آن احساس شود بار دیگر حرکت دستها را باتنفس خود هماهنگ کنید این تمرین را چندین بار انجام داده و بتدریج فاصله دستها را از بدن زیادتر نمایید تا جایی که بالاخره دستها روی زمین قرار گیرند حالا فاصله بین دو استراحت را تغییر دهید مسر این حرکت مانند قوسی کوچک از دیافراگم به زمین و از زمین به دیافراگم است پس از مدت کوتاهی احتمالا احساس می کنید تنفس و حرکت دستها آنچنان بهم پیوسته که گویی همه چیز بخودی خود و بدون سعی و دخالت شما اتفاق می افتد در این زمان حس می کنید واقعا در این تمرین محو شده و حالتی از استراحت وآرامش عمیق در شما ایجاد می شود
در صورتی که پس از چندین بار تمرین بطور همزمان از حرکت و تنفس خود آگاه نشدید دلسرد نشوید چون مانند تمام مدیتیشن های دیگر با تکرار و گذشت زمان مهارت کافی بدست می آید
در صورت تمایل به انجام دقیق این تمرین شرح مراحل را روی نوار ضبط کنید نوار حدود بیست دقیقه تا نیم ساعت باشد هنگام ضبط مراحل مختلف این مدیتیشن بین جملات و پس از هر پاراگراف فاصله زمانی کافی را رعایت کنید این تمرین را به مدت دو هفته و روزی یکبار انجام دهید پس از پایان این مدت می توانید در مورد ادامه آن تصمیم بگیرید

۱۰- مدیتیشن پناهگاه امن:
این نوع مدیتیشن با انواع ارائه شده که بطور کلی نیاز به راهنمایی و هدایت دقیق دارند متفاوت بوده و از جنبه هدایت کمتری برخوردار است یعنی راهنمایی بدون استفاده از واژه ها می تواند ایجاد نظم ذهنی کند دستورات این روش متفاوت با انواع دیگر مدیتشن هاست چنین روش هایی نزد برخی از استادان تصوف رایج بوده در یک مکان راحت قرار گیرید اجازه دهید آگاهی شما در درونتان شناور شود تصور کنید این آگاهی در هر جهتی می تواند جریان یابد فرض کنید جایی که هستید مکانی امن وپناهگاهی ایمن است که در آن احساس کاملی از راحتی امنیت ایمنی راستی و کمال را بدست می آورید سعی کنید در درون خود جهتی را که باید آگاهی خود را در آن شناور کنید احساس نمایید در مورد این جهت و هدف نباید هیچ پیش فرضی داشته باشید راه احساس علایم جهت و بعد را در درون خود احساس کرده و سعی کنید آگاهی خود را بدون دادن عنوان به این علایم در درونتان شناور سازید حداقل تامدتی طولانی نام نهادن و برچسب زدن به درک و احساستان نادرست است
برای بسیاری از افراد البته نه در مورد همه آنها بهتر است این تمرین از درون سینه شروع شود تصور نکنید
در این مرحله از واژه ها و عقل خود استفاده نکنید چون این تمرین عقلانی نبوده و بیشتر جنبه احساسی دارد
هدف رسیدن به مکانی امن یافتن راهی برای بودن چیزی که شما درست می پندارید یا جائیکه در آن احساس راحتی ایمنی و درستی می کنید می باشد
اصطلاح پناهگاه امن از اینرو بکار می رود که پناهگاه نیز همین خصوصیات را دارد اما این پناهگاه منطقه ای محدود نیست یعنی همانگونه که برای استراحت و امنیت وارد این پناهگاه شده اید می توانید با تمرکز و آرامش از آن خارج شوید این تمرین مدیتیشنی بسیار آرام است و نیاز به تلاش کمتری دارد بگذارید علایم ضعیف جهات را برای شناور ساختن آگاهی خود احساس کنید بگذارید آگاهی تان در همان جهت شناور باشد تصورات قبلی را از آنچه که ممکن است بیابید کنار بگذارید آنچه در این مدیتیشن بدست می آوریم فردی خصوصی و یگانه است و پناه امن من متفاوت با پناه امن شماست دانستن اینکه دیگران چگونه به آن می رسند و این مرحله را طی می کنند باعث می شود در یافتن پاسخ های مربوط به پناهگاه امن خود دچار مشکلات بیشتری شوید
ابتدا این تمرین را روزی یکبار انجام و به مدت دوهفته انجام دهید در این دوره اگر از آن احساس خوبی داشتید می توانید زمان آنرا به نیم ساعت افزایش داده و پس از پایان هفته سوم در مورد انجام آن تصمیم بگیرید بهتر است این مدیتیشن را پس از دوماه تمرین جدی روش های دیگر از قبیل شمارش نفس ها و تعمق آغاز کنید
مدیتیشن های غیر اصولی یا غیر رسمی
در این نوع مدیتیشن ها یک تصویر تصور ارتباط یا مشکلی را درنظر گرفته و درباره آن فکر می کنید البته این نیز تداعی آزاد نیست چون شما تا آخر تمرین در محدوده موضوع و مفهوم مطلب و چگونگی احساس خود باقی می مانید این یک مرحله فعال ذهنی است که در آن دچار رویاهای گیج کننده نشده و با حالتی فعال در مورد مسئله بررسی و کار می کنید موضوعات متنوعی هست که فرد برای مدیتیشن می تواند انتخاب کند شما می توانید موضوعی را درمورد رشد و تکامل درونی یا مطلبی که با تمام وجود شما در آمیخته است انتخاب کنید موضوعات عادی و پیش پاافتاده به عنوان موضوع تمرکز مورد توجه قرار نمی گیرند انتخاب موضوعاتی چون عشق زیبایی شکوه خداوند عشق به مسیح تلاش برای دوست داشتن و مورد علاقه قرار گرفتن برای این تمرین مناسب است
وقتی مدیتیشن غیر اصولی انتخاب می کنید آنرا به آسانی تغییر نداده بلکه آنرا روزی ده تا پانزده دقیقه به مدت یک هفته ادامه دهید پس از یک هفته اگر احساس کردید برای شما مناسب و سازگار است این مدت را برای هفته آینده به بیست دقیقه تا نیم ساعت افزایش دهید در پایان این مدت نه قبل از آن می توانید در مورد ادامه تمرین و پیشرفت خود تصمیم بگیرید
گاه در طول مدیتیشن غیر اصولی نتیجه می گیرید که در مورد این موضوع خاص به پاسخ واقعی رسیده اید در این صورت چند لحظه با این درک خود خلوت کنید دیگر تلاشی برای جستجوی بیشتر نکنید بلکه پاسخ واقعی را جذب کرده و آنرا بفهمید اکنون تمرین را قطع کرده و مثل پایان مدیتیشن های دیگر چند لحظه آرام و بدون برنامه استراحت کنید و روز بعد تفکر را در مورد موضوعی دیگر با همین روش اجام دهید

 در پایان این مرحله در مورد چگونگی انجام این تمرین و ادامه آن تصمیم بگیرید
سوالات زیر نمونه هایی برای موضوع انتخابی شماست
اگر آدمی که دوست داشتم بودم چگونه انسانی می شدم؟
اگر از تمامی ظرفیت ها و توانایی های خود استفاده کنم چگونه آدمی خواهم بود؟
در این مورد چه احساسی دارم؟

امیدوارم مفید بوده باشه بدرود حتما" نظر ویا سوالاتتان را بگذارید.
 

 

 

 

]]>
مدیتیشن1 2011-09-01T11:12:52+01:00 2011-09-01T11:12:52+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/47 محمد اکبری مدیتیشن چیست و چگونه مدیتیشن کنیم مدیتیشن از بی ذهنی است.حالتی است از آگاهی بی اندازه خالص.در حالت عادی آگاهی مملو از زباله است,درست مانند آینه ای که با غبار پوشیده شده باشد.ذهن همواره پر است از هیاهوی افکار در حال گذر, آرزوها,خاطره ها,هیجان ها همگی در حال عبور هستند,واقعاً که یک هیاهوی دائمی در ذهن وجود دارد. حتی در زمانی که شما در خواب هستید مغز در حال فعالیت است,به همین دلیل است که شما خواب می بینید.ذهن هنوز در حال فکر کردن است.هنوز اسیر نگرانی ها و دل مشغولی هاست.در حال آماده شدن برای فردا مدیتیشن چیست و چگونه مدیتیشن کنیم

مدیتیشن از بی ذهنی است.حالتی است از آگاهی بی اندازه خالص.در حالت عادی آگاهی مملو از زباله است,درست مانند آینه ای که با غبار پوشیده شده باشد.ذهن همواره پر است از هیاهوی افکار در حال گذر, آرزوها,خاطره ها,هیجان ها همگی در حال عبور هستند,واقعاً که یک هیاهوی دائمی در ذهن وجود دارد.


حتی در زمانی که شما در خواب هستید مغز در حال فعالیت است,به همین دلیل است که شما خواب می بینید.ذهن هنوز در حال فکر کردن است.هنوز اسیر نگرانی ها و دل مشغولی هاست.در حال آماده شدن برای فرداست.یک آمادگی پنهانی و مخفیانه برای فردا در حال رخ دادن است.

در صورتی که مدیتیشن نکنید این حالت در شما اتفاق می افتد که درست نقطهء مقابل مدیتیشن است.زمانی که افکار و آرزوها به ذهنتان هجوم نیاورند,هیچ فکری به وجود نیاید و هیچ آرزویی شکل نگیرد آنگاه شما واقعاً آرام هستید و آین آرامش همان مدیتیشن است.تنها در آین آرامش است که مراقبه شناخته می شود در غیر این صورت شما هرگز نمی توانید با ذهنی مغشوش به مدیتیشن دست پیدا کنید,چون ذهن همواره در تلاش است تا به تنهایی وجود داشته باشد.با کنار گذاشتن افکار,آرام بودن,بی اعتنایی به ذهن,با مشاهدهء افکاری که با آنها هویت می گیرید و رها کردن این اندیشه که چه هستید می توانید مرا درک کنید.مدیتیشن پی بردن به این مطلب است که من ذهن نیستم.وقتی که این آگاهی آرام آرام در وجودتان عمیق و عمیق تر گردد,آنگاه لحظات بزرگی در زندگیتان به وجود می آیند.لحظات سکوت,لحظات فضای خالص,لحظات وضوح,لحظاتی که هیچ چیز در درونتان در تلاتم نیست و همه چیز آرام است.در آن لحظات آرم شما قادر به درک کیستی خودتان هستید و راز هستی را درمی یابید.هر وقت که مدیتیشن حالت طبیعی و همیشگی شما بشود روزی شگفت انگیز به وجود می آید,روزی پر از نعمتهای بزرگ.
ذهن چیزی غیر معمول است که هرگز حالت طبیعی شما نیست,اما مدیتیشن حالتی طبیعی است که هم اینک در شما وجود ندارد.بهشتی گم شده است که می توانید دوباره آنرا بیابید.
به چشمان کودکان نگاه کنید,آرامش و معصومیت فوق العاده ای را خواهید دید ولی او باید به جامعه ملحق شود,باید یاد بگیرد که چگونه فکر کند,چگونه حسابگری باشد,چگونه دلیل بیاورد و چگونه بحث کند.او مجبور است لغات,زبان و مفاهیم را یاد بگیرد و آرام آرام ارتباط خود را با آن معصومیت درونی از دست می دهد.حالا دیگر جامعه او را آلوده کرده است.او جزء موثری از این مکانیسم شده ولی دیگر یک انسان نیست.
همء چیزی که به آن احتیاج داریم این است که یک بار دیگر آن فضا را بدست آوریم.شما قبلاً هم آنرا تجربه کرده بودید به همین دلیل هنگامی که برای اولین بار با مدیتیشن آشنا می شوید شگفت زده خواهید شد چون احساس عجیبی در وجودتان برانگیخته می شود.گویی که قبلاً هم آنرا می شناختید,تنها آنرا فراموش کرده بودید,ولی اگر بتوانید مجدداً آنرا بیابید متعلق به شما خواهد شد.
در حقیقت نمی شود آنرا گم کرد فقط می توان آنرا به فراموشی سپرد.در ابتدا ما به صورتی مراقبه وار به دنیا می آییم و سپس فکر کردن را می آموزیم,ولی ذات حقیقی ما جایی در عمق وجودمان مخفی باقی می ماند.کافی است هر روز مقداری بکنیم تا به سرچشمه برسیم.چشمهء زلال آب.برترین موفقیت در زندگی یافتن این سرچشمه است. درمدیتیشنهای پزشکی از دسته ای حرکات ویژه استفاده می کنند

که شامل خواص منحصر به فرد زیر است:
۱-تنفس های مخصوص
۲- حـرکات و ژست های ویژه که دست ها و انگشتان باید
وضعیت مشخصی داشته باشند.
۳- سرودهای مخصوصی که از صداهایی واضح و ارتعاشی
تشکیل شده است.
۴-   تمرکز فکری
این خصوصیات متفاوت فکر و جسم فرد را کاملاً درگیر می کند. مجموعه کامل این خصوصیات با همکاری همدیگر بر فرد تاثیر می گذارند و بسیار با مدیتیشن های معمولی که فقط برای آسوده کردن و استراحت فکر هستند متفاوت است.
 به علت وجود انواع مختلفی از متغیر در هر مدیتیشن پزشکی، با توجه به وضعیت ها و بیماری های مختلف انواع متفاوتی از این مدیتیشن ها وجود دارد. هر مدیتیشن پزشکی، با انرژی دادن به اعضاء، سیستم ها و همچنین قسمت های مختلف بدن، مشکل بخصوص و مشخصی را برطرف می کند.
حرکت ساده که یکی از متداول ترین ژست ها در مدیتیشن پزشکی است را یاد بگیرید تا با آن:

عادت ماهیانه تان تنظیم شود.
سیستم دفاعی بدنتان ایمن شود.
از افسردگی  رها شوید.

سه نوع مختلف از ساده ترین و متداول ترین انواع حرکات در مدیتیشن پزشکی، بصورت زیر است:
۱-چهار زانو نشسته، و هر پا را زیر زانوی مخالفش جـمع کنـیـد. سـتون فــقراتتان را صاف نگه داشتـه و
مهره های پائینیتان را کمی بـسمت جلو خم کنید.
۲-  نشـسته و پـاها را صاف به سمت بیرون بگذاریـد. یعنی یک پا را زیر ران مخالفش گذاشته و پای دیـگـر
را روی قوزک پای اول قرار دهید. با این کار پا درحالت استراحت قرار میگیرد. ستون فقراتتان را صاف کنید.
این نیمی از حرکت لوتوس است.
۳-  این نوع هم شبیه بنوع اول است اما پای بالایی روی ماهیچه ساق پای دیگر قرار  می گیرد بــه جای
اینکه زیر ران گذاشته شود. حتماً دراین حرکت مهره های پائینیتان را به جلو متمایل کنید.
                                                                                           
انواع حرکت ساده بسیار ساده تر از حرکت لوتوس هستند و به انعطاف پذیری کمتری نیاز دارند. تنها قسمت سخت آن متمایل کردن مهره های پائینی به سمت جلو است تا مهره های بالایی بتواند کاملاً صاف بماند. اگر نمی توانید چارزانو روی زمین بنشینید، مستقیم روی صندلی بنشینید.
این مدیتیشن پزشکی کمک می کند که بعد از قطع استفاده از قرص های ضد بارداری عادت ماهیانه تان تنظیم شود. تعادل فکری نیز به شما می دهد.
سعـی کنید با سه مرتبه تکرار سرود هایی مثل “اُنگ نامو، گورو دِو نامو” که به معـنـی “من در برابر روح بلند خود زانو می زنم” است فکرتان را متمرکز کنید.
 ژست: به سـبک حرکت سـاده یـا روی صنــدلـــی طوری که ستون فقراتتان صاف باشد قـرار گـیـریـد.
دست هایتان را راحت روی زانوهایتان بگذارید.

تمرکز:  بـه ایـن حالت مدیتیشن  شکل میـگویند. با خواندن هر کلمه، جریان انرژی را دربالای سرتان
تجسم کنید. چشمانتان را ببندید.
                                                                                                    
تنفس:  در حیـن خـوانـدن آواز، تنـفسی غیر ارادی خواهید داشت.
سرود:  ” سا تا نا ما ”

مفهوم سرود:   این سرود نمایانگر چرخه آفرینش است. “سا” به معنای ازل، “تا” به معنای زنـدگـی، “نا” به معنای مرگ و  “ما” به معنای تجدید حـیــات است.

مودرا ( حرکت دست و انگشتان ):  

در حین گفتن “سا” با انگشت اشاره تان روی شستتان را لمس کنید. با گفتن “تا” با انگشت وسطی شست را لمس کنید. در حین ادای “نا”  با انگشت انگشتری شست را لمس کنید. با گفتن “ما” با انگشت کوچک شست را لمس  کنید. هر مرتبه فشار کمی روی شست بیاورید. این حرکات را در طی تمرین حتی موقع سکوت هم تکرار کنید.
زمان:  زمان کل
۳۰ دقیقه است. با صدایی عادی به مدت ۵ دقیقه بخوانید، بعد به مدت ۵ دقیقه زمزمه کنید و بعد از آن در دل خودتان به مدت ۱۰ دقیقه به خواندن ادامه دهید. دوباره ۵ دقیقه به حالت زمزمه برگردید و در آخر ۵ دقیقه با صدایی عادی بخوانید.
خاتمه:  نفس را کاملاً به داخل ریه ها کشیده و بعد همه آن را بیرون دهید. دستهایتان را تا آنجا که می توانید بالا برده و چند نفس عمیق بکشید.

سیستم دفاعی بدن با سلسله اعصاب، غدد و حواس  در ارتباط است. برای مقابله با مشکلات زندگی به ما قدرت داده شده است. ما قدرت های معنوی، فکری، احساسی و جسمی داریم. همه این توانایی ها با هم در ارتباط اند. زمانی که با احساساتی مثل عصبانیت و شکست مواجه می شویم، سعی می کنیم که جلوی آن را بگیریم. برای بالا بردن سیستم دفاعی بدن باید بر این موانع غلبه کنیم.
نیمکره راست مغزمان مقدار زیادی احساسات منفی در خود دارد که ما را به سمت افسردگی می کشاند و سیستم دفاعی بدنمان را ضعیف تر می کند. این مدیتیشن پزشکی به تنظیم عصب سمپاتیک و نیمکره راست مغز کمک می کند.
با سه مرتبه خواندن ” اُنگ نامو، گورو نامو ” متمرکز شوید.
ژست:در حالت حرکت ساده یا روی صندلی بنشینید و ستون فقراتتان را صاف نگه دارید.
تمرکز:  چشم ها را ببندید.
تنفس:  نفسی محکم و قوی بکشید.
مــودرا ( حرکت دسـت و انگشـتـان ):  

دسـت چـپتان روی شانه قرار گیرد. بـازوی چپ خم شده و ساعد چپ بـصـورت عمودی رو به پائین باشد. نوک انـگشت انگشتری را با نوک انگشت شست لمس کـنیـد. دسـت راستتان را مشت کنید در حالتی که فقـط انگشت اشاره تان بـاز بـاشـد. سـوراخ بـیـنی سمت راستتان را با انگشت اشاره راست ببـندید.
زمان:
۳ دقیقه خاتمه: 

نفس را داخل کشیده و نگه دارید. در آن حالت دست ها را به هم گره کرده و کف دست هایتان را جلوی غده تیموس کمی پائین تر از گلو بگیرید. سعی کنید که انگشتانتان را از هم جدا کنید. در برابر آن مقاومت کنید و آن را کشش دهید. وقتی دیگر نتوانستید نفستان را نگه دارید، آن را بیرون دهید. دوباره نفس عمیقی کشیده، آن را نگه داشته و این اعمال را ۳ مرتبه تکرار کنید.
این مدیتیشن پزشکی می تواند به شما کمک کند که بفهمید چه اندازه مثبت یا منفی هستید. شما را شادتر و سرزنده تر هم خواهد کرد. حالت تنفس شما بسیار مهم است. در ضمیر ناخودآگاه شما، تنفس و زندگی یکسان است.
با
۳ مرتبه خواندن ” اُنگ نامو، گورو دِو نامو “  متمرکز شوید.
ژست:در حالت حرکت ساده یا روی صندلی بنشینید و ستون فقراتتان را صاف نگه دارید.
تمرکز: چشمانتان را باز کرده و به افق خیره شوید. سعی کنید چشمانتان در طی تمرین ثابت باقی بمانند.
تنفس:  تنفستان را با حرکات و سرود هماهنگ کنید. تنفس کاملاً از طریق بینی انجام می شود.سـرود:  همان طـور کـه با داخـل کشیـدن نـفـس دسـتـانتان هم  خارج میـشـود، در فکرتان “سا” را ادا کنیـد. وقتی دسـتـها بـه حالت اولیه بر میگردند “تا” را در ذهنـتـان ادا کنید. برای تـکرار دوم هـمـین حرکت، دوباره نفس را داخل کرده و در ذهنتان “نا” را ادا کنید، نفس را بیرون داده و “ما” را در ذهنتان ادا کنید.

مفهوم سرود:    این سرود نمایانگر چرخه  آفرینش است. “سا” به معنای ازل، “تا” به معنای زندگی، “نا” به معنای مرگ و  “ما” به معنای تجدید حیات است.
مودرا ( حرکت دست و انگشتان ): 
۱-   با انگشت اشاره انگشت شست را لمس کنید. دست ها را تا جلوی چشم ها بالا آورده طوری که انگشت سبابه و شست یکدیگر را لمس کنند. سایر انگشتان صاف و در حالت استراحت هستند. بازوهایتان با زمین موازی است.

۲-  نفس را داخل کشیده و دست ها را به اندازه ی ۳۶ تا ۴۵ اینچ از هم جدا کنید. نفس را خارج کرده و به حالت اولیه برگردید. ممکن است آرنجتان کمی حرکت کند اما باید در حالت آرام باشند.

زمان:  با حرکتی آرام شروع کنید که هر چرخه تنفس حدود ۴ ثانیه وقت بگیرد. بعد از ۲ یا ۳ دقیقه سرعت را بالاتر برده و به هر چرخه ۱ ثانیه وقت بدهید که برای هر دفعه تکرار سرود زمان کل ۴ ثانیه شود. این کار را برای ۳ دقیقه دیگر ادامه دهید.
خاتمه:  در حالت خوابیده به پشت با دست هایتان در کنار بدن نفس را به داخل کشیده و رها کنید. دست ها و شانه هایتان باید کاملاً آزاد باشند. همه انرژی خود را برای
۱۵ دقیقه صرف استراحت کنید.

توجه:  با انجام چنین مدیتیشنی افسردگی شما به کلی از بین خواهد رفت. اگر این کارها را به درستی انجام دهید، فشار زیادی روی غدد لنفاوی در زیر بغلتان احساس خواهید کرد.
چرا مدیتیشن می کنیم؟
مدیتیشن مثل بازگشت به خانه است

مدیتیشن می کنیم تا بخشی از وجودمان را که بطور محو و ناشناخته و نادانسته از دست داده ایم بازیابیم می توانیم آنرا  راهی برای دست یافتن به استعدادهای بیشتر نزدیکتر شدن به خود و واقعیت
یافتن ظرفیت بیشتری برای دوست داشتن ذوق و احساس رسیدن به این شناخت که ما نیز جزیی از تمامیت هستی بوده و هرگز جدا و بیگانه با آن نیستیم بدانیم
مدیتیشن دید و عمل موثرتری را پدید می آورد هنگام مدیتیشن کردن در می یابیم که هریک از عبارات فوق مفهمومی مشخص و یکسان می یابند آنچه از دست داده و در جستجوی کشف آن هستیم
مدیتیشن شما را به جایی می رساند که رفتارتان مشابه کسی می گردد که در تلاش به یادآوردن چیزی است که زمانی طولانی آنرا فراموش کرده است
شخص با مدیتیشن با خودش و محیط اطرافش راحتتر بوده و کارهایی را که به عهده دارد به شکل موثرتری انجام می دهد به دیگران نزدیک شده احساس خصومت و نگرانی کمتری خواهد داشت در این راه هرگز به پایان نمی رسیم زیرا پایانی برای رشد توانایی انسان وجود ندارد
یک برنامه خوب مدیتیشن در بسیاری موارد کاملا شبیه یک برنامه خوب ورزشی است
هر دو نوع این برنامه ها تنها در صورتی مفید اند که متناسب با شرایط روحی و جسمی شخص باشند
برای مدیتیشن محدودیت سنی وجود ندارد
هدف اولیه انواع مختلف مدتیشن هماهنگی و تعلیم ذهن است این عمل باعث افزایش کارایی فرد در امور روزمره می شود
مدیتیشن انواع زیادی دارد این انواع طرق یا مسیرها در چهار دسته کلی عقل احساس جسم عمل می گنجند که همه روشها به یکجا ختم می شوند
مسیر عقل:
در این روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال می کنیم تا اندیشه های خویش را متحول نماییم
مسیر احساس بر این اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کاملتر است به قول مولانا
عشق اسطراب اسرار خداست
در اینگونه روش ها برخی بر عشق به خود برخی بر عشق به دیگران و برخی بر عشق به خدا تاکید دارند
در نهایت هر سه شیوه به یک نقطه می رسد عشق به خود دیگران و خدا
مسیر جسم:
در این روش فرد می آموزد از جسم و حرکات بدنی خود آگاه شده و از طریق تمرین این آگاهی را افزایش دهد همچون رقص و سماع صوفیان و هاتایوگا دای چی
مسیر عمل:
این روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حین انجام نوع بخصوصی از مهارت است در یکی از روشن ترین نمونه های این روش تمام وظایف معمولی روزانه با این آگاهی انجام می گیرد که گویا هرکدام بخشی از هماهنگی جهان و کائنات است هر کاری با عشق و تمرکز کامل انجام می شود و مهمترین چیز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است
همچنین می توان مدیتیشن ها را به دو دسته کلی اصولی و غیر اصولی تقسیم کرد
مدیتیشن اصولی دارای دستورات دقیق و ظریفی است که چگونگی فعالیت درونی فرد را بطور منظم تعیین می کند
هدف از مدیتیشن غیر اصولی رهایی و آزاد سازی ساختمان شخصیتی فرد بخصوص در زمینه های شایستگی آگاهی و پذیرش توانایی مهرورزی در خود می باشد

مدتیشن های اصولی را به سه دسته خارجی میانی درونی تقسیم می کنیم:
اگر روی هر سه روش بطور مداوم پی گیری شود به یک نتیجه منجر می شود اما هرکدام تاثیر بخصوصی در طول مسیر در شخصیت شما بجای می گذارند
روش بیرونی
باعث تقویت حس شایستگی توانایی سازش با جهان اعتماد به نفس توانایی سریع و دقیق می شود
روش میانی
توانایی آرام ماندن را در فرد افزایش داده و او را در برابر حوادث خارجی ضربه ناپذیر می سازد در ضمن ادعاهای فرد را درباره اینکه مسایل چگونه باید باشند کاهش می دهد و واکنش وی را در برابر مسایل مختلف تعدیل می کند
روش درونی
آگاهی از زندگی احساسی و پذیرش آنرا افزایش داده و بیان احساسات را آسانتر می سازد بنابراین اگر در مرحله ای از رشد دچار چنین مشکلاتی باشید بهتر است در برنامه خود از مدیتیشن های درونی هم استفاده کنید
برخی از دستورات و روشهای مدیتیشن ترکیبی از انواع مختلف است تا مدتها نباید انتظار داشت

مدیتیشن را به خوبی و با تمرکز کامل انجام دهید
انچه بیشتر اهمیت دارد تمرینات مداوم است نه بخوبی انجام دادن تمرینات پس از گذشت زمان طولانی می توان انتظار داشت که مدیتیشن واقعی باشد
هرچند برای کسی که به این حد می رسد زمانی کوتاه جلوه می کند
تمرینات بلندمدت شما را به اهدافی همچون ثبات شخصیت افزایش توانایی پذیرش و بیان احساسات می رساند
تاثیر دوم مدیتیشن یافتن راهی جدید برای بودن در جهان است

روشهای مدیتیشن:
۱- مدیتیشن تعمق مدیتیشن اصولی از نوع خارجی:
این تمرین در اصل یادگیری نگریستن به چیزی بگونه ای فعال دینامیک هوشیارانه اما بدون استفاده از واژه ها می باشد شیی را برای کار خود انتخاب نموده و در فاصله ای قرار دهید که بتوانید براحتی آنرا ببینید بهتر است شیی طبیعی باشد مانند یک تکه صدف دریایی یک قطعه سنگ یا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صلیب یا شعله آتش هم باعث کندی پیشرفت می شود از چیزهایی که خاطراتی دارند و ارزش سمبولیک دارند استفاده نکنید
به ان طوری بنگرید که گویا آنرا حس می کنید بهتر است اول آنرا با لحظاتی با دست لمس کنید سپس به آن بنگرید
هر بار که متوجه شدید به مسئله دیگری می اندیشید دوباره برگردید و به نگریستن ادامه دهید بگونه ای فعال دینامیک و هوشیارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشیا بدون واژه آنها را درک می کند اما حس بینایی در موقع رویت اجسام تمایل دارد با زبان و کلمات آنرا بیان کند
این روش بستن چرخ ذهن به یک نقطه است و در موقع تمرین متوجه می شویم چقدر ذهن ما بی اختیار است و پیوسته در معرض توهماتی قرار دارد
برای دو هفته اول روزی دوبار هر بار ده دقیقه تمرین کنید یا حداقل هفته ای پنج بار
پس از دو یا سه هفته مدت تمرین را به پانزده دقیقه و پس از یک ماه به بیست دقیقه افزایش دهید
پس از آن در صورت تمایل آنرا به مدت نیم ساعت انجام دهید یا بطور کلی از برنامه تان حذف کنید
باید انتظار داشت که مدیتیشن هر بار با دفعه قبلی تفاوت داشته باشد یک تمرین خوب دلیلی برای پیشگویی خوبی مدیتیشن بعدی نمی باشد جلسات شما می تواند خوب خسته کننده و یا حتی گاهی ناامیدکننده باشد بطور کلی پس از تمرین مداوم متوجه می شوید تمرین های خوب بسیار خوب و تمریناتی که خوب نیستند خسته کننده و کسالت آورند
این نوع مدیتیشن گاهی بسیار خشک و مشکل و گاهی بسیار عالی است

۲- مدیتیشن شمارش نفس ها از نوع خارجی است:
هدف انجام کاری در زمانی مشخص است یعنی تنها کاری که انجام می دهید شمارش تعداد بازدم هاست در این تمرین تلاش این است حتی الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشید و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامی باز به این فعالیت بازگردید تا وقتی افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به این معنی است که از دستورات اصلی این تمرین منحرف شده اید از اینرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از یک شروع کنید وقتی احساس می کنید به شمارش یا هر چیز دیگر می اندیشید از مسیر اصلی منحرف شده اید سعی کنید به آرامی به شمارش بازگردید اگر احساس کردید که تنفستان تغییر کرده این هم میتواند یک فرار ذهنی باشد

۳- مدیتیشن حباب مدیتیشن اصولی از نوع درونی است:
تصور کنید بسیار آرام و راحت د رکف دریاچه ای با آبی زلال نشسته اید می دانید که حبابهای بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا می آیند اندیشه احساس و درک خود را چون حبابی در فضای دریا تصور کنید که از این فضا عبور کرده و از آن خارج می شود برای کامل کردن این مرحله از پنج تا هفت یا هشت ثانیه وقت لازم است وقتی فکر یا احساسی در شما پدید می آید در همین مدت بسادگی آنرا می بینید تا وقتی از آب گذشته و از فضای دید شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنید و در همان مدت آنرا دنبال نمایید در پی کشف دنبال کردن یا همراهی با یک حباب نباشید تنها آنرا با این فکر ببینید که این چیزیست که من می اندیشم و احساس می کنم اگر همان حباب چندین بار بالا آمد مدیتیشن را قطع نکنید با ادامه تمرین این مسئله برطرف می شود
اگر نمی توانید ارتباط بین حبابها یا منشا افکار خود را ببینید نگران نشوید
با ادامه دادن این اصول ذهنی این مسایل بر طرف می شود
اگر به نظرتان رسید که ذهنتان کاملا خالی شده بدانید این احساس خود حبابی بسیار خوب است
بجای تصور نشستن در کف دریاچه و حباب هوا
می توانید تصور کنید در چمنزاری نشسته اید و دودهایی که از اردوگاهی بر می خیزد را می نگرید
همچنین می توانید تصور کنید کنار رودخانه ای نشسته اید و گاهی الواری روی آب شناور می شوند
پس از آزمایش یکی از آنها را انتخاب و برای دو هفته اول ده دقیقه در روز کافی است بعد از دو هفته آنرا به روزی بیست دقیقه افزایش داده و پس ازیک ماه اگر آنرا مفید دیدید آنرا به نیم ساعت برسانید و در پایان این دوره تصمیم بگیرید که این روش را چگونه در برنامه مدیتیشن خود بگنجانید

۴- مدیتیشن تراودا این مدتیشن اصولی ترکیبی از روشهای درونی و خارجی است:
اساس این روش تعمق و تامل بر حرکات موزونی است که خود به خود در جسم ایجاد می شوند
مکان یا وضعیتی راحت را یافته دستهای خود را روی سینه یا شکم قرار دهید بسیاری از افراد ترجیح می دهند این تمرین را به حال نشسته روی زمین انجام دهند اما نشستن روی یک صندلی راحت نیز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنید بطوری که یکدیگر را لمس نکنند دستهای خود را هم باز کنید حرکات سینه و شکم را که زیر انگشتان اتفاق می افتد باید کاملا حس کنید فعالانه مشاهده و با قدرت بررسی کنید هرگاه حس کردید در حال تفسیر ادراک خود با استفاده از کلماتید متوجه باشید از اصول مدیتیشن منحرف شده و باید به آرامی دوباره خود را به جای اصلی بازگردانید همچنین اگر تغییری در حرکات تنفسی خود احساس کردید یا اندیشه شما به اتفاقاتی که در درونتان می گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جای اولیه برگردید اصولا تمام موارد شبیه به مدتیشن های قبل است با این تفاوت که به جای چشم از انگشتان و بجای شی طبیعی از حرکات منظم جسم خود استفاده می کنید
دو هفته اول را با پانزده دقیقه در هر جلسه آغاز کنید پس از پایان این مدت در صورتی که حس کنید برایتان مناسب نیست آنرا بکلی قطع کرده و در عیر این صورت زمان آن را برای هفته سوم و چهارم به بیست و پنج دقیقه افزایش دهید پس از یک ماه می توانید تصمیم گرفته و در صورت مفید بودن این روش آنرا در برنامه مدیتیشن خود مورد استفاده قرار دهید

۵- مدیتیشن نیلوفر هزار برگ مدیتشن اصولی از نوع خارجی:
در این تمرین شما به عنوان مرکز نیلوفر کلمه ایده یا تصویری را انتخاب می کنید
بهتر است برای اولین جلسه تمرین به مدت ده یا پانزده دقیقه واژههایی چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنید تا احساس خوبی در شما ایجاد شود پس از تمرینات زیاد از واژههایی مانند عصبانی فریاد غم ضربه درد استفاده کنید در این صورت احتمال نا خوشایند بودن آنها به مراتب کمتر از این است که از ابتدا با چنین کلماتی تمرین کنید زیرا در استفاده از این کلمات گاهی احساس ترس و وحشت و نگرانی بوجود می آید کلماتی مانند پوچ بیهوده هیچ حداقل تا بعد از بیست جلسه نباید مورد استفاده قرار گیرد تا دچار افسردگی و حالات ناخوشایند نشوید وقتی با این روش بخوبی اشنا شدید می توانید هر واژه تصور یا ایده ای را به عنوان مرکز این گل انتخاب کنید
هرگاه واژه ای را بعنوان مرکز گل انتخاب کردید در مکانی آرام و راحت قرار گرفته و روی آن تامل کرده و منتظر بمانید در آن لحظه اولین کلمه در ذهن شما تداعی می شود اکنون به دو کلمه ای که با اولین گلبرگ با هم ارتباط یافته اند سه یا چهار ثانیه بیندیشید یا متوجه دلیل این تداعی می شوید یا خیر در هر دو مورد کاری جز توجه مجدد به مرکز اصلی ندارید مسیر گلبرگ تداعی سه یا چهار ثانیه تفکر روی آن و رابطه آن در مرحله بعدی می باشد دوباره به کلمه اصلی برگردید و منتظر تداعی بعد شوید و به این روش ادامه دهید این تمرین تداعی آزاد نیست چون همیشه شما به کلمه اصلی به عنوان مرکز نیلوفر باز می گردید و باز از همان جا شروع می کنید اینجا این مدیتیشن را با یک سری تداعی های کوتاه نشان می دهیم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب می کنم اولین تداعی من خورشید است به مدت سه یا چهار ثانیه به رابطه نور و خورشید و رابطه بین این دو واژه می اندیشم مفهموم این ارتباط را فهمیده دوباره به کلمه نور بازمی گردم دومین تداعی قرمز است به این دو کلمه سه یا چهار ثانیه فکر می کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز می گردم تداعی بعدی تاریکی است آنرا فهمیده و پس از سه یا چهار ثانیه دوباره به کلمه نور می اندیشم تداعی بعدی چتر است ارتباط بین نور و چتر را درک نمی کنم پس از سه یا چهار ثانیه به واژه نور برمی گردم تداعی بعدی لامپ است این تداعی قابل درک است پس از سه یا چهار ثانیه به کلمه نور برگشته و تمرین را به این ترتیب ادامه می دهم
اگر به یک سری کلمات غیر قابل درک برخوردید بازهم پس از مدت کوتاهی مکث دوباره به واژه اصلی بازگردید مطمئنا این بار کلمات روشن تر و دارای ارتباط بیشتری خواهند بود در صورتیکه این مدیتیشن را ادامه دهید مشاهده می کنید بینش شگفت آوری از زندگی درونی خود بدست آورده اید هرچند این بصیرت بسیار خوب و مفید است اما نباد هدف اصلی مدیتیشن قرار بگیرد
پس از اینکه حداقل ده تا پانزده بار این تمرین را انجام دادید گاه حس می کنید که این بینش بدست آمده و در حل مسائل خاصی بسیار مفید است پس از کسب تجربه کافی می توانید از این روش برای حل مسئله ای که با آن درگیریم استفاده کنیم برای اینکار کافی است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنیم
این تمرین را با ده دقیقه در روز به مدت دو هفته شروع کنید برای هفته سوم و ماه اول آنرا به بیست دقیقه تا نیم ساعت افزایش دهید پس از پایان این مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مدیتیشن خود تصمیم بگیرید
در پست بعدی ادامه مطلب رو بخونید که راجع به مانترا(ذکر) ومطالب دیگر میباشد.

 

 

]]>
تعبیر خواب 2011-08-28T15:13:02+01:00 2011-08-28T15:13:02+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/41 محمد اکبری تعبیر خواب: در چه روز از ماه خواب دیده اید همانروز را با تقویم قمری پیدا کنید و هر روزی که بدست آمد همان را با روزهایی که در پایین آمده مطابقت بدهید و نتیجه را بفهمید. مثال اگر شما روز شنبه مورخه2/8/1388خواب دیده باشید معادلش میشود4ذی القعده1430پس شما در تاریخ2آبان خواب دیده اید نتیجه را باید در روز 4 جستجو کنید.که در پایین ملاحظه میکنید  اول ماه = صحت ندارد                       تعبیر خواب: در چه روز از ماه خواب دیده اید همانروز را با تقویم قمری پیدا کنید و هر روزی که بدست آمد همان را با روزهایی که در پایین آمده مطابقت بدهید و نتیجه را بفهمید.

مثال اگر شما روز شنبه مورخه2/8/1388خواب دیده باشید معادلش میشود4ذی القعده1430پس شما در تاریخ2آبان خواب دیده اید نتیجه را باید در روز 4 جستجو کنید.که در پایین ملاحظه میکنید

 اول ماه = صحت ندارد                                     دوم ماه = برعکس است

سوم ماه = صحت دارد و به تعویق برآید            چهارم = صحیح است و به تعویق برآید

پنجم = خلافی ندارد                                         ششم = صحیح است

هفتم = خلافی ندارد                                        هشتم = صحیح است

نهم = برعکس است                                        دهم = صحت ندارد

یازدهم = صحیح است و به تعویق برآید             دوازدهم=صحیح است به تعویق برآید

سیزدهم = صحت ندارد                                    چهاردهم = برعکس است 

پانزدهم = برعکس                                           شانزدهم = صحیح است

هفدهم = صحیح است و به تعویق برآید             هجدهم = برعکس است 

نوزدهم = برعکس است                                   بیستم = صحیح است

بیست و یکم = صحت ندارد                               بیست و دوم = صحیح است

بیست و سوم = صحت ندارد                             بیست و چهارم = بسیار خوبست

بیست و پنجم =صحت ندارد                              بیست و ششم = برعکس است

بیست و هفتم = برعکس است                         بیست و هشتم = برعکس است

بیست و نهم = صحت ندارد                               سی ام = صحیح و موثر است

 

 

]]>
تله کنیزی ( حرکت دادن اجسام از راه دور)+تمرین(3) 2011-08-22T10:26:38+01:00 2011-08-22T10:26:38+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/39 محمد اکبری تمرین 5-در اطاقی ساکت وبا روشنائی کم می نشینیم ولیوانی را به فاصله حدودا" هفتاد سانتیمتری قرار می دهیم وسپس یک برگ کاغذ به ابعاد 15در15 و یا 20در20روی آن میگذاریم آنگاه در حالی که در آرامش قرار داریم تمام توجه مان را روی کاغذ متمرکز میکنیم وبه شدت اراده میکنیم که کاغذ رابه حرکت درآوریم و از روی لیوان بیافتد سعی کنیم که لیوان وکاغذ درمقابل نسیم و یا نفس مان قرار نگیرند در صورت عدم موفقیت باز هم به تمرین ادامه میدهیم البته زیاد خود را خسته نکنیم لذا در ادامه آزمایش ودر صورت موفقیت، بجای کاغذ ازم

تمرین 5-
در اطاقی ساکت وبا روشنائی کم می نشینیم ولیوانی را به فاصله حدودا" هفتاد سانتیمتری قرار می دهیم وسپس یک برگ کاغذ به ابعاد 15در15 و یا 20در20روی آن میگذاریم آنگاه در حالی که در آرامش قرار داریم تمام توجه مان را روی کاغذ متمرکز میکنیم وبه شدت اراده میکنیم که کاغذ رابه حرکت درآوریم و از روی لیوان بیافتد سعی کنیم که لیوان وکاغذ درمقابل نسیم و یا نفس مان قرار نگیرند در صورت عدم موفقیت باز هم به تمرین ادامه میدهیم البته زیاد خود را خسته نکنیم لذا در ادامه آزمایش ودر صورت موفقیت، بجای کاغذ ازمقوااستفاده میکنیم .

تمرین 6-
چند عدد چوب کبریت را روی میز مقابل خود میگذاریم سپس درحالی که دستان خود را درفاصله 20 تا 30 سانتیمتری بالای آن قرارمی دهیم با حرکت دادن دستانمان ازهمان فاصله سعی میکنیم چوب کبریت ها رابه حرکت درآوریم وتا ازروی میز بریزندباید توجه کنیم که موفقیت دراینکار بستگی به شدت تمرکز و اراده ومیل باطنی مان دارد نه جهد وکوشش ظاهری ....درصورت موفقیت میتوانیم از اشیاء سنگینتر مانند خودکار ویا قوطی کبریت ...ویا شیئی سنگینتری استفاده کنیم..

تمرین 7-
یک سوزن عمولی وتا حدی کم قطر یا نازک را درمقابل خود به فاصله40 تا 70 سانتیمتری قرار می دهیم آنگاه در آرامش کامل ، فکر ونگاه خود را روی آن تمرکز داده وبا یک قصد ونیت درونی اراده می کنیم که سوزن خم شود باید این احساس را درخود تقویت کنیم که نیروئی که ازچشمان ما به طرف شیئی مورد نظرمان ساطع میشود عنقریب آن شیئی (سوزن)،خم خواهد شد بعداز موفقیت دراین کار میتوانیم از اشیاء بزرگتر مانند قاشق وچنگال ویا میخ .غیره استفاده کنیم...

 

حرکت دادن یک شی کوچک:
یک شی کوچک، سبک و روشن انتخاب کنید که کاملا از جنس یک ماده ی روشن باشد. مثلا یک حلقه انگشتر.
ذهنتان را بطور کامل پاک کنید. نباید هیچ گیجی و سردرگمی داشته باشید و اجازه ورود فکرهای نادرست را هم ندهید. تمرکز رمز موفقیت است.
یک تونل خیالی بین سرتان و شی در نظر بگیرید که از داخل آن به شی نگاه می کنید و هیچ چیز دیگری دیده نمی شود. حال تصور کنید دستان خیالی ذهنتان بیرون آمده و آن شی را به داخل مغزتان می کشد. با احساس کشش ممکن است بخواهید صداهایی در سرتان بوجود آورید که نشان دهنده میدان مغناطیسی قوی است. (مثل نننننن...نننن.) شاید احمقانه به نظر برسد اما روش موثریست.
انتظار نداشته باشید دفعه اول به نتیجه برسید. فقط تمرین کنید.


توصیه های لازم
.
در مراحل اولیه تمرین ها وآزمایش ها اصراری برای موفقیت صد درصد نداشته باشید بلکه در شرایط تمرین ، حدوث پدیده را از طریق یک احساس وتحریک درونی منتظر باشید زیرا پدیده حرکت ، نیروی عصبی وروانی زیادی رابه مصرف میرساند لذا درصورت موفقیت نباید بلافاصله اقدام به تمرین نمود ویااینکه با اشیاء بزرگتروسنگین تری انتخاب کنید بهتر است ابتداء به جلسات نظم داده سپس مدتی روی یک شیئی تمرین کرده وآنگاه به اشیاء سنگینتربپردازیم نظم دادن به جلسات وحفظ آرامش درهر جلسه دستیابی به موفقیت را امکان پذیر میکند لذا با توفیق دریک تمرین نباید برای حصول به نتیجه ای قطعی تر نظم جلسات را بر هم بزنید بهتر است با متانت وصبوری به تمرینها ادامه دهید ودر صورت موفقیت درتمرینات قبل از حصول مهارت لازم،نباید استعداد خود را به نایش بگذارید ودرمیان جمع عمل کنید زیرا دراثرتشتت افکار نیروی روانی بیشتری مصرف شده وامکان موفقیت کم ویا ممکن نمیشودضمنا چنانچه افراد در جلسات خود وسیط(مدیوم ) ویا احتمالا کودک ونوآموز باشند به وقوع پدیده کمک میکنند زیرا سیلات روانی آنها به گونه ایست که درحدوث پدیده دخالت خواهد داشت حتی درصورت ارادی ویا غیرارادی آنها ...

]]>
تله کنیزی(حرکت دادن اجسام از راه دور)+تمرین (2) 2011-08-19T13:23:08+01:00 2011-08-19T13:23:08+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/36 محمد اکبری قواعد دور جنبانی ۱-همه می توانند«هر شخص زنده ای که مغز دارد» فقط باید آن را بکار برد ۲-حد و مرز این نیرو بی حساب است ۳-باور کردن این توانایی ۴-روزی نیم ساعت تمرین و هدف،وقت و حوصله ۵-روی یک روش حداقل یک هفته تمرکز کنید ۶-بجای جدی گرفتن آن ،به آن به چشم یک بازی نگاه کنید ۷-حتی یک درصد شک و تردید در توانایی خودتان برای انجام به خودتان راه ندهید ۸-هر گونه مانع کوچک یا بزرگی را در هم بشکند ۹-سعی نکنید این کار را موشکافی کنید فقط آن را به عنوان یک اصل بپذیرید ۱۰-منطق را رها کنید ۱۱-خل

قواعد دور جنبانی


۱-همه می توانند«هر شخص زنده ای که مغز دارد» فقط باید آن را بکار برد

۲-حد و مرز این نیرو بی حساب است

۳-باور کردن این توانایی

۴-روزی نیم ساعت تمرین و هدف،وقت و حوصله

۵-روی یک روش حداقل یک هفته تمرکز کنید

۶-بجای جدی گرفتن آن ،به آن به چشم یک بازی نگاه کنید

۷-حتی یک درصد شک و تردید در توانایی خودتان برای انجام به خودتان راه ندهید

۸-هر گونه مانع کوچک یا بزرگی را در هم بشکند

۹-سعی نکنید این کار را موشکافی کنید فقط آن را به عنوان یک اصل بپذیرید

۱۰-منطق را رها کنید

۱۱-خلوص قلب داشته باشید

۱۲-هدف شما از انجام دور جنبانی پست و کوچک نباشد

۱۳-مدیتیشن لازم است تا ذهن را آماده کند

تمرین شماره۱: تمرین دیگری که می توانید انجام دهید ،استفاده از یک توپ پینگ پنگ(تخم مرغی) که بر روی سطح صاف قرار داده شده است می باشد. خود را ریلکس کنید و به توپ خیره شوید و قصد حرکت توپ را در خود ایجاد کنید. در مقابل چشم ذهن خود آن را در حال حرکت ببینید. به مدت ۳-۲ دقیقه توجه خود را کاملا بر روی آن متمرکز کرده ، سپس توقف کنید. بعدا مجددا تمرین نمائید. صبور باشید و این تمرین را با انعکاس تجسم های مختلف انجام دهید

(حرکت توپ با اشعه لیزر ،چکش،تودهای از هوا و……)

تمرین شماره٢: نیم ساعت مدیتیشن کنید و یک شمع را در مکانی امن روی میز روشن کنید، رنگ سفید برای شمع بهترین است بعد از چند تنفس شکمی به شعله خیره شوید، بعد از مدتی که پلک نزنید شما فقط شعله را فقط شعله را خواهید دید،نه میزی وجود دارد ونه شمعی حالا تصور کنید شعله به طرف بالا در حال رشد است،بلندتر و درخشانتر،ذمی توانید دستانتان را بالای آن نگه دارید و تصور کنید که شما دارید شمع را به طرف بالا می کشید.تصور کنید شعله بی میلی نشان می دهد و کو چکتر و کوتاهتر می شود .

 

مولدهای سایونیک

مولدهای سایونیک  وسایلی هستند که بوسیله انتشار جریان از چشمهای شما فعال می شوند.

تمرین شماره٣:به عنوان یک تمرین برای انعکاس انرژی از طریق چشمهایتان مولد سایونیک زیر را بسازید.ابتدا با کمک یک پرگار ۲ دایره به قطر ۵/۷ اینچ بر روی کاغذ بکشید. بوسیله قیچی به دقت آنها را ببرید.بر روی این دوایر یک قطعه به اندازه ربع دایره را مشخص کرده و با باقی گذاشتن یک بال کوچک از این ربع دایره باقیمانده آن را ببرید و جدا کنید.دو مخروط درست کنید و با استفاده از سوراخ های ریزی که در مرکز این دوایر ساخته اید و بستن گروهای مناسب بر روی یک نخ در محل از مناسب مخروط ها را بر روی این نخ سوار کنید. این اشکال مخروطی از آن جهت انتخاب شده اند که از نظر ذخیره انرژی شبیه به هرم عمل می کنند.مخروطها را طوری آویزان کنید که کمی بالاتر از سطح چشمان شما قرار گرفته و در معرض جریان هوا نباشند.تا وقتی که کاملا از آنها نخ عبور داده شده است کمی خارج از مرکز می با شند ،زاویه مختصری بوجود می آید.حالا به مخروطها نگاه کنید و واکنش زیادی نسبت به انرژی اشعه چشم شما می شود.حالا به مخروطها نگاه کنید و واکنش حاطه را مشاهده نمایید به آرامی کف دست خود را از زیر به مخروط پایینی نزدیک کنید و به انرژی ارتعاشی روی هر کره توجه نمایید.آیا می توانید با انرژی اشعه چشمی خود باعث حرکت مخروطها شوید؟

همانگونه که قبلا گفته شد جریان انرژی وجود دارد که از چشمان شما به خارج انتشار پیدا می کند.بنابراین حرکت دادن اشیایی که ذخیره کننده انرژی پرانیک هستند «مانند مخروطهای کاغذی»آسان است.

از چه فاصله ای می توانید مخروط ها را تحت تاثیر قرار دهید؟ آیا می توانید با چشمان بسته و فقط با تجسم ذهنی که در حال نگاه کردن به مخروطها می باشد آنها را فعال کنید؟آیا می توانید بوسیله نگاه کردن با دید محیطی آن را تحت تاثیر قرار دهید؟آیا می توانید با اضافه کردن تدریجی به اندازه و وزن مخروطها دامنه انرژی اشعه چشمی خود را که در آن نقطه دیگر نمی توانید با نگاه کردن به مخروطها آنها را حرکت دهید تعیین کنید؟

ادامه دارد ...

]]>
تله کنیزی (حرکت دادن اجسام از راه دور )+تمرین(1) 2011-08-19T13:21:13+01:00 2011-08-19T13:21:13+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/35 محمد اکبری سایکو کینزی کنترل یا تغییر یک وضعیت (خارج از بدن ) با استفاده از ذهن به تنهائی می باشد۰ سایکو کینزی انواع مختلفی دارد :تله کینزی (حرکت اجسام با نیروی ذهن )،پیرو کینزی (کنترل آتش )،کرایو کینزی (کنترل یخ) هیدرو کینزی (کنترل آب )،الکترو کینزی (کنترل الکتریسیته )و….. تله کینزی چیست؟ تله کینزی توانایی حرکت دادن اجسام توسط انرژی روانی می باشد.تئوری که در ارتباط با تله کینزی وجود دارد که آن به وسیله میدانهای انرژی یا امواج انرژی روانی به میزان کافی متراکم شده اند باعث حرکت اجسام می شود.هر کسی به

سایکو کینزی کنترل یا تغییر یک وضعیت (خارج از بدن ) با استفاده از ذهن به تنهائی می باشد۰ سایکو کینزی انواع مختلفی دارد :تله کینزی (حرکت اجسام با نیروی ذهن )،پیرو کینزی (کنترل آتش )،کرایو کینزی (کنترل یخ) هیدرو کینزی (کنترل آب )،الکترو کینزی (کنترل الکتریسیته )و…..

تله کینزی چیست؟

تله کینزی توانایی حرکت دادن اجسام توسط انرژی روانی می باشد.تئوری که در ارتباط با تله کینزی وجود دارد که آن به وسیله میدانهای انرژی یا امواج انرژی روانی به میزان کافی متراکم شده اند باعث حرکت اجسام می شود.هر کسی به سعی و تلاش مناسب می تواند نیروی خود را تحت کنترل در آورده و مورد استفاده قرار دهد.همه افراد بطور ذاتی دارای نیروهای روانی و قدرت تله کینزی می باشد ما از همه قسمتهای مغز خود استفاده نمی کنیم. هر یک از ما از قسمت خاصی از مغز خود بیشتر استفاده می کند.برخی دیگر از ریاضیات منطق، ورزش، نویسندگی هر یک از این فعالیتها از قسمت خاصی از مغز استفاده می کنند.این مسیله در مورد نیروهای روانی نیز صادق است.همه ما هر کدام تا حدی از پتانسیل های روانی خود استفاده می کنیم.برخی از افراد فقط می دانند که چه وقت چیزی در حال وقوع است یا می توانند نتیجه یک حادثه را بهتر از دیگران پیشگویی کنند یا می توانند حس کنند که فردی را که ملاقات می کنند کاراکتر خوب یا بدی دارد.همه این ها نشان دهنده استفاده از نیروهای روانی می باشد هر کسی می توانند با تمرین مناسب تله کینزی را یاد بگیرد.تنها چیزی که مانع پیشرفت شما می شود باور نکردن خودتان است درست مانند بچه ای که می گوید “من نمی توانم ریاضیات را یاد بگیرم اینکار غیر ممکن است”. استعداد افراد درفرا گیری وپیشرفت دراین زمینه مانند هر پدیده آموزشی دیگرمتفاوت ومتنوع خواهد بود . درصورتیکه انواع دیگری از آموزشها وتمارین مربوطه وجود دارد که به ایجاد ریلکس منتهی میشود لذا امکان دارد که هر آموزش درین مورد مناسب ومتناسب با وضعیت جسمی وروحی فرد باشد که با مورد خاصی ازایجاد ریلکس هماهنگ وبه نوعی مترداف درساختاری این ایجاد است ونکته دیگر اینکه انرژیهای روحی ازجمله افزایش وازدیاد چه توانائی درزمینه دریافتهای خارج ازحسی ،تحت تاثیر وشرایط برخی از عوامل محیطی قرارمیگیرند لذاافزایش ویا نقصان امواج مغناطیسی ، فشارهوا ، تابش اشعه های کیهانی ،ومیزان ذرات باردار الکتریکی و..، اختلالات وتغیراتی درین زمینه ها ایجاد می کنند البته هر چقدر قدرت و قابلیت هایمان افزوده شود کمتر تحت تاثیر این نوسانات قرار می گیریم ضمن اینکه هرفردی ازافراد جامعه در زمینه نیرو وقدرت های روحی با یکدیگر نیز متفاوتند بعضی استعداد بیشتری در زمینه روشن بینی یا کلرویانس دارند وبرخی در زمینه پسیکومتری (بسیکوکی نسیس ویا شفابخشی واحتمالامواردی دیگر ازاین دسته) ،قدرت واستعداد نشان میدهند ومبحث این جلسه در ارتباط با قدرت تاثیر گذاری برحرکات اجسام یا(تله کینزی) است خصیصه ای که شخص را قادر می کندتا ازطریق آن براشیاء مختلف اثر گذاشته یا آن اشیاء را به حرکت درآورددر مراحل اولیه این تمرین و آزمایش سعی میکنم از مواردی تجربه کسب کنیم که تا حدودی انجام آن ساده تر است لذا پس از آرامش وتمرکز به روشی که قبلا گفته شد ویا به طریق های دیگر، باید فکر واراده خود را متوجه شیئی مورد نظر کرده به شدت به منظوری که داریم فکر کنیم یعنی اگر منظور ازتمرین ، حرکت دادن آن شیئی باشد روی حرکت وجابجائی آن تمرکز میکنیم ولی اگر منظور خم کردن آنست تمام توجه را بدین منظور روی آن شیئی تمرکز میدهیم ،رمز موفقیت دراین تمرین تقویت اراده وشدت خواسته ما است واینکه با یقین واعتقاد به این پدیده واطمینان به حصول نتیجه آن ،که مورد اخیربسیار در موفقیت موثراست.

پیشرفت در تله کینزی

بسیاری از افراد می گویند من مدت زیادی برای انجام تله کینزی تلاش کرده ام اما هنوز نمی توانم آنرا انجام دهم علت این امر در اکثر موارد یکسان می باشد اغلب افراد فکر می کنند یک هفته تمرین مدت طولانی می باشد.افراد با استعداد ممکن است ظرف دو هفته آنرا بدست آوردند اما اکثریت ما نمی توانند کمتر از چند ماه و شدید چند سال به آن برسند.نکات زیر به شما کمک خواهند کرد که در مسیر درست تله کینزی حرکت کنید:

۱- روزانه بمدت نیم ساعت و یا حداقل پانزده دقیقه مدیتیشن کنید«بجای مدیتیشن شما می توانید از سی دی هماهنگ کننده مغز تله کینزی که حاوی دو قطعه هر یک بمدت بیست دقیقه می باشد استفاده کنید.هر دوی آنها برای تقویت قدرت تله کینزی می باشد هر دو را امتحان کنید و هر کدام که برایتان مناسبتر بود بصورت روزانه و مدام با شرایط ذکر شده در راهنما گوش دهید.

۲- حداقل روزانه یکبار و در صورت امکان دوبار بمدت سی دقیقه تله کینزی را تمرین کنید

۳- بمدت یک هفته روی یکی از تکنیکها تمرکز کرده و در صورتیکه از آن نتیجه ای نگرفتید روشهای دیگر را به تناوب امتحان کنید

۴- راحت باشیدبه جای اینکه خیلی سخت بگیرید در مورد آن به عنوان یک آزمایش یا بازی فکر کنید اگر بیش از اندازه تلاش کنید خودتان را خسته می کنید و به جایی نمی رسید.

۵- دست از تلاش بر ندارید

۶- به خودنان نگویید که نمیتوانیدآن را انجام دهید چرا که شما میتوانید.

۷- باور داشته باشید

ازکجا شروع کنیم:

چیزهایی وجود دارند که قبل از اینکه شما بتوانید در تله کنیزی بجایی برسید باید روی آنها کار کنید موانعی که برانها غلبه کرده و تمریناتی که باید انجام دهید

شک، تله کنیزی یک واقعیت است .بساری انرا انجام دادهاند .شک مانند دیواری است که بین شما و تله کنیزی قرار میگیرد از روی این دیوار عبور کنید و انرا پشت سر بگذارید.

منطق، ما در یک جهان عمل گرا زندگی میکنیم .طبیعی هست که شما بخواهید باری هر چیزی بدنبال دلیل ومنطق بگردید. اما خود را به زحمت نیاندازید. عمل گرائی را کنار بگذارید هنگامی که به تله کنیزی برسید متوجه میشوید که مفهوم منطق در مجموع چقدر احمقانه است

خلوص قلب، شما برای چه میخواهید تله کنیزی را یاد بگیرید دلیل شما بایستی مثبت و نیتتان خالص باشد در صورتی که میخواهید به دیگران اسیب برسانید یا نیت سوئی داشته باشید یا این را یک مزیت و برتری نسبت به دگران تلقی کنید لطفا ان را فراموش کنید . انرا به منظور تمرین ذهنتان انجام دهید

مدیتیشن، هرقدر شما بتوانید مدت زمان زیادی را صرف جدا شدن از ماده ( دنیا ) کنید همان مقدار به دنیای ماوراء نزدیک می شوید.

]]>
سایکو کنیزی (خم کردن قاشق با نیروی ذهن) 2011-08-19T08:29:51+01:00 2011-08-19T08:29:51+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/34 محمد اکبری سایکو کینزی (وخم کردن قاشق با نیروی ذهن) همه چیز در کائنات به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند. انرژی افکار شما اثر موجی بر روی هستی دارد و شدت آن بر روی محیط مجاور شما بیشتر میباشد. افکار منفی اثر نامنظم و پراکنده تولید می کند. توسعه قدرت سایکو کینزی مشابه چیزهای دیگر در زندگی شما میباشد. شما باید میل دستیابی به آن را داشته باشید. شما باید اعتقاد داشته باشید که انجام آن برای شما امکان پذیر است و بایستی انتظار بدست آوردن آن را داشته باشید. برای انجام این تمرین به راحتی بر روی یک صندلی بنشینید. عض سایکو کینزی (وخم کردن قاشق با نیروی ذهن)

همه چیز در کائنات به طریقی با یکدیگر ارتباط دارند. انرژی افکار شما اثر موجی بر روی هستی دارد و شدت آن بر روی محیط مجاور شما بیشتر میباشد. افکار منفی اثر نامنظم و پراکنده تولید می کند. توسعه قدرت سایکو کینزی مشابه چیزهای دیگر در زندگی شما میباشد. شما باید میل دستیابی به آن را داشته باشید. شما باید اعتقاد داشته باشید که انجام آن برای شما امکان پذیر است و بایستی انتظار بدست آوردن آن را داشته باشید. برای انجام این تمرین به راحتی بر روی یک صندلی بنشینید. عضلات بدن را بطور کامل از پائین به بالا ریلکس کنید. به روشی که در تمرین مربوطه به تنفس ریتمیک برای هماهنگ کردن فرایندهای بدن /ذهن گفته شد. چند نفس عمیق بکشید ،تا ۴ شماره به آرامی و به صورت عمیق و شکمی نفس بکشید. تا ۴ شماره آن را نگه دارید. تا۴ شماره هوارا تخلیه کنید و در حالت تخلیه کامل تا ۴ شماره توقف کنید. این عمل را چند بار تکرار کنید.

از آنجائیکه هیجانات مثبت باعث متمرکز کردن جریان انرژی میشود ،اشیا را در مقابل خود نگهداشته و احساسات لذت بخش نسبت به آنها در خود ایجاد کنید ۰ شک و تردید و عدم توانائی در اعتماد به خودتان باعث پراکنده شدن انرژی شده و شما را عقب نگه می دارد ،بنابراین با روحیه مثبت تمرین کنید ،شما موفق خواهید شد

تمرین1:قاشقی را بردارید و آنرا در محل اتصال دسته قاشق به قسمت اصلی با انگشتان خود نگه دارید. آنرا با ملایمت بگیرید و با انگشت شصت به آرامی به قسمت وسط فشار وارد کنید. در حین فشار دادن قاشق یا شصت خود ،به صورت درونی این کلمه را تکرار کنید خم شو. این دستور ذهنی را شما میتوانید به روشی ریتمیک یا هر طریق دیگری که احساس راحتی بیشتری می کنید تکرار نمائید ۰ در هنگام فشار دادن به قاشق و تکرار کلمه خم شو در ذهن خود مجسم کنید که قاشق از قبل خم شده است یا اینکه آن مانند یک دسته ماکارونی خیس کاملا نرم میباشد. تصور کنید کره ای از انرژی سفید رنگ در بالای سر شما می باشد ،سپس از طریق سر شما به طرف پائین و بازویتان حرکت کرده وسپس از طریق نوک انگشتان وارد قاشق می شود ۰ تجسم کنید که جریانی از انرژی به شکل مار پیج از چشمان شما خارج شده و به قاشق انتشار پیدا میکند. در هنگام انجام این تکنیک تمامی هوشیاری خود را بر روی این فرایند متمرکز کنید. مشغول بودن ذهن با ارتعاشات احساسی روزمره می تواند مانع گرفتن نتایج دلخواه شود. ذهن را از هر گونه تفسیر ،بررسی و یا آشفتگی خالی کنید. هر چقدر که توجهتان متمرکز تر باشد قاشق سریعتر خم خواهد شد. در اکثر مواقع قاشق از نازکترین قسمت خود خم خواهد شد و گاهی به حد ی نرم می شود که فشار جزئی انگشت شصت باعث خم شدن آن می شود. اگر تا به اینجای کار تمام تمریناترا با حوصله ،پشتکاری ،دقت انجام داده باشید انرژی ،تمرکز و قدرت تجسم شما  به اندازه کافی برای انجام این کار افزایش پیدا کرده است. در ابتدا ممکن است دستیابی به نتیجه طول بکشد ولی گاهی نیز به سرعت رخ می دهد. بعد از انجام یکبار خم کردن موفقیت آمیز ،خم کردن های بعدی در زمان کمتری طول خواهد کشید چرا که سیستم باور شما قویتر خواهد شد.  ۱۰ تا ۲۰ درصد افراد در همان باور اول موفق خواهند شد.

به این تمرین به چشم یک سرگرمی هیجان انگیز نگاه کنید. از کلمه سعی کن استفاده نکنید.

شما یا می توانید قاشق را خم کنید ویا نمی توانید. اگر دفعات اول نتوانید حتما در جلسات بعد با پشتکار وتلاش خواهید توانست.

 

 

 

]]>
هاله نورانی(6) 2011-08-07T11:57:47+01:00 2011-08-07T11:57:47+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/33 محمد اکبری چاکرای قلب رنگ: سبز و همچنین صورتی وطلایی  عنصر وابسته : هوا        حس: لامسه       اصل اساسی: ازخود گذشتگی توانایی:تحصیل اعتماد به نفس چاکرای قلب مرکز سیستم کل چاکرا هاست که سه مرکز پایین تر را که مراکزفیزیکی واحساسی هستند را به سه چاکرای بالایی که مراکز ذهنی معنوی هستند وصل می کند. چاکرای چهارم به عنصر هوا و حس لامسه تشخیص داده می شود که این نشان دهنده انعطاف پذیری قلب ، قدرت بر قراری ارتباط وتمایل به تحت تا ثیر قرار گرفتن چاکرای قلب

رنگ: سبز و همچنین صورتی وطلایی  عنصر وابسته : هوا        حس: لامسه       اصل اساسی: ازخود گذشتگی توانایی:تحصیل اعتماد به نفس

چاکرای قلب مرکز سیستم کل چاکرا هاست که سه مرکز پایین تر را که مراکزفیزیکی واحساسی هستند را به سه چاکرای بالایی که مراکز ذهنی معنوی هستند وصل می کند. چاکرای چهارم به عنصر هوا و حس لامسه تشخیص داده می شود که این نشان دهنده انعطاف پذیری قلب ، قدرت بر قراری ارتباط وتمایل به تحت تا ثیر قرار گرفتن ودرعین حال ارتباط با همه چیز است. از راه این مرکزِ انرژی زیبایی های طبیعت و همچنین نظم وترتیب(هارمونی) موجود در موسیقی ، هنر های تجسّمی ،و شعر را درک کنیم.                                                                             

 در چاکرای چهارم  تصاویر ،کلمات و صدا ها به احساسات تبدیل می شود.

هدف چاکرای چهارم رسیدن به وحدت کامل از راه عشق است.  چاکرای قلب همچنین منشا درد یا ترس جدا شدن و از دست دادن عشق وعلاقه است.

ارتباط چاکرای قلب با چاکرا های پایین تر = عشق های زمینی                                                                             ارتباط چاکرای قلب با چاکرا های بالا تر  = عشق الهی که ما را از حضور الهی در تمام خلقت آگاه می کند ( تجلی خداوند در مخلوقاتش)

نامتعادل بودن چاکرای چهارم

درست کار نکردن چاکرای قلب ممکن است خود را به شکل های متفاوتی نشان دهد مثلا" دائما می خواهید در خدمت دیگران باشید و سخاوتمندانه عمل کنید بدون اینکه حقیقتا" به سر چشمه عشق وصل باشید. همیشه در ازای عشقی که می دهید انتظلر سپاس و قدر دانی داریدوعمیقا" از اینکه از زحمتی که متحمّل شده اید به خوبی سپاس گذاری نشده عمیقا" دلسرد هستید. کم کاری چاکرای قلب شما را بسیار آسیب پذیر و وابسته به عشق و علاقه دیگران می کند. اگر چاکرای قلب شما بسته باشد علائم خود را با سردی ، افسردگی وحتّی سنگدلی نشان میدهد.

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای چهارم

لذت بردن از طبیعت:پیادهروی آرام در فضای سبز

موسیقی درمانی:  هر نوع موسیقی کلاسیک،مدرن ویا موسیقی های مذهبی شرقکه اثر تذهیب کننده داشته باشد .

 یوگا درمانی:سبز،صورتی

جواهر درمانی:  کوارتز قرمز: خود باوری وعشق به خود می دهد.- زمرّد :صلح آرامش وهماهنگی درونی می آورد.

یشم:خردِ قلب- تواضع وانصاف به ارمغان می آورد.

رایحه درمانی:عطر گل سرخ: شفا بخش آزرده دلی است و هماهنگ کننده ترین چیز در نشاط ما است همچنین لذّات حسّی را تحریک و تصفیه می کند.   یوگا درمانی:باکتی یوگا

سه گانه

چاکرای گلو

       رنگ: آبی        حس:صوت       توانایی: خطر کردن        عنصر وابسته: اِتِر    اصل اساسی:طنین هستی

بخشهای وابسته بدن: گردن، گلو، آرواره، گوشها، نای، ریه ها، مری ،بازو ها ولب بالایی و غده تیروئید

در سطح گلو قرار گرفته و عنصری حیاتی است که در انتقال افکار وعقاید از چاکرای پیشانی به چاکراهای زیرین نقش دارد. این چاکرا مربوط به صوت است . توازن این چاکرا باعث خوشنودی وآرامش ذهن وموقع شناسی و ایمان قوی می شود. از راه چاکرای گلو ما همه آن چه را در درون داریم ابراز می کنیم مثل:خنده،گریه،احساسات عاشقانه،شادی،دلواپسی ها،پرخاشگری ها،آرزو ها وتصمیم ها وایده ها

 نامتعادل بودن چاکرای پنجم

چنانچه بیش از حد تحریک شود انسان را به فردی طعنه زن ،متعصّب و متکبّر تبدیل میکند.و اگر بیش از حد معمول تحریک شود ما را افرادی ضعیف،گمراه و بی اعتبار می کند.چاکرای گلو مرکز ظرفیت بیان ،ارتباط والهام انسان است.

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای پنجم

 

لذت بردن از طبیعت:  نور شفّاف وآبی آسمان صاف

موسیقی درمانی: هر موسیقی با نت های زیر

رنگ درمانی: رنگ آبی روشن و کمرنگ

جواهر درمانی:  زمرّد کبود: روح شما راسر شار از خلوص،آزادگی و بزرگی می کند.     فیروزه: به بیان ایده ها و دانش روحانی کمک و آن ها را با زندگی زمینی تلفیق می کند.انرژی های مثبت را جذب می کند و بدن و روان را در مقابل انرژی های منفی محافظت می کند.

رایحه درمانی:  مریم گلی و اکالیپتوس

یوگا درمانی: مانترا یوگا و T-M

چاکرای پیشانی

رنگ :نیلی   حس: تمام حواس از جمله ادراک فرا حسی( الهام،پیش بینی،تله پاتی،روشن بینی و...)    توانایی: تبدیل رویای فردی به واقعیت

اصل اساسی: دانش وجود

بخش های وابسته بدن: صورت ،چشمها،گوشها،بینی ،سینوسها،مخچه و دستگاه اعصاب مرکزی و غده هیپوفیز

چاکرای پیشانی در پیشانی و در میان ابروان قرار دارداین چاکرا بر ذهن نظارت داردو مرکز فرماندهی و ناظر به چاکراهای دیگر است هیچ چیز قبل از تفکر انسان خلق نمیشود و این عملکرد چاکرای پیشانی است در سطح احساسی این چاکرااز راه آگاهی معنوی درک روزمره ی دنیا را افزایش میدهد.

هرگونه درک و اشراقی از چاکرای پیشانی می آیدحتّی نمونه های پیش پا افتاده مثل آشنایی با حال و روز مردم

نا متعادل بودن چاکرای ششم

وقتی چاکرای پیشانی بیش از حد تحریک شود ما افرادی مغرور ، مقتدر و انحصار طلب ومتعصّب میشویم (چاکرای پیشانی آدولف هیتلر مطمئنابیش از حد تحریک شده بود.

ووقتی چاکرای پیشانی کمتر از حد تحریک شود ما بی ثبات ،بزدل و درمانده می شویم

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای ششم

لذت بردن از طبیعت:  تماشای آسمان آبی پر رنگ و پر ستاره آسمان

رنگ درمانی: رنگ بنفش روشن

موسیقی درمانی: آثارِ دانشمندِ موسیقی باخ

رایحه درمانی: نعنا :ذهن را پاک و روشن می کند.    یاسمن :حواس ما را قوی کرده و انرژی های چاکرای چشم سوم(پیشانی) را با چاکرای قلب پیوند میدهد.

یوگا در مانی: گیانا یوگا – یانترا یو گا

جواهر درمانی: 1: سنگ لاجورد:احساس امنیّت به روحمان می دهد.ذهن را به درون هدایت کرده و انرژی هایش را تقویت می کند .                                                

چاکرای فرق سر

رنگ : بنفش              توانایی: پیشرفت در آگاهی وخرد            اصل اساسی:  هستی محض               

اندام وابسته بدن: مخ و غده هیپوفیز

چاکرای تاج جایگاه بالاترین تکامل انسانی است. آگاهی که از راه چاکرای هفتم به ما داده می شود فراتر از دانشی است که چاکرای چشم سوم به ما منتقل می کند.

این چاکرا سویه های درونی و بیرونی ما را متوازن وهماهنگ می کند .همچنین بر سطح عرفانی ومعنوی ،آنگاه که فرد ارتباط میان موجودات زنده را درک کند،نظارت دارد.

مسیرِ چاکرایِ هفتمِ باز شده با رنگ بنفش نشان داده می شود . بنفش رنگ مراقبه و ایمان است

وقتی چاکرای هفتم باز باشد هر گره ای که در شش چاکرا باقی مانده باز شده  و انرژی هایشان با بالاترین فرکانس ممکن ساطع می شود.

نامتعادل بودن چاکرای هفتم

در چاکرای هفتم گره ای به آن معنا وجود ندارد صرفا" دامنه باز بودن آن می تواند کم یا زیاد باشد.

وقتی این چاکرا بیش از حد تحریک شود ما ناامید و مخرب و افسرده می شویم . در این حالت درد های میگرنی شدید معمول است.وقتی چاکرای فرق سر کمتر از حد معمول تحریک شود ما منزوی و کم حرف می شویم واز زندگی هیچ لذّتی نمی بریم.

 

 

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای هفتم

لذت بردن از طبیعت:  زمانی را تنها در قله کوهی گذراندن بهترین راه برای کمک به باز کردن چاکرای هفتم است.

رنگ درمانی:1: بنفش:رنگ بنفش باعث دگرگونی ذهن وروح می شود واین دو را به روی ابعاد معنوی وجود باز می کند ..2:سفید:رنگ سفید روح مارا برای دانش ،سلامتی و نور الهی باز می کند.

موسیقی درمانی: بهترین موزیک برای چاکرای هفتم سکوت است. در وضعیّت سکوت کامل وجودمان بیدار وپذیرای صدای الهی می شود.

رایحه درمانی: 1: کندر :اثر حیات بخش بر روی ذهن و روان دارد و پاک کننده محیط است

2:  لوتوس ( نیلوفر): روح را در راهش برای یگانگی با خداوند آماده می کند.

جواهر درمانی: 1: کوارتز بنفش: از بین برنده ترس و نا هماهنگی است و ما را در مقابل محبّت و حمایت انرژی های جهانی قرار می دهد.ذهن ما را به سمت لایتناهی هدایت و مراقبه و الهام را بر انگیخته می کند.

2: سنگ کریستال: پاکی وروشنی برای ذهن وروح می آورد . گرفتگی ها وگره ها را باز می کند ، انرژی تازه می دهد و حمایت می کند.

 امید وارم لذت برده باشید چون زحمت زیادی برای گرد آوری این جزوه کشیده شده لطفا نظرات یا سوالاتتان را بنویسید

 منابع:جزوه چاکرا ها نوشته سودابه یزدی و کتاب هاله نورانی

جمع آوری وتدوین محمد اکبری

]]>
هاله نورانی(5) 2011-08-07T11:54:20+01:00 2011-08-07T11:54:20+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/32 محمد اکبری چهارگانه چهارچاکرای پایینی معمولا به شکل مربع نشان داده می شودحرکت وارتعاش این چاکراها کند تراز چاکراهای بالایی است ومحکم درزمین جای گیرشده اند وهرکدام مربوط به یکی ازعناصرباستانی ( آتش،هوا،آب وخاک) هستند. 1 :چاکرای ریشه عنصر:خاک   رنگ :قرمز        اصل اساسی: اراده فیزیکی                              &nb چهارگانه

چهارچاکرای پایینی معمولا به شکل مربع نشان داده می شودحرکت وارتعاش این چاکراها کند تراز چاکراهای بالایی است ومحکم درزمین جای گیرشده اند وهرکدام مربوط به یکی ازعناصرباستانی ( آتش،هوا،آب وخاک) هستند.

1 :چاکرای ریشه

عنصر:خاک   رنگ :قرمز        اصل اساسی: اراده فیزیکی

                                                               

 حس: بویایی                  توانایی: اندیشه قبل ازعمل

اندام های وابسته: تمام قسمت های سخت بدن مثل دندان ها ،استخوان ها وناخن ها. مقعد راست روده،روده بزرگوساختمان خون

درانتهای ستون فقرات درجایی بین معقد و آلت تناسلی ودربدن اتری قراردارد ،رو به پایین باز می شودوبه مااحساس آرامش وامنیت می دهد.

چاکرای ریشه باعث احساس شادابی وچالاکی ما می شود وما را به دنیای فیزیکی وصل میکندو انرژی های کیهانی را به بدن فیزیکی می رساند ودربخش احساسات به ماجرئت می دهد

نا متعادلی چاکرای اول

وقتی زیاد تحریک شودمااحساس ناامنی واضطراب می کنیم درنتیجه ترس درون چاکراجمع میشود ویاما را سلطه جو وخود محور و یا معتاد به پول ورابطه جنسی می کند.

بنای زندگی،به دست آوردن امنیّت مادی وحفط تنازع بقاء گونه ها با تشکیل خانواده،رابطه جنسی به عنوان یک عمل فیزیکی وبچه دار شدن از اعمال مربوط به این چاکرا است.

سه نادی اصلی(پینگالا،آیداوساشامنا) هم از چاکرای ریشه شروع ومنشعب می شوند.

 

اگر چاکرای ریشه درست کار نکند و یا نا متعادل شودافکار و اعمالتان حول محور آسایش خاطر و مالکیت های مادی دور می زند و و به صورت افراطی طالب غذای خوب،الکل،سکس و... می شوید و می خواهید هر کاری را دلتان می خواهد نسنجیده انجام دهید. اگر چاکرای ریشه شما بسته باشد هم از نظر بنیه ای ضعیف وناتوان وهم از نظر احساسی کم تحمل هستید. به شدت در شک ودودلی به سر می برید واکثر مواقع به جای لذت بردن از زندگی در آرزوی راه آسان و پر لذت وکم دردسر زندگی هستید.

 

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای اول

لذت بردن از طبیعت: مشاهده رنگ سرخ وآتشین خورشی هنگام طلوع وغروب

موسیقی درمانی: موزیک هایی که ریتم یکنواخت وموکدی دارند- موسیقی طبیعت( صدای باد،آواز وچهچه پرندگان،تکان خوردن برگ درختان و...) که اگر به اصل آن دسترسی ندارید از صدا های ضبط شده استفاده کنید.

رنگ درمانی:چاکرای اول با رنگ قرمز روشن فعال می شودکه اگر با سایه ای ازرنگ آبی آمیخته شود بهتر است.

جواهر درمانی:  1 :عقیق:جدیّت،قاطعیّت وآرامش می آورد ،فعال کننده دستگاه تولید مثل است حس اطمینان را القا میکند ودر زمان زایمان به درد آن کمک می کند.2 :سنگ آهن:در سلامتی خون و سلول ها نقش دارد وانرژی ونیرو به انسان می دهد وکمک می کند بر ضعف هایمان غلبه کنیم.3:یاقوت : انرژی خلاقیت وسرزندگی می دهد وشما را در جهت پاکسازی و دگرگونی تان به شما کمک می کند و بین ارتباط جنسی ومعنویت و همین طور عشق فیزیکی و عشق روحانی هماهنگی بوجود می آورد.

رایحه درمانی: 1: رایحه پودر میخک(روغن میخک) همراه با ماساژ 2:بوی تند روغن سدر: احساس امنیّت می دهد.

یوگا درمانی: 1 : هاتا یوگا 2 : کِندالینی یوگا

 

چاکرای خاجی

رنگ :نارنجی            عنصر:آب           حس:چشایی                اصل اساسی:خلقِ وجود ( تولیدمثل(

توانایی: عشق ورزی وخدمت

اندام های وابسته :لگن خاصره اندام های جنسی،کلیه ها،مثانه.      تمام مایعات بدن :خون لنف ترشحات معده ،اسپرم

غدد وابسته:گوناد ها،تخمدان ها،پروستات،بیضه ها، کارگونادها( تنظیم کننده دوره پریود خانم ها)

چاکرای دوم مرکز احساسات نخستین تصفیه شده، انرژی  جنسی وخلاقیت است.

همسطح استخوان خاجی درپشت قرار ودر پنج سانتیمتری زیرناف است وبااعمال سیال بدن ما درارتباط است این چاکرا درما احساس خوشبینی وامیدواری رابرمی انگیزد ومربوط به حس چشایی بدن است افرادی که به راحتی با دیگران ارتباط  برقرارمی کنند دارای چاکرای خاجی موزون هستند. آب بارور میکند و دائما حیات نو می سازد. از راه  چاکرای خاجی در باروری و گرفتن انرژی هایی که درکل طبیعت پخش است سهیم می شویم .همچنین عنصر آب پاک وتطهیر کننده است. آب سد هایی را که مانع جریان حیات است شستشو و باز می کند ودرسطح فیزیکی آلودگی ها را از کلیه ومثانه پاک می کند ودرسطح معنوی به شکل جریان روان وآزاد احساسات خود را نشان می دهد.

نامتعادل بودن چاکرای دوم

اگراین چاکراخوب عمل نکند به مابیماری هایی مانندآرتروزمیدهد . احساس عصبانیت ناامیدی ورنجش باعث کم تحریک شدن این چاکراست وزیاد تحریک شدن آن انسان راتن آسا –مهاجم وانحصارطلب میکند

 

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای دوم

 

لذت بردن از طبیعت:  مشاهده مهتاب ویا لمس آب های زلال و روان خارج از شهر

موسیقی درمانی:هر نوع موزیک روان وشادی که سرور وشادی ایجاد کند .- صدای پرندگان،صدای جریان آب حتی نوای شرشر جوی آب یا چشمه یا فواره کوچک در محله یا منزل

رنگ درمانی:رنگ نارنجی روشن

جواهر درمانی:1:عقیق قرمز: کمک می کند در لحظه زندگی کنید و باعث جریان نیروی حیات در شما میشود.2:سنگ قمر ترس را دور میکند و احساسات را هماهنگ می کند در سطح فیزیکی غدد لنفاوی را پاکسای می کند و در خانمها بر روی تعادل هورمون ها اثر دارد.

رایحه درمانی:رایحه چوب صندل:قدرت تجسم را تقویت میکند و باعث تلفیق انرژی های معنوی در تمام سطوح فکر ،احساس و عمل میشود

یوگا درمانی:    تانترا یوگا

 

چاکرای خورشیدی

رنگ: زرد           عنصر:آتش        حس:بینایی      اصل اساسی: قالب وجود    توانایی: برقراری ارتباط متقابل با دوستان

اندام های وابسته بدن: قسمت تحتانی پشت ،شکم،دستگاه گوارش،معده،کبد،طحال،کیسه صفرا؛دستگاه عصبی خودکار   (غیر ارادی)

ما از طریق چاکرای خورشیدی انرژی خورشیدی را که پرورش دهنده بدن اتری است را جذب می کنیم.

مهم ترین وظیفه چاکرای سوم تطهیر وپاکسازی امیال وآرزو چاکراهای پایین تر است.

چاکرای سوم ما مستقیما" در ارتباط با بدن اختری ما که حامل احساسات ،امیال وآرزوهای ما می باشد است.                   چاکرای سوم به ما شادی عزّت نفس وگرما می دهد.

نامتعادل بودن چاکرای سوم

اگر چاکرای خورشیدی بیش از حد تحریک شود ما کمال طلب وزیاده خواه وسختکوش می شویم و کم تحرکی آن باعث سر در گمی واز دست دادن اعتماد به نفس می شود و و احساس می کنیم اختیار زندگی از دستمان در رفته است.        

 

 

 

درمان ،پاکسازی وفعال سازی چاکرای سوّم 

 

 

 

لذت بردن از طبیعت:  رنگ طلایی نور خورشید با نور وگرما چاکرای سوم را تقویت می کند.

موسیقی درمانی: هر موزیک با ریتم های شاد وموسیقی ارکستری

رنگ درمانی: رنگ زرد روشن ورنگ طلایی

 

جواهر درمانی:  چشم ببر:بصیرت درون وبیرون را تقویت می کند و انسان را هوشیار می کند.

  کهربا: صمیمیّت و اعتماد ایجاد می کندو در سطح فیزیکی پاک کننده اندام هاست به خصوص پاک کننده کبد است.

رایحه درمانی:رایحه اسطخودّوس: اثر آرام بخش بر روی چاکرای سوّم دارد – رایحه رزماری که بر سستی ورخوت و تنبلی غلبه می آورد .

یوگا درمانی: کارما یوگا

 

منبع:کتاب هاله نورانی و جزوه چاکرا ها نوشته سودابه یزدی

جمع آوری وتدوین :محمد اکبری

]]>
هاله نورانی(4) 2011-08-07T11:45:14+01:00 2011-08-07T11:45:14+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/31 محمد اکبری چاكراچیست؟ چاكرابه معنای چرخه ی انرژی می باشد. هرچیزی که درجسم وسپس درروح ما  اتفاق می افتد،توسط چاكراها كه مراكزانرژیكی بدن می باشند،انتقال می یابد. اگرهركدام ازچاكراهاازحالت تعادل خودخارج  شوند،شخص دچارانواع بیماری هاوناراحتی می شودكه باچاكرادرمانی میتوان برمسائل روحی وروانی ،جسمی وذهنی فائق آمد ودرراستای زندگی بهتردرمسیرهدف غایی گام برداشت در اصل چاکرا هابه دور خود میچرخند تا انرژی های برتر جهان را جذب و قابل استفاده برای بدن کنند که بوسیله نادی ها در سرتاسر بدن جریان دارن

چاكراچیست؟

چاكرابه معنای چرخه ی انرژی می باشد. هرچیزی که درجسم وسپس درروح ما  اتفاق می افتد،توسط چاكراها كه مراكزانرژیكی بدن می باشند،انتقال می یابد. اگرهركدام ازچاكراهاازحالت تعادل خودخارج  شوند،شخص دچارانواع بیماری هاوناراحتی می شودكه باچاكرادرمانی میتوان برمسائل روحی وروانی ،جسمی وذهنی فائق آمد ودرراستای زندگی بهتردرمسیرهدف غایی گام برداشت در اصل چاکرا هابه دور خود میچرخند تا انرژی های برتر جهان را جذب و قابل استفاده برای بدن کنند که بوسیله نادی ها در سرتاسر بدن جریان دارند هر چاکرا نام ورنگ به خصوصی دارد و به شکل مارپیچ از داخل (مرکز) به بیرون میچرخند و در حرکتند . هفت چاکرای اصلی به دو دسته چهارگانه وسه گانه تقسیم میشوند.

. ازروش های متفاوتی دردرمان چاكراها استفاده می شودكه به این شرح است: 1_ توسط گیاهان دارویی 2_ رایحه درمانی 3_ رنگ درمانی 4_ طبیعت درمانی 5_ سنگ درمانی 6_ اسانس طبیعی گلهای شفابخش باخ  7_ موسیقی درمانی        8_ صدادرمانی یا ارتعاش درمانی

طبق دست نوشته های قدیمی 88000 چاكرادربدن هریك ازماوجود دارد،و به ندرت می توان نقطه ای دربدن انسان پیداكرد كه دربرابردریافت وانتقال یا تغییردادن ا نرژیها حساس نباشد.

فقطحدود 40 چاكرای فرعی وجود دارد كه مهم ترین آنهادرطحال،پشت گردن،كف دستها وكف پاها قراردارند. اماتقسیم بندی دیگری هم  برای تعداد چاكراهاوجود دارد كه می گوید چاكراهای مهم دربدن انسان 7 تامی باشندكه دائمادرحال چرخش به سرمی برند.

ماهفت چاكرا داریم. باهرچاكرا شما شخص دیگری هستید.  باچاكرای نخست - مركزجنسی – شما تنهایك جانورهستید،كمی بالاترازیك جانورولی نه چندان دور،درست روی مرکز. پائین شما دنیای حیوانات است،بالای شما دنیای انسانیت است. شمادرست درخط میان هستید. وقتی انرژی به سمت مركزدوم حركت می‌كند،كیفیت‌ها ی نوینی درشما رشد می‌كنند. آنگاه كه انرژی به سمت مركزسوم  برود،ابعاد جدید بیشتری برشما گشوده می‌شوند وهمین گونه تاپایان ... درپایان،زمانی كه انرژی به مركزپایانی هدایت شود – مركزهفتم (فرق سر) با نام ساهاسرار sahasrara شما فراترازانسان خواهیدبود. وتافراترازانسان نروید،نمی‌توانیدبه حقیقت غایی دست پیدا كنید. مابایدخودرا استعلادهیم. تنهاآن زمان است كه سرشارخواهیم بود.

...منبع:جزوه بعد دوم انسان نوشته:محمد اکبری

 ادامه دارد

]]>
هاله نورانی(3) 2011-08-07T07:19:38+01:00 2011-08-07T07:19:38+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/30 محمد اکبری جایی آرام وراحت وساکت اختیارکرده چشمانتان رابسته ونفس عمیق بکشید . وبدن خود را لَخت کنید وچشمانتان رابازکنید مطمئن شوید نور اتاق ملایم است وزیاد تاریک یا روشن نیست طوری بنشینید که نورازپشت به شما بتابد نوروبازتاب آن نباید مستقیم به شما بخورد نوک انگشتان اشاره تان رابه هم نزدیک کنید ( فاصله شان حدود 5 میلیمتر). ومدت ده ثانیه به بین آن خیره شوید سپس آنهارا آهسته ازهم دورکنید. متوجه رشته ای تقریبا نامریی می شوید که کش می آید ونوک انگشتانتان را به هم وصل می کند . حتی اگرآنهارا آهسته ازهم دورکن

جایی آرام وراحت وساکت اختیارکرده چشمانتان رابسته ونفس عمیق بکشید . وبدن خود را لَخت کنید وچشمانتان رابازکنید مطمئن شوید نور اتاق ملایم است وزیاد تاریک یا روشن نیست طوری بنشینید که نورازپشت به شما بتابد نوروبازتاب آن نباید مستقیم به شما بخورد نوک انگشتان اشاره تان رابه هم نزدیک کنید ( فاصله شان حدود 5 میلیمتر).

ومدت ده ثانیه به بین آن خیره شوید سپس آنهارا آهسته ازهم دورکنید.

متوجه رشته ای تقریبا نامریی می شوید که کش می آید ونوک انگشتانتان را به هم وصل می کند . حتی اگرآنهارا آهسته ازهم دورکنید ممکن است اولین دفعه نوک انگشتانتان وقتی به فاصله یک سانتی برسد این اتصا ل ناپدید شود به هرحال باچندتمرین متوجه خواهید شد که حتی اگرشما انگشتانتان را ده تا دوازده سانت دورکنید آن اتصال باقی می ماند.

اگربرای دیدن این رشته انرژی مشکل دارید:

دوباره آزمایش رابا نورکم ترانجام دهید بعضی ها با یک صفحه سفید پشت انگشتانشان راحت ترند بعضی هاهم باصفحه ای تیره تر. اماتوجه کنید باتمرین بیشتراین کاربرای شما راحت ترخواهد شد.

تمرین2 "حالاهاله خود راببینید "

برای دیدن هاله نورانی نیازبه اتاقی دارید که رنگ شده باشد . رنگ سفید یا شیری ارجحیت دارد . نوراتاق راملایم کنید ودرفاصله چند متری روبه دیواربایستید دست راست خودرادرازکنید و بالا ببرید تا نوک انگشتانتان رو به سقف باشد  ازلابلای انگشتان خود به دیوارنگاه کنیدتوجّهتان به جای دست خود به دیوار باشد بعد چند لحظه یامدتی متوجه می شوید دست شماهاله مشخصی دارد که تقریبا بی رنگ یاخاکستری کمرنگ است به نظرمیرسدودراطراف دست وانگشتانتان قراردارد وقتی توانستید آنراببینیدحواس خود را روی هاله متمرکزکنید دراین موقع معمولاغبارمحومی شود این باربا تمرکزبیشترآن قدرتمرین کنید تا آن راراحت ببینید . شمابعد مدتی که به دیدن هاله نورانی عادت کنید رنگها کم کم برای شمانمایان میشوند سعی نکنید همه ی حواستان را برای دیدن رنگ بگذارید اجازه دهید این توانایی کم کم خودرانشان دهد این تمرین برای شروع بسیارمفید است ودراصل پایه یدیدن هاله است تاخود رابه دیدن هاله عادت داده ورنگها رابعد دیدن غبارخاکستری ببینید .

ادامه تمرین2

تمرین رابادیگردستتان انجام دهیدوبعد سعی کنید درشرایطی که نوربیشتراست این کاررا انجا م دهید وقتی درابتدای کارهستید وهنوز به دیدن هاله عادت نکردید نورکم بهتراست.

آزمایش رابادیگرقسمتهای بدنتان هم انجامدهیدبیشترمواقع به خصوص برای مبتدیان لباس جلوی دید را می گیرد بهتراست تمرین رابا بدن نیمه برهنه انجام دهید.

حتی اگرعینکی هم هستید بدون عینک می توانید هاله را به خوبی ببینید.

تمرین دونفره (تمرین 3): ازاینجا شما نیازبه یک دوست همعقیده خود دارید تادر انجام تمرینات شما را یاری کند.

ازدوستتان بخواهید مقابل دیوار رنگ شده بایستد خودتان چند متر ی عقب تر بایستید وبه جهتی که دوستتان ایستاده نگاه کنید اماحواستان به دیوار پشت سراوباشد با تنفس عمیق خود را آرام کرده ومحل باید مرتب وساکت باشد تا نتیجه درست باشد . درحین خیره شدن به دیوار اطراف دوستتان ممکن است چشمانتان سنگین شده وحالت خیره به خود بگیرد که مفید است دراین مواقع ممکن است احساس عجیبی به شما دست دهد اما ناگهان متوجه خواهید شد هاله ای غبارمانند دورسر دوستتان را احاطه کرده است شما آن را در محدوده دید خود خواهید دید ممکن است فقط هاله دور سر و گردن دوستتان را ببینید چون لباس او باعث انقباض هاله نورانی است درضمن انرژی که ازسرانسان ساطع می شود مرئی ترازدیدن هاله دراطراف قسمت های دیگراست به محض اینکه هاله را دیدید سعی کنیدبرآن متمرکزشوید چند باراول هاله هنگامی که به آن نگاه می کنیدممکن است محوشود ولی مقاومت کرده  ودوباره تمرکزکنید تاجایی که وقتی به هاله نگاه می کنید محونشود . دائم آن را زیرنظربگیرید می بینید که درحال حرکت است .وقتی پلک بزنید امکان دارد چندلحظه ای ناپدید ودوباره پدیدارشوداین تمرین را درهرزمان ونوری انجام دهید حتی درفضای آزاد . هاله نورانی درهوای آزاد منبسط تراست این تمرینات رادرجاهای شلوغ انجام دهید مثل یک پاساژ یاخیابان تاجایی که هاله هرکه راخواستید درچندین لحظه به راحتی ببینید . راز دیدن هاله در پشتکار،تمرین وصبر است.

چندین سوال وجواب:

1:رنگ های هاله راچگونه راحت ترببینم؟

جواب:بعدتمرینات زیاد وعادت به دیدن هاله نورانی به قصد دیدن رنگها آزمایش 2و3 را انجام دهید .آزمایش 2 (دست خودتان ) راحت تراست

2:روش دیگری برای دیدن هاله نورانی به سبک تمرین 3 وجود دارد؟

جواب: بله به جای خیره شدن به دیوار به پیشانی دوست تان خیره شوید وبرآن قسمت تمرکز کنید سپس محدوده دید خود رابه آرامی گسترش دهید ابتدابه چپ وراست سپس به بالاوپایین نگاه کنید . متوجه خواهید شد که وقتی محدوده دید شما درجهات مختلف وسعت یافت چشمانتان کم کم ازحالت تمرکزکانونی خارج وغبارکمرنگی دورسردوستتان نمایان میشود بعدازتمرکزبیشترمتوجه خواهید شدغبارتبدیل به هاله نورانی مشخصی میشود وواضح ترخواهد شد . روی هاله متمرکزشویدواگرناپدیدشددوباره ماننددفعات قبل با تمرکزوتمرین بیشترروی هاله خیره شوید ورنگ آن وتغییراتش راببینید .تمرین 5 میتواند ترکیبی ازتمرینات قبلی باشد.

تبریک میگویم شماروش دیدن هاله رایاد گرفتید وحالامیتوانید درهرکجا باهرشرایطی هاله نورانی افراد راببینید وباآگاهی قبلی که ازرنگها دارید شخصیت افراد را درک کنید.

1)      نادی ها (کانالهای انرژی) :

حال که با هاله خود آشنا شدید و فرا گرفتید چگونه آن را ببینید نوبت آن رسیده تا با نادی ها یا همان کانال های سیستم انرژیکی بدن آشنا شوید.

در سیستم انرژی انسان نادی ها مانند رگ ها عمل می کنند همان گونه که کلمه نادی (nade-eye) به معنای رگ می باشد اما تفاوت آن با رگ های جسم انسان این است که در این رگ ها به جای خون انرژی حیات بخشی وجود دارد که مانند خون پر اهمیّت است وبدون آن انسان نمی تواند به حیات روی کره زمین ادامه دهد.نادی ها پِرانا یا همان انرژی حیات را در تمام سیستم انرژی انسان حمل می کنند.

یکی از راه هایی که ما انرژی حیات را از هستی دریافت می کنیم از راه تنفّس استپس تنفس درست اهمیت زیادی دارد.

درمتون قدیمی در باب تعداد نادی ها به طور متوسّط در بدن انرژیکی هر انسان به 72000و یا به350000 اشاره شده است.

سیاهرگ ها،سرخرگ هاومویرگ ها قطر متفاوتی دارند.سیاهرگ ها وسرخرگ ها اصولا بدلیل قطر زیادتر نسبت به مویرگ ها از اهمیت بالاتری برخوردارند ولی هر سه خون را منتقل می کنند.

در بدن انرژیکی هم این مسئله صدق می کند وسه نادی اصلی نسبت به بقیه نادی هاوجود دارد که اصلی ترین آن ها "ساشامنا" و دو نادی مهم دیگر که به صورت مارپیچ دور آن می پیچند "پینگالا"و"آیدا"نام دارند.

ساشامنا در طول ستون فقرات ودر امتداد چاکرا های اصلی قرار دار و آن ها را به هم متصل می کند .

نادی "پینگالا"انرژی خورشید را جذب کرده و به بدن انرژیکی انسان می رساند.

نادی"آیدا"  انرژی  ماه را جذب کرده وبه بدن انرژیکی انسان می رساندو هر دو نادی سیستم انرژی انسان را ترمیم و شارژ می کند.

منابع: کتاب هاله نورانی جزوهی چاکرا ها نوشته سودابه یزدی

جمع آوری و تدوین محمد اکبری

ادامه دارد...

]]>
هاله نورانی (2) 2011-08-06T07:11:22+01:00 2011-08-06T07:11:22+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/25 محمد اکبری بدن اختری(احساسی): ظاهری شبیه به ابر دارد وروشن و شفاف به نظر می رسد و ممکن است تا چندین یارد اطراف بدن ادامه داشته باشد. احساسات منفی مانند نفرت، خشم، حسادت، کینه یا ترس در بدن اختری ایجاد ابر های سیاه و تیره رنگ می کند و در عوض احساسات مثبت مانند عشق، شکرگذاری،لذت وشادی در آن ایجاد رنگ های روشن وشفّاف می کند . بدن اختری هر گون احساسات را در درون هاله ما منعکس می کند. بدن اختری علاوه بر احساسات زود گذر، شخصیت فرد را هم با رنگ های ثابت و پایدار منعکس می کند  . هاله اختری درکل عهده دار

بدن اختری(احساسی):

ظاهری شبیه به ابر دارد وروشن و شفاف به نظر می رسد و ممکن است تا چندین یارد اطراف بدن ادامه داشته باشد.

احساسات منفی مانند نفرت، خشم، حسادت، کینه یا ترس در بدن اختری ایجاد ابر های سیاه و تیره رنگ می کند و در عوض احساسات مثبت مانند عشق، شکرگذاری،لذت وشادی در آن ایجاد رنگ های روشن وشفّاف می کند .

بدن اختری هر گون احساسات را در درون هاله ما منعکس می کند. بدن اختری علاوه بر احساسات زود گذر، شخصیت فرد را هم با رنگ های ثابت و پایدار منعکس می کند  .

هاله اختری درکل عهده دارحواس(پنج گانه)،احساسات وویژگی های شخصیّتی است.

هیچ یک از فرم های بدن لطیف به قوت بدن اختری نیست.

تمام احساسات برآورده نشده،  ترس ها و پرخاشگری های آگاهانه و غیر آگاهانه وهمچنین احساس تنهایی، طرد شدن و عدم اعتماد به نفس و...          را در خود نگه می دارد . این احساسات گفته امواج خود را از راه هاله ی احساسات و ایجاد پیام نا آگاهانه به سمت دنیای بیرون ارسال می کند در این لحظه اصل عمل و عکس العمل وارد میدان بازی می شود . امواج انرژی که به بیرون می فرستیم ،امواج هم سان خود را از اطراف جذب می کند و باآن ها یکی میشود .این بدین معناست که ما بارها وبارهابا اشخاص و شرایطی روبه رو می شویم که منعکس کننده آن چیزی هستند که به طور ناآگاهانه از آن دوری می کنیم.

وقتی امواج بدن روحانی با بدن اختری یکی می شوند، بدن اختری شروع به ساطع کردن هر چه بیشتر امواج می کند و خود را از شرّ تجربیات و احساسات بد وسرکوب شده وترس های درونی که پایین ترین فرکانس ها را دارند می رهاند. بدین ترتیب است که ما میتوانیم خود ودیگران را ببخشیم.

ازراه ارتباط با چاکرای پیشانی میتوان به بالا ترین فرکانس و ارتعاش بدن اختری رسید که باعث سلامتی آن می شود.

بدن ذهنی:

افکار ، اعتقادات ،عقل ،شهود ومنطق همه حاصل بدن ذهنی هستند که سطح امواج آن بالاتر از بدن اختری واتری است.

تابش هاله بدن ذهنی هم به چندین یارد می رسد . رنگ هاله کسانی که از نظر ذهنی پیشرفت ندارند مانند نوزادان به رنگ شیری وسفید است و هاله اشخاص متفکّر و کسانی که آگاهی عمیق تری دارند رنگ های بدن ذهنی روشن و شفاف تر است.

بدن فیزیکی از راه بدن اِتِری حواس واطلاعات دریافت شده را به بدن اختری می فرستد،بدن اختری اطلاعات را به احساسات تبدیل می کند. وآنها را به بدن ذهنی می رساند.

به علت تاثیر بدن اختری و احساسات سرکوب شده اش  اطلاعات بار هاوبارها تحریف شده وفکر منحرف می شود.

ازراه ارتباط با چاکرای تاج می توان به بالا ترین فرکانس و ارتعاش بدن ذهنی رسید که باعث سلامتی آن می شود.

بدن روحانی:

بدن روحانی بدن سببی نیز نامیده می شود که بالا ترین فرکانس را در میان دیگر بدن های لطیف دارد. برای کسانی که سطح روحانی آنها چندان زیاد نیست این لایه فقط یک یارد است ولی درکسانی که کاملا" به بیداری رسیده اند تا کیلومتر ها اطراف بدن ادامه می یابد ودرخشندگی دارد.

بدن روحانی ملایم ترین رنگ ها را دارد وبالاترین و درخشان ترین انرژی هارا از سطح روحانی هستی  می گیرد از آن جایی که پی درپی این انرژی به فرکانس های پایین تر تبدیل می شود از این رو در میان بدنهای ذهنی واختری و اتری هم جریان دارد و به و به امواج آنها سرعت می بخشد و کمک می کند تا سطح متعالی در جایگاه خودشان را بیابند. بدن روحانی بخشی از وجود الهی (روح) ماست.

معانی رنگ ها در هاله نورانی

اگر ما بتوانیم هاله نورانی را با رنگ هایش مشاهده کنیم قادر به تشخیص بیماری های روحی وروانی وجسمی خود خواهیم بود.تمرین های مشاهده هاله در ادامه خواهد آمد اما قبل از آن به معنی هر رنگ در هاله میپردازیم.

همه انسانها در برابر رنگ واکنشی احساسی دارند. حتی آنان که درباره رنگها اطلاعات کافی ندارند میدانند که رنگهای گرم، شور وهیجان واحساسات مثبت به وجود می آورد و رنگ های سرد باعث رخوت آرامش و آسودگی .

ما با استفاده از رنگ ها احساسات خود را بیان می کنیم مثلا در موقع عصبانیت میگوییم از شدت عصبانیت قرمز شده بودم ویا احساس سر سبزی می کنم یا روزگارش سیاه شده بود. چه بسا این این عبارات زمانی سر زبان ها افتاد که مردم متوجه دخالت احساسات در هاله شدند.

قرمز:

ویژگی :رهبری

رنگ قرمز دارای اقتدار است . این رنگ نفسی قوی و محکم به شخص می دهد   و تمایل به پیشرفت و موفقیت را در او بیدار می کند .در دوران کودکی رنگ قرمز بسیار مقهور است بخصوص اگر شخصی مجبور باشد خود را با شرایط خانواده وفق دهد.در نتیجه هاله نورانی گاهی اوقات تحت فشار وکدر است .وقتی شخص به دوران بزرگسالی می رسد و میتواند روی پای خود بایستد هاله نورانی او منبسط می شود و نشان می دهد او قادر است هر کاری را انجام دهد .  افرادی که رنگ زمینه هاله آنان قرمز است غالبا در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند زیرا اشتیاق انرژی ونفوذ لازم را برای الهام بخشیدن به دیگران  دارند و افرادی دلسوز و خونگرم هستند. رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرئت وجسارت طبیعی دارد. از ویژگی های منفی رنگ قرمز عصبانیت و خود خواهی است.

نارنجی

ویژگی : هماهنگی و مشارکت جویی

نارنجی جزو رنگ های نرم وقابل توجه است که در زمینه افرادی که به طور طبیعی کار آمد وسریع الانتقال هستند وبراحتی می توان با آنان کنار آمد.

دیده می شود آنان قادرند مردم را به راحتی ببخشند. اغلب خود رادر موقعیتی می یابند  که باید مشکلی را حل کنند آنان مردمی متفکر فروتن ولایق هستند که جای پای خود را روی زمین محکم می کنند .

از ویژگی های منفی نارنجی تنبلی طرز فکر ”بی خیالش باش! ”  است.

زرد

ویژگی : خلاقیت ونبوغ

افرادی با رنگ زمینه زرد با حرارت وناپایدار هستند.آنان متفکرانی سریعند وازسرگرم شدن وسرگرم کردن لذت می برند. این افراد معاشرتی واجتماعی هستند واز گفتگو های طولانی در هر زمینه ای لذت می برند .آنان مشتاق یادگیری اند اما بیشتر اوقات محض تفریح کار می کنند و به سختی کاری راتا پایان دنبال می کنند و از بسیاری از مسائل سرسری می گذرند.از ویژگی های منفی زرد، ترسویی وتمایل به دروغ گویی است.

سبز

ویژگی شفا بخشی دارند.

سبز رنگ آرامش دهنده ای است و افرادی که این رنگ را در زمینه هاله خود دارند صلح طلب وشفابخش های ذاتی هستند . آنان افرادی مشارکت جو ومعتمد وسخاوتمند وشاید وانمود کنند متین و بی قید اما وقتی لازم بدانند بسیار کلّه شَق و لجباز می شوند. تنها راهی که بتوان عقیده افرادی با رنگ زمینه سبز را تغییر داد این است که به آنان القا کنیم این عقیده خود آنان است. از ویژگی های منفی سبز سختگیری وخود رایی است.

آبی

ویژگی: متنوع

آبی رنگ اعجاب آوری است و در زمینه هاله اشخاصی وجود دارد که ذاتا"  مثبت وبا حرارت هستند . درنتیجه هاله ی آنان به طور طبیعی  بزرگ ودرخشنده است . زندگی آنان نیز مانند هر کسی پستی وبلندی دارد و امّا همیشه سعی می کنند با آسان گرفتن مسئله به نحوی از پس مشکلات بر آیند.افرادی بارنگ زمینه آبی همیشه احساس جوانی می کنند .آنان بی ریا ودرست کار هستند  و دقیقا آنچه در ذهنشان می گذرد را بر زبان می آورند.از ویژگی های منفی آبی  تنبلی در به پایان رساندن کارهاست این افراد معمولا با حرارت و اشتیاق کاری را شروع وسخت آن را به پایان می برند .

نیلی

ویژگی : مسئولیت پذیری در قِبال دیگران

معمولا به سختی می توان این رنگ را در زمینه هاله تشخیص داد.

چون گاهی تقریبا" بنفش به نظر می رسد .از آنجا که نیلی رنگی گرم شفابخش و پرورش دهنده ای است افرای که دارای این رنگ هستند سر انجام به کار های ای روی می آورند که به نوعی بشر دوستانه است . آنان از کمک کردن وحمایت دیگران لذّت میبرند وبیشترین زمان شاد بودنشان وقتی است که در میان دوستدارانشان هستند.

از ویژگی های منفی نیلی ناتوانی در نه گفتن است این گونه افراد براحتی مورد سوء استفاده قرار می گیرند.

بنفش

ویژگی : توسعه معنویّت وبصیرت

بی دلیل نیست که اُسقُف های اعظم ردای بنفش میپوشند . افرادی که این رنگ را در زمینه هاله خود دارند در تمام مراحل زندگی به دنبال معنویات هستند تعیین اینکه درمعنویت چقدر پیشرفت می کنند  به کیفیت این رنگ درهاله آنان بستگی دارد بسیار از افرادی که رنگ زمینه بنفش دارند سعی میکنند این طبیعت خود را پنهان کنند. این خصوصیّت  برای آنان شادی نمی آورد  و به خوبی آگاهند آن طور که باید در زندگی انجام وظیفه نکردند.

به محض اینکه شروع به یادگیری وپیشرفت در زمینه آگاهی وخرد کنند هاله نورانی شان بزرگتر ودرخشنده تر میشوند.از ویژگی های منفی رنگ بنفش برتری طلبی است که میتواند در دیگران احساس حقارت بر انگیزد.

نقره ای

ویژگی آرمان گرایی

تشخیص این رنگ در زمینه هاله غیر عادی است . اگر چه غالبا در یکی از رنگ های دیگر هاله هم دیده شده است  . افرادی که دارای این رنگ هستند سرشار از عقاید مهم ولی غم انگیز اند که بیشتر آنها غیر عملی است. این افراد معمولا انگیزه ای ندارند وبیشتر رویایی هستند تا مرد عمل به محض اینکه آنان انگیزه پیدا کنند و فکری به ذهنشان خطور کند که ارزش پیگیری داشته باشد تماشای پیشرفتشان دیدنی ولذت بخش است.

طلایی

ویژگی :نامحدود

طلایی قوی ترین رنگ است که کسی میتواند داشته باشد این رنگ به کسانی اعطا شده که در مقایس گسترده ای قادر  به انجام هر طرحی که به ذهنشان خطور کنند هستند ودر آن راه به مقصود نایل میشوند آنان افرادی بانفوذ و بردبار وکوشا و هدف دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزر گترین هدف خود دست می یابند تعجبی ندارد که هاله دورسر مقدسان وروحانیون وامامان در نقاشیها طلایی است  تا اقتدار نامحدود آنان را نشان دهد.

صورتی

ویژگی : موفقیت مالی و مادی

این رنگ به ظاهر لطیف و ملایم غالبا در زمینه هاله افراد مصمّم ویک دنده دیده میشود آنان دیدگاه خود را دست بالا میگیرند  و با عزمی راسخ هدفشان را دنبال میکنند  تعجبی ندارد که اینگونه افراد معمولا بر مسند قدرت نشسته اند ومشاغل پر مسئولیت دارند به هر حال آنان عمیقا میانه رو وبی تکلف هستند  و از زندگی آرام لذت میبرند این افراد مهربان دوست داشتنی وملایم هستند و معمول وقتی در میان دوستدارانشان  به سر می برند  خوشترین اوقات را دارند.

سفیدسفید

ویژگی:مکاشفه والهام

سفید رنگ خلوص وصفاست و به ندرت در رنگ زمینه دیده میشود  از آنجا که تمام رنگ ها بر گرفته از سفید است اساسا سفید نام دیگر نور است اینگونه افراد افتاده ومیانه رو ودر حد مقدسان بشر دوست هستند  . آنان اغلب برای خاطر نَفس خودشان چیزی نمیخواهند وبیشتر نگران رفاه دیگرانند این افراد معمولا در تمام عمر بشدت خردمند ودارای قوه درک مستقیم هستند.

تشعشع هاله نورانی:

شاد ترین افراد کسانی هستند که رنگ هایشان با هم ترکیب میشوند. بعضی از ترکیب ها ممکن است بعید به نظر برسد.اما در عمل کارایی خوبی دارد مثلا فردی رنگ زمینه قرمز دارد(استقلال رهبری) ممکن است شعاع هایی از نارنجی(کاردانی سیاست مداری وملایمت ) نیز از هاله او ساطع شود. چنین فردی خصوصیات رهبری را در خود دارد اما این کار را با ملایمت انجام میدهد او با امر ونهی به نتیجه نمیرسد ولی اگر مردم را به همکاری دعوت کند موفق میشود .

اگر موفق به دیدن تشعشعات هاله شدید معانی آن ها را ببینید.

قرمز:

علاقه به عهده داری کاری ومسئولیت داشتن آنان طالب قدرت وپاداش های مادی ناشی آن هستند و از تصمیم گیری لذت می برند .

نارنجی:

از سپری کردن اوقات با دوستان وخانواده لذّت میبرند و ذاتا سریع الانتقال آداب دان و دلسوز اند.

زرد:

از عقاید جدید لذت برده ودوست دارنداز راه های مختلف ابراز وجود کنند مانند: رقصیدن آواز خواندن نقاشی نویسندگی و بخصوص حرف زدن .

سبز:

از تلاش لذت برده و به دنبال فرصتی برای اثبات خود هستند آنان دوست دارند بی وقفه کار کنند تا به هدفشان برسند .آنان شفا دهندگانی ذاتی هستند.

آبی :

از آزادی و تنوع لذت میبرند و از هرچیزی که محدودیّت وممنوعیّت ایجاد کند متنفرند . بدترین شرایط کاری برای آنان نُه صبح تا پنج بعد از ظهر است آنان از سفر دیدن مکان ها چهره هالذت میبرند.

نیلی:

ازکمک به دیگران لذت برده (بخصوص افراد مورد علاقه شان ) همینطورحل کردن مشکلات خانوادگی ودر این رابطه مورد اعتماد ترین فرد هستند .

بنفش:

دوست دارن اوقات خود را صرف یادگیری و پرورش آگاهی وخرد خود کنند آنان معمولادرگیر فعالیت های فرامادی ومعنوی میشوند چون دوست دارند  به عمق هر مطلبی پی ببرند.

نقره ای:

از رویارویی با عقاید و اندیشه های بزرگ لذت میبرند و برای آنان مهم نیست عملی هستند یا نه  خودِ اندیشه دارای اهمیت است آنان میتوانند کاملا در تصوّرات خود غرق شوند  و همه چیز بر وفق مراد است و از نظر خودشان شاد ترین انسان ها هستند.

طلایی:

از قبول تعهّدات سنگین لذت میبرند آنان دنبال مبارزه هایی که بتواند زندگیشان را بسط دهد مبارزاتی که از حیطه راحتی وآسایش آنان فراتر میرود.

صورتی:

از برنامه ریزی وخیال پردازی هایی که در مورد موفقیت های مالی است لذّت میبرند .اگر آنان یاد بگیرند رنگ صورتی را با رنگ هاله ی خود هماهنگ کنند به موفقیت های چشمگیری دست می یابند.

سفید :

آرمان گرا وصلح طلب هستند آنان از حمایت آنچه به آن اعتقاد دارند لذّت میبرند و دنبال آینده ای بهتر برای نسلهای آینده اند

دیدن هاله نورانی :

هاله نورانی نیز مانند دیگر اجرام است یعنی ما میتوانیم آن را ببینیم  فقط چون لطیف تر از اجسام دیگر است آن را با کمی دقت وتمر کز میبینیم ولی وقتی به دیدن آن عادت کنید دیگر نیازی به دقت زیادی نیست  ما برای دیدن هاله نورانی از سمت راست مغز خود استفاده میکنیم.  شما با انجام تمرینات ابتدا آگاهی خود را در زمینه هاله نورانی افزایش وسپس آماده دیدن آن میشوید .

ابتدا شما را با مفهومی از تنفّس عمیق آشنا می کنم که نسبت به بقیّه روش ها تاثیر بیشتری دارد.

ازته شکم نفس راتاجایی که میتوانید به داخل دهید وآن را نگهدارید وبعدآرام نفس راتاانتها بیرون دهید . بهتراست باهرنفس عمیقی یک قسمت بدنتان راشل وریلکس کنید.

یعنی با نفس اول پاهایتان را آرام وشل، با نفس دوم گردن وشانه ها راآرام کنید و فشاررا ازروی  آن هابردارید وتاجایی ادامه دهید که کل بدنتان وتک تک اعضایتان آرام شود.

منابع: کتاب هاله نورانی جزوه ی چاکرا ها نوشته سودابه یزدی

جمع آوری و تدوین محمد اکبری

ادامه دارد...

]]>
هاله نورانی (1) 2011-08-06T07:04:58+01:00 2011-08-06T07:04:58+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/24 محمد اکبری اغلب انسان ها تصور میکنند دنیای مادی وبدن فیزیکی وچیزهایی که با ذهن منطقی وحواس فیزیکی قابل تشخیص اند تنها واقعیت های موجود در این جهان اند امّا چه بپذیریم و چه نپذیریم انسان بُعد انرژیکی ولطیفی دارد که حتّی از جسم وبدن فیزیکی او هم با ارزشتر است . قانونی درفیزیک حاکم است مبنی بر این که در جهان انرژی هرگز از بین نمیرود و صرفا از حالتی به حالت دیگر تغییر شکل میدهد ( قانون پایستگی انرژی) پس بدن مادی با تمام عملکرد ها وقابلیّت هایش شامل مجموعه ای از انرژی ها است که بدون آن بدن فیزیکی حتّی مو اغلب انسان ها تصور میکنند دنیای مادی وبدن فیزیکی وچیزهایی که با ذهن منطقی وحواس فیزیکی قابل تشخیص اند

تنها واقعیت های موجود در این جهان اند امّا چه بپذیریم و چه نپذیریم انسان بُعد انرژیکی ولطیفی دارد که حتّی از جسم

وبدن فیزیکی او هم با ارزشتر است .

قانونی درفیزیک حاکم است مبنی بر این که در جهان انرژی هرگز از بین نمیرود و صرفا از حالتی به حالت دیگر تغییر

شکل میدهد ( قانون پایستگی انرژی) پس بدن مادی با تمام عملکرد ها وقابلیّت هایش شامل مجموعه ای از انرژی ها است

که بدون آن بدن فیزیکی حتّی موجودیّت نمی یابد وتمام موجودات زنده وغیر زنده شامل این بُعد انرژیکی هستند.

ازاین علم در زمان های بسیار دور به صورت یوگا، انرژی درمانی،رنگ درمانی،جواهر وسنگ درمانی،طبیعت درمانی

،ماساژ درمانی،آهنربا درمانی و موسیقی درمانی استفاده های بسیاری در درمان بیماری ها انجام میگرفت و با عکس

برداری کرلیان از این بُعد لطیف عالم هستی صحّت این مطلب بر همگان اثبات شد و امروزه هم مراکز

انرژی،سنگ،ماساژ،رنگ و...درمانی در اقصی نقاط جهان مانند دیگر پزشکان انسان را هم از بُعد فیزیکی وهم از بُعد

انرژیکی درمان می کنند و مسلّما این نوع درمان ریشه ای تر ومفید تر خواهد بود ولی متاسّفانه در کشور ما به این مسئله

توجّه کمتری شده و ازاین نوع درمان استقبال نمی شود.

بُعد انرژیکی انسان شامل سه بخش اساسی است که جداگانه به هر کدام می پردازیم  .

1)  آئورا (هاله انرژی)

2)  نادی ها(کانالهای انرژی)

3)  چاکراها(مراکز انرژی)

 

 

1)هاله های انرژی

تعریف آئورا یا همان هاله  در فرهنگ لغات "تجلّی نامرئی" یا "میدان انرژی" است که اطراف تمام موجودات زنده وغیر

زنده (حتّی اشیا) را احاطه کرده است

آئورا نه تنها دور بدن را احاطه کرده بلکه جزئی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژی هارا منعکس می کند.

انرژی هایی که از هاله ما ساطع می شود شخصیّت و طرز زندگی وافکار واحساسات ما را منعکس می کند.

انرژی هایی که از هاله ما ساطع می شود به وضوح سلامت ذهن وجسم وروح مارا آشکار میکند.

هر بیماری قبل از نفوذ در بدن ابتدادر هاله ما خود را نشان داده (به صورت رنگ های تیره ورنگ سیاه ) وسپس

بعدازچندروز(بستگی به بیماری دارد) درجسم آشکار می شود. برای مثال فردی که در هاله ی او لکّه های سیاهی مشاهده

شد پس از چند روز فوت کرد ودر واقع هاله ی او داشت به انتقال فرد به دنیایی دیگر هشدار می داد.

در نتیجه شما می توانید با فنّ بینش هاله ها ودرمان آن (در ادامه می آید)بیماری های گذشته را ریشه کن وازبیماری های

آینده پیشگیری کنید. در هر حال هاله ها دارای رنگ هستند ورنگ های آن ها از رنگ سفید نشات می گیرد و هفت رنگ

رنگین کمان را تشکیل می دهد که هر کدام معنایی متفاوت را در خاطرات انسان یا حتّی احساسات و افکار زود گذر او و

شخصیّتش القا می نمایند.

هاله انسان لایه لایه است و هر لایه رنگ،خصوصیات و وظایف متفاوتی دارد. این لایه ها از مرکز به بیرون عبارتند از:

1)  بدن اِتِری         2) بدن اختری(احساسی)          3) بدن ذهنی           4)  بدن روحانی

هر کدام از این بدن ها(لایه ها) ارتعاشات متفاوتی دارند که هر چه ارتعاش لایه ای بالا تر باشد سالم تر و بهتر است ،ولی در حالت معمول رابطه ارتعاشی هاله ها به صورت زیر بر قرار است:

بالاترین فرکانس(ارتعاش)   بدن روحانی > بدن ذهنی > بدن اختری > بدن اِتِری پایین ترین فرکانس

اعتقاد بر این است هر چه فرد عارف تر وروحانی تر باشد هاله ی او بزرگتر ودرخشان تر است.

بدن اتری:

از نظر شکل و ابعاد مانند بدن فیزیکی است .

بدن اتری عهده دار نیرو هایی مانند شکل دادن به بدن فیزیکی،انرژی حیاتی،و خلّاق تمام حواس فیزیکی است .

بدن اتری انرژی های حیاتی را از راه چاکرای خورشیدی بدن ما (در ادامه به طور مفصّل می آید) از خورشید واز راه چاکرای ریشه از خاک می گیرد و این انرژی ها را ذخیره و تقویتشان می کند و به طور مستمر ازراه چاکرا ها ونادی ها به طرف بدن فیزیکی  این انرژی را به جریان می اندازد . این دو فرم انرژی (انرژی زمین وخورشید) زندگی متعادلی را برای سلول هابه ارمغان می آورد.

بدن اتری رابط بین بدن فیزیکی و بدن های بالا تر است و انرژی و اطلاعات را از بدن فیزیکی دریافت نموده وبه بدن های بالاتر منتقل می کند و همین طور انرژی و اطلاعات را از بدن های بالا تر به بدن فیزیکی می رساند . اگر بدن اتری ضعیف شود ممکن است فرد از نظراحساسی و ذهنی بی تفاوت شود .

شما می توانید با در آغوش گرفتن یک درخت ویا گیاهان دیگر یا نشستن زیر یک درخت با هاله اتری گیاهان ارتباط بر قرار کرده وهاله اتری خود را شارژ کنید وآن را قوی نمایید گیاهان نسبت به عشق شما واکنش نشان می دهد و با فرستادن انرژی به شما از شما قدردانی می کنند.

 

منابع: کتاب هاله نورانی جزوهی چاکرا ها نوشته سودابه یزدی

جمع آوری و تدوین محمد اکبری

]]>
خوش آمدید 2011-08-05T06:19:46+01:00 2011-08-05T06:19:46+01:00 tag:http://mavarapyramid.mihanblog.com/post/16 محمد اکبری   این وبلاگ درباره علوم ماورایی  از جمله :  پرواز روح، تمرینات حرکت دادن اجسام از راه دور(تله کنیزی) و بسیاری  ومطالب ماورایی دیگر است.   برای دسترسی به مطالب از نوار سمت راست(آخرین پست ها ) استفاده نمایید. خواهشمندم در انتهای هر مطلب روی نظرات کلیک کرده و نظر خود را با من در میان بگذارید یا هر سوالی دارید بپرسید.همچنین شما  میتوانید از طریق پشتیبانی آنلاین در انتهای صفحات با مدیر وبلاگ بصورت آنلاین وارد گفتگ

 

این وبلاگ درباره علوم ماورایی  از جمله :

 پرواز روح، تمرینات حرکت دادن اجسام از راه دور(تله کنیزی) و بسیاری

 ومطالب ماورایی دیگر است.

 

برای دسترسی به مطالب از نوار سمت راست(آخرین پست ها )

استفاده نمایید.

خواهشمندم در انتهای هر مطلب روی نظرات کلیک کرده

و نظر خود را با من در میان بگذارید یا هر سوالی دارید بپرسید.همچنین شما 

میتوانید از طریق پشتیبانی آنلاین در انتهای صفحات با

مدیر وبلاگ بصورت آنلاین وارد گفتگو ومطرح کردن

سوالات شوید

باتشکر

 

مدیر وبلاگ :محمد اکبری

 

 

]]>